جملات زیبای کتاب شهریار | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهریار

بریده‌هایی از کتاب شهریار

انتشارات:انتشارات جامی
امتیاز
۳.۹از ۱۴ رأی
۳٫۹
(۱۴)
هر گاه کسی بینگارد که منافع جدید باعث خواهد شد که شخصیت‌های بزرگی آزردگی‌های قدیم را فراموش کنند خود را فریب داده است.
Omid Souri
کشتار بی‌دلیل همشهریان، فریب دادن دوستان، بی‌ایمانی و بی‌اخلاقی، بی رحمی، و لامذهبی را نمی‌توان استعداد نیکویی نامید. این روش‌ها ممکن است انسان را به امپراتوری برسانند، اما به افتخار نمی‌رسانند.
مشکات'
مردم یگانه چیزی که می‌خواهند آن است که: مورد اجحاف و ستم و تجاوز قرار نگیرند.
مشکات'
غرور توده مردم یا اشراف به همان نسبت که مخالفانشان زبون شوند فزونی می‌یابد... بدین‌ترتیب میل به آزادی به همان نسبت که یک فرقه را به قدرت می‌رساند آنان را به ستمگری در حقّ دیگران وامی‌دارد. و در خلال این کشاکش‌هاست که افراد ضمن کوشش برای آنکه خویشتن را از هراس برهانند، دیگران را از خود می‌هراسانند و گزندی را که می‌خواهند از خود برانند بر دیگران روا می‌دارند، گویی که ضرورتی هست تا آدمی یا ستمگر باشد و یا ستمدیده
babak13z
نمی‌بایست راضی می‌شد، یکی از آن کاردینالی‌هایی که از او صدمه دیده بود یا از او وحشت داشت به مقام پاپی دست یابد، زیرا همان اندازه که نفرت انسان‌ها را خطرناک می‌سازد، وحشت نیز چنین می‌کند.
Omid Souri
«چون هوس‌های آدمی اشباع‌نشدنی است (زیرا سرشتش می‌خواهد که همه چیز را داشته باشد و همه‌ی کارها را انجام دهد و حال آنکه بختش دارایی و توانایی بهرمندی از لذایذ را محدود می‌کند) اندیشه‌ی او پیوسته ناخشنود و از آنچه دارد دلزده است و همین امر او را وا می‌دارد که از حال، بد بگوید و گذشته را بستاید و آینده را آرزو کند بی آنکه در این کارها انگیزه‌ای معقول داشته باشد.»
babak13z
هیچ چیز دشوارتر از آغاز یک جنبش، خطرناک‌تر از رهبری آن، و نامطمئن‌تر از کامیابی نهایی هدایت نهضتی نیست که می‌خواهد نظم نوینی برقرار سازد. زیرا همه‌ی کسانی که با شرایط و نظم قدیم در آسایش و رفاه می‌زیستند با شهریار نوآور دشمن خواهند شد و حامیان وی نیز که ممکن است در نظم نوین وضعیت بهتری یابند، هواداری‌شان با بی‌تفاوتی و سردی همراه است.
مشکات'
بنابراین، معمولاً همیشه آن که دوست شما نیست پیشنهاد می‌کند بی‌طرف بمانید، حال آنکه کسی که دوست شماست از شما می‌خواهد سلاح برگیرید و موضع خود را به صراحت اعلام کنید.
مهدی. ت
مردم همه آزادی را برای آن می‌خواهند که فارغ از منع و دخالت دیگران به دلخواه خود زیست کنند و در پی آرزوهایشان بروند. ولی چون آدمی برای این که بدین گونه آزاد و مستقل باشد باید دیگران را از استقلال خود محروم کند. آزادی خواهی مایه‌ی میل به فرمانروایی بر دیگران می‌شود. حتی کسانی که جز تنها و آزاد زیستن آرزویی دیگر ندارند، سرانجام در پی تسلط بر دیگران برمی‌آیند.
niloufar.dh
اگر گزندها و بلایا قبلاً پیش‌بینی شده باشند (که این پیش‌بینی تنها از مرد خردمند ساخته است) به تندی اصلاح‌پذیرند و قابل دفع. اما در صورت عدم پیش‌بینی و اجازه‌ی رشد دادن به آنها چنان که همه کس قادر به تشخیص و مشاهده باشد، آن گاه دیگر چاره و تدبیری وجود ندارد.
میرمنش
چه بسا با گذشت چهار ساعت نیز احساس خستگی نکنم، تمام دلهره‌هایم را از یاد می‌برم، نه بیمی از تنگدستی دارم و نه هراسی از مرگ. خود را سراپا به آنان می‌سپارم. و چون دانته می‌گوید هیچ دانشی بدون حظ آنچه درک شده است باقی نمی‌ماند، من نکات اصلی گفتگوهایی را که با آنان داشته‌ام یادداشت کرده‌ام.
مهدی. ت
واقعیت زندگی آن‌چنان که هست یا آن‌چنان که باید باشد فاصله زیادی دارد، و آن کس که از واقعیت غفلت کند و به پندار امید بندد، به جای کامیابی نابود خواهد شد، زیرا انسانی که بخواهد در حرفه خود کاملاً بر اساس نیکی و فضیلت رفتار کند، در میان این همه شرّ و پلیدی از میان خواهد رفت.
مهدی. ت
انسان به همان اندازه که در اثر اعمال بد ممکن است منفور شود به علت کردارهای نیک نیز می‌تواند مورد نفرت قرار گیرد.
مهدی. ت
زیرا انسان‌ها همواره در پی منافع خویش‌اند و با شما رو راست نیستند، مگر آنکه به زور وادار به صداقت شوند.
مهدی. ت
گزندی را که می‌خواهند از خود برانند بر دیگران روا می‌دارند، گویی که ضرورتی هست تا آدمی یا ستمگر باشد و یا ستمدیده
niloufar.dh
«چون هوس‌های آدمی اشباع‌نشدنی است (زیرا سرشتش می‌خواهد که همه چیز را داشته باشد و همه‌ی کارها را انجام دهد و حال آنکه بختش دارایی و توانایی بهرمندی از لذایذ را محدود می‌کند) اندیشه‌ی او پیوسته ناخشنود و از آنچه دارد دلزده است و همین امر او را وا می‌دارد که از حال، بد بگوید و گذشته را بستاید و آینده را آرزو کند بی آنکه در این کارها انگیزه‌ای معقول داشته باشد.»
niloufar.dh
زیرا به طور کلّی مسلّم شده است که انسان‌ها موجوداتی هستند ناسپاس، بی‌ثبات و ناپایدار، بی‌وفا، بزدل و طماع و آزمند، و تا وقتی موفق هستید به شما وفادارند، و چنان که قبلاً گفتم تا وقتی نیازی به آنان ندارید ادعا می‌کنند که حاضرند جان و مال و زندگی و فرزندان خود را فدای شما کنند، اما به محض نزدیک شدن واقعی خطر از شما روی برمی‌تابند.
Mohammad Zand
لویی دوازدهم پادشاه فرانسه به سرعت توانست میلان را تصرّف کند، ولی به همان سرعت نیز آن جا را از دست داد؛ و پادشاه پیشین میلان، لودوویکو توانست به آسانی و فقط بانیروهای خود آنجا را پس بگیرد، زیرا همان مردمی که دروازه‌های شهر را به‌روی پادشاه فرانسه گشوده بودند به زودی در اثر بد رفتاری وی دریافتند که فریب خورده‌اند و امیدی به منافع آینده نمی‌توانند داشته باشند و از این رو به بازگشت شهریار سابق خود کمک کردند. البته درست است که وقتی ایالتی سر به شورش بردارد و سپس شورش سرکوب شود، دیگر رهایی آن از چنگ شهریار چیره به آسانی مقدور نیست.
مشکات'
کسی که بخواهد ارباب شهری باشد که به آزادی خو گرفته، ولی نخواهد آنجا را ویران کند، خود باید منتظر ویرانی ونابودی به دست آن شهر باشد، زیرا آن شهر برای شورش همیشه شعار آزادی و امتیازات گذشته را به عنوان نقطه اتکا دراختیاردارد که نه گذشت زمان یا منافع زودگذر نمی‌تواند آنها را از یاد اهالی آن بزداید.
مشکات'
از سویی از آن رو که به اطاعت و فرمانبرداری خو گرفته‌اند و از طرفی چون شاهزاده‌های قدیمی دیگر در میانشان وجود ندارد، قادر نیستند در میان خود برای انتخاب کس دیگری به توافق برسند و نمی‌دانند که حکومت خود را نیز چگونه اداره کنند. بنابراین، برای مسلح شدن و پایداری کردن بسیارکند عمل می‌کنند وهر شهریار و فرمانروای دیگری می‌تواند به آسانی آنان را به زیر فرمان خود درآورد.
مشکات'
پرسش اصلی این است که آیا باید در اجرای برنامه‌ی خود به مسالمت و خواهش و تمنا متوسل شوند یا به زور؟ در حالت اول: موفقیت همیشه غیرممکن بوده است، اما درموارد استفاده از زور و اتکا به نیروی خویش، کمتر پیش آمده که نوآوران موفق نشده باشند.
مشکات'
تجربه نشان داده است که چه در پادشاهی‌ها و چه در جمهوری‌ها آن‌هایی که سپاه از خود داشته‌اند بیشتر به پیروزی دست یافته‌اند تا آن‌هایی که به سپاهیان مزدور متکی بوده‌اند، و مزدوران جز آسیب و زیان چیزی به بار نیاورده‌اند
مشکات'
همان طور که همه‌ی نقشه برداران برای اندازه‌گیری بلندی‌ها در نقاط پست می‌ایستند و برای اندازه‌گیری و ترسیم دشت‌ها در نقاط بلند، برای درک سرشت مردم هم باید شهریار بود و برای درک شهریاران باید در جای توده مردم قرار گرفت.
مهدی. ت
شهریاران خردمند نه تنها باید در حلّ مشکلات کنونی بکوشند، بلکه باید به دشواری‌های آینده نیز با دور اندیشی بنگرند تا در صورت وقوع، چاره‌ی کار آسان باشد؛ زیرا اگر منتظر بمانید تا تمام نشانه‌های بیماری ظاهر شود دیگر درمان نه تنها آسان نخواهد بود، بلکه چه بسا دیگر دیر شده باشد.
مهدی. ت
حتی به ضرب المثل معروف روزگار ما که «بگذار گذشت زمان سود و زیان را معلوم سازد» نیز اعتنایی نداشتند و تنها به دلاوری و دوراندیشی خود متّکی بودند، زیرا زمان ممکن است در آینده نیکی و بدی را با هم به همراه داشته باشد.
مهدی. ت
آرزوی هر چه بیشتر داشتن، براستی بسیار طبیعی و در میان همه‌ی آدمیان مشترک است و انسانها همواره هرگاه توانسته‌اند چنین کرده‌اند و می‌کنند و به این دلیل در خور ستایش اند و نه سرزنش، اما هرگاه توانایی چنین کاری را نداشته باشند، ولی به هر وسیله‌ای بخواهند به این آرزو تحقق بخشند، این کار دیوانگی و در خور نکوهش است.
مهدی. ت
همان اندازه که نفرت انسان‌ها را خطرناک می‌سازد، وحشت نیز چنین می‌کند.
مهدی. ت
واقعیت زندگی آن‌چنان که هست یا آن‌چنان که باید باشد فاصله زیادی دارد، و آن کس که از واقعیت غفلت کند و به پندار امید بندد، به جای کامیابی نابود خواهد شد، زیرا انسانی که بخواهد در حرفه خود کاملاً بر اساس نیکی و فضیلت رفتار کند، در میان این همه شرّ و پلیدی از میان خواهد رفت.
مهدی. ت
هر کس می‌پذیرد که خوش‌قولی پادشاه و اینکه در زندگی مردی راستگو و درست‌کردار باشد و از دروغ و نیرنگ دوری جوید تا چه اندازه نیک و ستوده است. با این حال، تجربه‌ی ما نشان داده است فرمانروایانی که کارهای بزرگی انجام داده‌اند آن کسانی نبوده‌اند که چندان به قول و پیمانشان وفادار بوده باشند و می‌دانسته‌اند: چگونه با نیرنگ دشمنان خود را به دام اندازند و در نهایت نیز بهتر و بیشتر از شهریاران خوش‌قول موفق بوده‌اند و باید بدانید که در این باره دو روش مبارزه وجود دارد. یکی از راه قانون و دیگری از راه زور.
مهدی. ت
و اگر کسانی هستند که می‌پندارند شاهی که وانمود می‌کند خرد او نه ناشی از هوشمندی خود وی بلکه به علت وجود مشاوران خوبی است که دارد، بی‌تردید اشتباه کرده و فریب خورده‌اند. زیرا اصل مسلّمی که در آن تردیدی نیست آن است که تا فرمانروایی خود هوشمند نباشد هرگز اندرز خوب را نه می‌فهمد و نه می‌پذیرد، مگر آنکه اتفاقاً تمام امور خود را به طور کامل به کسی سپرده باشد که از خوش‌اقبالی انسان بسیار خردمندی باشد. در این صورت اخیر، یک فرمانروا ممکن است فرمانروای خوبی باشد، اما مدت حکومت او چندان نمی‌پاید، زیرا آن مشاور هوشمند به زودی زیر پایش را خالی خواهد کرد.
مهدی. ت

حجم

۱۶۵٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۱۹۱ صفحه

حجم

۱۶۵٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۱۹۱ صفحه

قیمت:
۴۹,۰۰۰
تومان