«خداحافظ اینگرید برگمن» داستان دختری به اسم هلیا از یک خانواده مرفه است. هلیا زندگی یکنواخت و آرامی دارد و به خاطر وضع مالی پدرش از چهارده سالگی خواستگارهای زیادی داشته، ولی تاامروز که بیست و دوساله شده هیچوقت پسری توجهش را جلب نکرده است. هلیا برای اینکه بیکار نباشد به دانشگاه میرود و در آنجا برای اولین بار عاشق میشود، عاشق پسری که در پیتزافروشی کار میکند. آن هم با یک نگاه. کسی هم از این ماجرا خبر ندارد:
«او رفت و هلیا شد همه چشم. پسرک کمی که رفت برگشت پشت سرش را نگاه کرد. هلیا را دید. لبخند زد وگفت چیزی می خواید؟
هلیا هول شد نه قاطعی گفت و محکم در حیاط را بست. پشت در تکیه داد. دستش را روی قلبش گذاشت. ضربانش تند شده بود. نیمی از خوشی نیمی به خاطر دیدن یک عالمه فیلمهای عشقی پشت در ولو شد. روی زمین نشست. چشمهایش را بست و به پسری که دیده بود فکر کرد. به عشق در اولین نگاه اعتقاد داشت؛ و به احساسی که در اولین نگاه به قلب وارد میشود. خیلیها در اولین برخوردشان به او اظهار عشق کرده بودند ولی آن احساس در آنها نبود. پسرهای زیادی را دیده بود با آنها همنشین و همسخن شده بود دستشان انداخته بود. اصلاً خجالتی نبود که خیلیها هم از متلکهایش ذله بودند ولی چرا در برابر اینیکی شرم کرده و هولشده بود؟ و او چقدر راحت بود انگارنهانگار کارگر پیتزافروشی بود و سفارش دختر یکی از پولدارهای محل را برایش آورده بود. هرکه دیگر بود در کوچه خلوت اقلاً چیزکی میپراند. نه زیادی نجیب بود چیزی که هلیا در پسرهای اطرافش ندیده بود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خداحافظ اینگرید برگمن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
اینکه یک دفعه توی توصیف داستان یکی عامیانه و دیگریش ادبی بود خیلی افتضاح بود ، قشنگ مغز آدم متلاشی میشد ...
از زبان راوی ، هلیا ، عمه ، سیمین ، مهیار ، جهان ،عاطفه اینها خیلیییییی بد بود حداقل...بیشتر
۸
امیرحسین
توصیه میکنم.
۱۳۹۷/۱۰/۲۷
با اینکه خیلی داستان خوبی بود ولی نمیدونم چرا این مدل داستان ها پایان باز دارند...
بابا این مدل داستان ها پایان بازشون با روح و روان آدم بازی میکنه...
نکنید این کارا رو...😀
۲
~Oko(:
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۶
واقعا زیبا بود.هلیا در طول این کتاب از یه دختر پولدار و لوس به یه دختر پخته و عاقل تبدیل شد و با صبوری آخرش به خواستش رسید.
خوندنشو توصیه میکنم🌿
۱
♡..♡
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۰
خوبع👌👌
۰
فاطمه
۱۳۹۸/۰۶/۲۱
دوسش داشتم
۰
F.rh
۱۳۹۷/۱۱/۰۹
حس خیلی خوبی داشت ،ادم رو به فکر فرو میبرد ،
جنگیدن برای عشق ..
روراست بودن با خود..
فوق العاده بود.
۰
Dayana
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
خیلی کتاب عالی ایه من که خیلی دوسش داشتم متن جذاب و نویسنده زیرکی داشت و رمانش بیشتر شبیه یک فیلمنامه بود اینکه لحظه به لحظه حرکات شخصیت ها رو توضیح میداد باعث میشد تا خواننده خودش رو جای تک...بیشتر
۹
عشق یعنی کتاب
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۹
خیلی قشنگ بود. فقط کاش این که داستان از زبون کیه قاطی نمی شد ولی در هر حال زیبا بود.
❤کاش همه ی زندگی خواستن و دل باختن بود❤
۴
•سآرا •
۱۳۹۷/۱۱/۰۸
کتابش خوب بود.واقعا ارزش یه بار خوندن رو داره.با خوندن این کتاب یه آرامش عجیبی گرفتم..نمیدونم چرا...حتی حس میکردم باخوندن هر سطر کتاب باید گریه کنی دلم برای سیمین خیلی می سوخت.
۰
قاصدک!
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۷
داستان قشنگی داره!
۰
بهار
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۰
عالی بود این داستان نشون میده که هر سختی یه روز تموم میشه حتی ۳۰ سال بعد
۰
zoya
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷
واقعا عالی بود اولش فکر نمیکردم اینقدر داستانش جذاب باش ولی باید اعتراف کنم در اخر به گریه افتادم
۱
نینی
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۳
کتاب جالبی است پیشنهاد میکنم حتما یه بار بخونیدش
۰
みムのɨs
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۶
یچه ها من اول کتابم صفحه ۱۵۸ یه سوال دارم اخر بهم میرسن هلیا و مهیار
۰
الهام
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۳۰
مناسبدختر دبیرستانیا،یه رمان به سبک رمانهای سایت نودوهشتیا.
تمام چهرهام شد لبخند. لعنتی اسمم را چه با احساس گفت!
_SOMEONE_
۴۹
بخاطر هیچکس، هیچکس با پدرومادرت درنیفت.
_SOMEONE_
۴۷
عشق واقعاً چیز باشکوهیست...
•سآرا •
۴۷
زندگی همین است: بالا میروی، پایین میآیی. پرت میشوی، کج و راست ...درد میکشی، درمان میشوی. از دست میدهی، به دست میآوری و ته ته همه اینها یک چیز است که به راستی به آن نیازداری: آرامش.
•سآرا •
۳۵
شادیها هیچگاه کامل نیستند. حتی زمانی که خودت دلیلی برای غمگین بودن نداری این غم دیگران است که راحتت نمیگذارد.
"Shfar"
۳۴
عشق واقعاً چیز باشکوهیست...
_SOMEONE_
۲۶
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
میجویمت چنانکه لبتشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را
قیصر امینپور
Alaa
۲۱
من به فکر رفتن به دانشگاه بودم
💜ghazal💜
۱۸
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
میجویمت چنانکه لبتشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
اینکه یک دفعه توی توصیف داستان یکی عامیانه و دیگریش ادبی بود خیلی افتضاح بود ، قشنگ مغز آدم متلاشی میشد ... از زبان راوی ، هلیا ، عمه ، سیمین ، مهیار ، جهان ،عاطفه اینها خیلیییییی بد بود حداقل...بیشتر
با اینکه خیلی داستان خوبی بود ولی نمیدونم چرا این مدل داستان ها پایان باز دارند... بابا این مدل داستان ها پایان بازشون با روح و روان آدم بازی میکنه... نکنید این کارا رو...😀
واقعا زیبا بود.هلیا در طول این کتاب از یه دختر پولدار و لوس به یه دختر پخته و عاقل تبدیل شد و با صبوری آخرش به خواستش رسید. خوندنشو توصیه میکنم🌿
خوبع👌👌
دوسش داشتم
حس خیلی خوبی داشت ،ادم رو به فکر فرو میبرد ، جنگیدن برای عشق .. روراست بودن با خود.. فوق العاده بود.
خیلی کتاب عالی ایه من که خیلی دوسش داشتم متن جذاب و نویسنده زیرکی داشت و رمانش بیشتر شبیه یک فیلمنامه بود اینکه لحظه به لحظه حرکات شخصیت ها رو توضیح میداد باعث میشد تا خواننده خودش رو جای تک...بیشتر
خیلی قشنگ بود. فقط کاش این که داستان از زبون کیه قاطی نمی شد ولی در هر حال زیبا بود. ❤کاش همه ی زندگی خواستن و دل باختن بود❤
کتابش خوب بود.واقعا ارزش یه بار خوندن رو داره.با خوندن این کتاب یه آرامش عجیبی گرفتم..نمیدونم چرا...حتی حس میکردم باخوندن هر سطر کتاب باید گریه کنی دلم برای سیمین خیلی می سوخت.
داستان قشنگی داره!
عالی بود این داستان نشون میده که هر سختی یه روز تموم میشه حتی ۳۰ سال بعد
واقعا عالی بود اولش فکر نمیکردم اینقدر داستانش جذاب باش ولی باید اعتراف کنم در اخر به گریه افتادم
کتاب جالبی است پیشنهاد میکنم حتما یه بار بخونیدش
یچه ها من اول کتابم صفحه ۱۵۸ یه سوال دارم اخر بهم میرسن هلیا و مهیار
مناسبدختر دبیرستانیا،یه رمان به سبک رمانهای سایت نودوهشتیا.