
بریدههایی از کتاب سی قرن و سی حادثه: مهمترین وقایع و تحولات سیاسی ایران از دوران مادها تا عصر حاضر
۳٫۸
(۲۳)
[ایرانیان از ما انتظار دارند که برای جبران هجوم به کشورشان، دستکم آنان را از خودکامگی شاه نجات دهیم.
رید بولارد ـ سفیر انگلیس در تهران]
مهدی
عجب در این است که مرض را شناخته و طریق علاج هم معلوم و اقدام نمیفرمایید...
بخشی از نامهی سید محمد طباطبایی به عینالدوله]
کاربر ۱۰۰۳۸۲۱۹
فصل سوم: فرمانروایی داریوش کبیر
(حوادث سال 1148 ق. هـ. و پس از آن)
[... من او را کشتم. پادشاهی را از او پس گرفتم. به خواست اهورامزدا من شاه شدم. اهورامزدا شاهی را به من تقدیم کرد...
از نوشتههای داریوش در کتیبهی بیستون]
ماجرای بهقدرترسیدن داریوش به ماجرای جانشینی کوروش و اختلاف میان پسران او و ناکامیهای کمبوجیه در عبور از بحران پیوند میخورد، از آشوبی بزرگ و شورشهای پس از آن میگذرد و سرانجام به بازسازی شاهنشاهی پارس منتهی میشود. با گذر از جزئیات مبهم و روایات مخدوش برجایمانده از آن سالها به آخرین ماههای حیات و پادشاهی کمبوجیه میرسیم که گویا با وجدانی دردمند و روحی آشفته به همهچیز و همهکس بدگمان بود. هرچند با قدرت و بیدردسر جانشین پدر شد و با فتح مصر به اعتبار و اشتهاری در خور فرمانروایان بزرگ دست یافت
مهدی تمدن رستگار
در ماجرای خشم روسها از استخدام مورگان شوستر و نظارت او بر امور مالی و گمرک ایران، مجلس دوم نیز منحل شد و همسایهی همیشه متجاوز شمالی با توپ بستن حرم امامرضا(ع) و قتل تعدادی از آزادیخواهان در رشت و تبریز از ایرانیها انتقام گرفت.
reza
از آنروز ایران به خود روز پیروزی ندید. روس و انگلیس اهمیت ایران را شناختند، ایشان پی سیاست گرفتند، ایرانیان دنبال غفلت رفتند.
کاربر ۱۰۰۳۸۲۱۹
فصل سوم: فرمانروایی داریوش کبیر
(حوادث سال 1148 ق. هـ. و پس از آن)
[... من او را کشتم. پادشاهی را از او پس گرفتم. به خواست اهورامزدا من شاه شدم. اهورامزدا شاهی را به من تقدیم کرد...
از نوشتههای داریوش در کتیبهی بیستون]
مهدی تمدن رستگار
ایران از مشکلاتی پیچیده و درهمتنیده سرچشمه میگرفت و همیشه پیامدها و نتایج فاجعهباری به دنبال داشت؛ از سستی و بلاهت طبقهی حاکم در سیاست داخلی و خارجی و فساد دولت و دربار و نیز جبن و ضعف ارادهی آنها گرفته تا دخالتهای بیگانه و وابستگیهای هرچه عمیقتر اقتصادی. چارهاندیشیهای سادهلوحانهی تصمیمگیران در بحرانها و ناکارآمدی ابزارهای سیاسی دولت و نیز وحشت از ایجاد هرگونه تنشی ولو به بهای نادیده گرفتن حقوق اساسی ایران، در کنار بیاعتمادی جامعه به طبقهی حاکم و تضاد و شکاف میان روحانیت غیردرباری با مردان قدرت از یک طرف و بحرانهای مالی همیشگی دولت و اتکا به شیوههای منسوخ تولید در رقابت با غولهای صنعتی از طرف دیگر، فهرستی کوتاه از آشکارترین مسائل این دوران از تاریخ ایران است.
ایرانی
دور دوم جنگهای قفقاز آغاز شد. از شاهی که اعتبار و حیثیت خود را مخدوش میدید و علمایی که برای مسلمانان قفقاز دلسوزی میکردند گرفته تا شماری از مردان دولت و دربار که انگیزهها و دلایل خود را داشتند و انگلیسیها که از پیشروی روسها به سمت جنوب نگران بودند همه واژهی «جنگ» را فریاد میزدند و به صدای اقلیتی که که از فرجام نبرد میترسیدند اعتنایی نداشتند.
Firooz
خود اسماعیل میگفت و باور داشت که برگزیدهی امام علی(ع) برای فرمانروایی است و نمیخواهد و نمیتواند از پذیرش این نقش شانه خالی کند. بانگ این تحول بزرگ با اشهد ان علی ولیالله و حی علی خیرالعمل در اذان برخاست و نماز روز جمعه با لعن و نفرین و تبری از خلفای سهگانه و امویها و عباسیها به پایان رسید.
mohammad
هرچند بسیاری از مردان خسته و خوابزدهی شاهنشاهی هخامنشی در نهایت به او پیوستند، روزهای سقوط و زوال، بدون قهرمان به پایان نرسید. سپهرداد در ساحل رود گرانیک، باتیس در غزه و آریوبرزن در گذرگاه منتهی به پارس با شرافت و دلاوری با او جنگیدند و مرگ و وفاداری به پارس را به جای زندگی در دنیایی با فرمانروایان جدید و تحمل ننگ شکست برگزیدند
کاربر ۱۱۴۴۷۷۸
حجم
۱۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۱۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
قیمت:
۵۲,۰۰۰
تومان