جملات زیبای کتاب سه خواهر | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه خواهر

بریده‌هایی از کتاب سه خواهر

نویسنده:آنتوان چخوف
انتشارات:نشر جوانه توس
امتیاز
۳.۵از ۱۱ رأی
۳٫۵
(۱۱)
فرض کنیم در میان صد هزار جمعیت عقب‌افتاده و خشن و بی‌سواد، افرادی نظیر شما فقط سه نفر باشد. خودبه‌خود معلوم است که شما نمی‌توانید بر توده تاریک اطرافتان غالب شوید. در طی زندگی کم‌کم مجبور به عقب‌نشینی می‌شوید و در توده صد هزار نفری گم می‌شوید. زندگی شما را در خود غرق می‌کند، ولی به هر حال از بین نمی‌روید و بر دیگران تأثیر می‌گذارید. بعد از شما کسانی مانند شما پیدا خواهند شد. شاید این بار تعدادشان شش نفر باشد. سپس دوازده نفر و همین‌طور زیاد می‌شوند تا این‌که افرادی چون شما اکثریت جامعه را شامل خواهند شد. بعد از دویست سیصد سال زندگی بر روی زمین به‌طور غیرقابل تصوری، عالی و شگفت‌انگیز خواهد شد.
tina
ایرینا: شما از زیبایی زندگی صحبت می‌کنید. ولی اگر این زیبایی فقط یک تصور باشد چه؟ ما سه خواهر تا به حال با زیبایی زندگی روبه‌رو نشده‌ایم. زندگی مانند علف هرزی دارد ما را خفه می‌کند
tina
«در هر زندگی مهم شکل آن است... آن‌چه که شکل خود را از دست بدهد از بین رفته به شمار می‌آید.»
tina
ورشینین: بله، سرنوشت همین است، فراموشمان خواهند کرد. هیچ کاری نمی‌شود کرد. تمام آن‌چه را که جدی، بزرگ و پراهمیت می‌دانیم ـ با گذشت زمان ـ فراموش و بی‌اهمیت خواهد شد.
tina
خوشبختی هیچ‌وقت وجود نداشته و در دسترس ما نخواهد بود. ما فقط همیشه آرزوی آن را داریم.
tina
باید بروم. دیر شده! قبلاً انسان‌ها درگیر جنگ بودند و تمام زندگی خود را به لشکرکشی و تاخت‌وتاز و فتوحات می‌گذراندند، ولی حالا این‌ها دیگر کهنه شده و از خود خلأ عظیمی بر جای گذاشته است که اکنون جای آن با هیچ چیزی پر نمی‌شود. البته انسان با اشتیاق در جستجوی جایگزین برای آن است که حتماً آن را پیدا خواهد کرد
Rose
با گذشت زمان مثلاً دویست سیصد سال دیگر، آیندگان، زندگی امروز ما را با وحشت و شاید هم با تمسخر نگاه خواهند کرد. آن‌چه امروز اتفاق افتاده، به نظرشان ناجور، سخت و بسیار نامناسب و عجیب خواهد آمد. واقعاً زندگی آن‌ها چگونه خواهد بود؟
tina
شعر لرمونتف را به یاد دارید: «آن سرکش در جستجوی کولاک است، گویی که آرامش را در کولاک می‌جوید»...
tina
بله، سرنوشت همین است، فراموشمان خواهند کرد. هیچ کاری نمی‌شود کرد. تمام آن‌چه را که جدی، بزرگ و پراهمیت می‌دانیم ـ با گذشت زمان ـ فراموش و بی‌اهمیت خواهد شد. (سکوت) جالب اینجاست، که در حال حاضر نمی‌دانیم چه چیزی پراهمیت و چه چیزی ناچیز و بی‌اهمیت و مسخره است.
zeinab shakibaee
مثلاً درباره آن زندگی که دویست، سیصد سال بعد از مرگ ما خواهد بود، حرف بزنیم. توزنباخ: چه می‌خواهید بشود؟ پس از ما سوار بالن هوایی خواهند شد، فرم کت‌ها عوض خواهد شد. شاید حس ششم شناخته شود و توسعه‌اش بدهند. ولی زندگی همان زندگی سخت، پر از رازها و سرشار از خوشبختی‌ها باقی خواهد ماند. حتی هزار سال دیگر هم انسان باز آه و ناله‌کنان خواهد گفت: «آه زندگی چه‌قدر سخت است!...» و باز هم مثل امروز ترس از مرگ وجود خواهد داشت.
zeinab shakibaee
شاید همین زندگی که این چنین به آن خو گرفته‌ایم با گذشت زمان، عجیب، نامناسب، غیرعاقلانه و ناپاک و شاید مملو از گناه شناخته شود...
kamand
ابتدا او برایم آدم عجیبی می‌آمد. بعد، دلم برایش سوخت و عاقبت عاشقش شدم... عاشق صدا و عاشق حرف‌ها
kamand
چندی قبل کتاب خاطرات یک وزیر فرانسوی را که در زندان نوشته است، می‌خواندم. این وزیر به‌خاطر رسوایی پاناما محکوم شده بود. نمی‌دانید با چه شور و شوقی درباره پرندگانی که از پنجره زندان تماشایشان می‌کرده، صحبت می‌کند. همان پرنده‌هایی که در زمان وزارتش هیچ‌گاه متوجه آن‌ها نشده بود. البته، حالا هم که آزاد شده باز هم آن‌ها را نمی‌بیند. شما هم همین‌طور، وقتی به مسکو بروید و در آنجا زندگی کنید دیگر توجهی به آنجا نخواهید داشت. خوشبختی هیچ‌وقت وجود نداشته و در دسترس ما نخواهد بود. ما فقط همیشه آرزوی آن را داریم
حسن

حجم

۷۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۹۰ صفحه

حجم

۷۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۹۰ صفحه

قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان