جملات زیبای کتاب آدم کجا بودی؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب آدم کجا بودی؟subscriptionAvailable

کتاب آدم کجا بودی؟

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۲۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
هاینریش بل، سارنگ ملکوتی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
۲
- چند قدمی با من بیا، میخانهٔ کوچکی را نشانت می‌دهم که می‌توانی آنجا منتظرم بمانی. - برمی‌گردی؟ ایلونا با لبخند گفت: - معلومه، به محضی که بتونم می‌آم، من دوستت دارم. ایلونا ناگهان گردن او را گرفت و لبانش را بوسید و بعد سریع از آنجا دورشد، فاین‌هالز نمی‌خواست تماشاگررفتنش باشد و به سوی میخانهٔ کوچک رفت.
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
۲
شاید می‌بایستی دنبالش می‌رفت و او را وادار به ماندن می‌کرد، اما کسی نمی‌تواند انسانی را مجبور به کاری کند، آدم فقط می‌تواند انسانی را بکشد و این تنها اجباری بود که به حق کسی می‌توان روا کرد. کسی را نمی شود وادار به زندگی‌کردن و عاشق شدن کرد، این بی‌حاصل است و تنها چیزی که انسان قدرتی بر آن دارد مرگ است، و حال می‌باید انتظار بکشد با اینکه می‌داند انتظاری بیهوده است.