
کتاب کوچولوی اضافی
پدیدآورندگان:
معصومه صالحیانتشارات:
انتشارات پر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
s.latifi
۴۱
چند دقیقه بعد، دکتر بیهوشی اومد. وقتی وارد اتاق شد، یه نگاهی به چشمهای معین کردم و سعی کردم تشخیص بدم چه حسی داره. فکر میکردم باید حس بدی داشته باشه از اینکه در حضورش یه دکتر مرد من رو تو اون وضعیت میدید. آخه پشت من کاملاً باز بود، از گردن تا کمر. درسته که دکتر محرمه و از لحاظ شرعی مشکلی وجود داشت نداشت، اما فکر میکردم که هیچ مردی از این وضعیت خوشش نمیآد.
zainab-d
۲۷
دخترم رو از روی چندین لایه پوست و گوشت نوازش کردم و توی دلم بهش گفتم:
ـ عزیزم دوستت دارم. هر جوری که باشی، هر اتفاقی هم که بعداً برات بیفته، تمام دنیا هم که بهت پشت کنه، یکی اینجا هست که عاشقته.
محمدحسین
۲۲
وقتی همهچیز بر وفق مراده، حرف زدن از چیزهای قشنگ خیلی آسونه و گوش دادن به حرفهای قشنگ بقیه هم خیلی لذت بخشه؛ اما وقتی یه مشکلی تو زندگیت هست و حالت خوب نیست، حرفهای قشنگ نه تنها حالت رو خوب نمیکنه که هیچ، بدتر هم کنه.
سحــر
۱۷
«آغوش تو آرومترین جای زمینه»؛
aysan
۱۷
«جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.»
s.latifi
۱۰
به وسطهاش که رسیدم، از همون یه اپسیلون عربیای که بلدم فهمیدم که آیهای که داشتم میخوندم معنیاش به بارداری مربوط میشه. توش کلمه «ارحام» بود و ارحام جمع رحم هست. کنجکاو شدم و معنی کل آیه رو خوندم. معنیاش تقریباً تو این مایهها بود: «فقط خدا میداند که بچههایی که در رحمها هستند دختر هستند یا پسر و آیا سالم هستند یا نه.»
تو دلم به خدا گفتم: «خدایا، ببخشید ها. من عذر میخوام. ولی این آیه در مورد همون هزار و چهارصد سال پیش صدق میکنه. الآن علم آنقدر پیشرفت کرده که هم جنسیت جنین رو میفهمن هم سالم بودنش رو.»
farzanepoursoleiman
۱۰
حس زنانهشون به حس فامیل شوهر بودنشون غلبه میکرد.
farzanepoursoleiman
۹
من با اون شکم گنده با تاکسی رفتم و برگشتم. با آژانس هم نه، با تاکسی.
melina
۸
ـ عزیزم دوستت دارم. هر جوری که باشی، هر اتفاقی هم که بعداً برات بیفته، تمام دنیا هم که بهت پشت کنه، یکی اینجا هست که عاشقته.
aysan
۸
«اجل برگشته میمیرد، نه آن بیمار سخت»
anisa tahmasbi
۷
«جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.»
Z.SH
۶
من تعجب میکنم از آدمهایی که فکر میکنن هر کس زایمان طبیعی میکنه به خاطر هزینهاش هست. یک درصد هم فکر نمیکنن که خیلیها دوست دارن طبیعی زایمان کنن چون هم برای مادر هم برای بچه مزایای زیادی داره. یه اتفاق بدی که الآن داره تو جامعه میافته اینه که سزارین تبدیل شده به نشانه تشخص. خیلیها برای اینکه متشخص به نظر برسن سزارین میکنن. درحالیکه حتی اگر آنقدر سطحینگر باشیم که میزان پول خرج کردن رو نشونه تشخص بدونیم، باز هم سزارین نمیتونه نشانه تشخص باشه
سحــر
۶
«هر اتفاقی که تو این دنیا میافته یه دلیلی داره. حالا ما چه اون دلیل رو متوجه بشیم چه نشیم، نباید در موردش چون و چرا کنیم. اصلاً نباید سعی کنیم باهاش بجنگیم.
میم.قاف
۶
میدونستی امروز کریسمسه؟ من اینرو به فال نیک میگیرم. بچهای که تو روز به این خوبی متوجه اومدنش شدیم حتماً قدمش خیره.
خیلی رک زد تو ذوقم:
ـ چه ربطی داره؟ اگر مثلاً روز رحلت پیامبر یا شهادت یکی از امامها میفهمیدی بارداری، میگفتی این حرفها خرافاته؛ اما حالا که تو یه روز خوب متوجه شدی، اینطوری میگی.
حرفش منطقی بود. ما آدمها دوست داریم اتفاقات رو اون طور که خودمون دوست داریم تعبیر کنیم. حرفش منطقی بود اما من دوست داشتم اون طور که دلم میخواست فکر کنم. دوست داشتم این همزمانی رو به فال نیک بگیرم.
aysan
۶
«درد حریف ما نشد، غصه به کار ما نبود».
معجزهیِ سپاسگزاری.
۵
وقتی همهچیز بر وفق مراده، حرف زدن از چیزهای قشنگ خیلی آسونه و گوش دادن به حرفهای قشنگ بقیه هم خیلی لذت بخشه؛ اما وقتی یه مشکلی تو زندگیت هست و حالت خوب نیست، حرفهای قشنگ نه تنها حالت رو خوب نمیکنه که هیچ، بدتر هم کنه.
ماریا
۵
«درد حریف ما نشد، غصه به کار ما نبود».
aysan
۵
«چیزی به اسم شانس وجود نداره. هر اتفاقی که برای ما میافته یه دلیلی داره»
park._.merlin
۴
خیلی سخته به پسرم یاد بدم که وقتی برای خودش مردی شد، از همسرش توقع نداشته باشه که فقط توی آشپزخانه و اتاقخواب خدمات ارائه بده. سخته بهش یاد بدم که ابراز محبت کردن به همسرش، حتی تو جمع، نهتنها کار بدی نیست، بلکه یه کار ضروریه. سخته بهش یاد بدم که تصمیمهای مهم زندگی رو نباید خودش تنهایی بگیره، بلکه باید با همسرش باهم تصمیم بگیرن. یاددادن همه اینها و موارد مشابه سخته چون اکثریت جامعه دقیقاً برعکس اینها رو به یه پسر و یه مرد القا میکنن. تو جامعه الآن ما، هر مردی که این کارها رو انجام بده، بهش میگن «زنذلیل». به خاطر همینه که حتی مردهای خوب هم سعی میکنن که این کارها رو مخفیانه انجام بدن تا برچسب زنذلیل بهشون نخوره.
parisa
۴
اما نزدیکترین آیه به این جمله آیه هشت سوره رعد هست که الهی قمشهای اینطوری ترجمهاش کرده: «تنها خدا میداند که بار حمل آبستنان عالم چیست و بار رحمها چه نقصان و چه زیادت آرد و مقدار همهچیز در علم ازلی خدا معین است.»
سحــر
۳
«بچههای سالم و باهوش مال باباهان و بچههای خنگ و عقبافتاده مال مامانهان».
میم.قاف
۳
«درد حریف ما نشد، غصه به کار ما نبود».
لیوبی11
۳
پنج روز باید بگذره.
متوجه منظورش نشدم.
ـ سه تا پنج روز بعد از چی؟ بعد از زمانی که فکر میکنم باید تخمکگذاری انجام شده باشه؟
ـ نه. سه تا پنج روز بعد از زمانی که باید عادت ماهانه میشدی و نشدی.
وای خیلی دیر بود. آنقدر طاقت نداشتم. فکر میکردم آزمایش خون زودتر از اینها جواب بده. بههرحال چارهای نداشتم. باید صبر میکردم.
ماریا
۳
این نتیجه که سرنوشت بچهات یا حتی خودت تا یه جایی به دست توئه. از یه جایی به بعد دیگه دست تو نیست. اونجاست که باید بپذیری، باید کنار بیایی، باید تسلیم بشی.
فاطر ۱۳۵
۳
بههرحال من نمیتونم بچهام رو بکشم. مادر نیستی که بفهمی هیچ مادری نمیتونه این کار رو انجام بده. حتی اگر بگی که حمایتم نمیکنی، باز هم سقطش نمیکنم. خودم بهتنهایی مشکلاتش رو به دوش میکشم.
melina
۳
اگر از شما بپرسن سختترین تصمیمی که آدم تو زندگی باید بگیره چیه، احتمالاً جواب میدید تصمیم به ازدواج یا انتخاب رشته تحصیلی و شغل؛ اما نظر من این نیست. قبول دارم ازدواج و انتخاب رشته و شغل جزو سختترین تصمیمهای زندگی هستن، اما سختترین نیستن. به نظر من سختترین تصمیم زندگی، تصمیم به بچهدار شدنه. شاید از این حرفم تعجب کنید، اما من براش دلیل دارم. بچهدار شدن تنها تصمیمیه که هیچ راه برگشتی نداره. ازدواج و رشته تحصیلی و شغل، راه برگشت دارن. شاید مسیر برگشتشون هزینه داشته باشه، چه هزینه مالی چه هزینه احساسی، اما بههرحال راهی وجود داره؛ اما وقتی که تصمیم گرفتی یه موجود زنده رو به دنیا اضافه کنی، دیگه نمیتونی به اون دنیا پسش بدی. بچه که بودیم، وقتی از مامانمون میپرسیدیم بچهها چه جوری به وجود میان، خیلیهاشون میگفتن لکلکها بچهها رو میارن؛ اما حالا که به این سن رسیدیم میدونیم لکلکی در کار نیست. اگر بود، احتمالاً لکلکها مسیر برگشت هم داشتن. اون وقت اگر پشیمون میشدیم، بچه رو به لکلک پس میدادیم و میگفتیم برش گردونه پیش خدا؛ اما واقعیت اینه که هیچ لکلکی در کار نیست، نه در مسیر رفت، نه در مسیر برگشت.
farzanepoursoleiman
۳
مادرها عاشق هستن و عاشقها هم که منطق سرشون نمیشه.
farzanepoursoleiman
۳
تو دلم گفتم: «ما آموزشوپرورشیها که تابستون تعطیلیم، تابستون میریم مسافرت. چه کاریه تو عید بریم که همهجا شلوغه و همهچیز گرونه؟»
matina
۲
اینکه در کنار کسی که باورهاش خیلی شبیه خودته زندگی آرومی داشته باشی که هنر نیست. هنر واقعی اینه که بتونی به تفاوتهای فردی احترام بذاری.
کاربر ۵۳۷۳۳۳۴
۲
«چیزی به اسم شانس وجود نداره. هر اتفاقی که برای ما میافته یه دلیلی داره»