
بریدههایی از کتاب فلسفه فشن
۲٫۴
(۱۲)
اگر واقعاً زندگی، آنطور که طراح فشن تیری موگلر ادعا کرده، مسابقه بر سر زیبایی است، (۲۶) شانس باید با انسان یار باشد تا در زمانهای زاده شود که معیارهای زیبایی با ویژگیهای طبیعیاش همخوانی داشته باشند.
azaad
«بدنی سفت» با عضلات کشیده که در دههٔ ۱۹۸۰ مد بود در نگاه کسی که در عصر گوتیک زندگی میکرد عجیب بود. در اوایل قرن هفدهم، بعید بود روبنس از بدنی شبیه کیت ماس [مدل اهل بریتانیا] خوشش بیاید و مدلهای معمولی که روبنس کشیده هرگز به صحنههای نمایش فشن امروزی راه نمییابند، زیرا احتمالاً سایزشان ده شماره بزرگتر از مدلهای امروزی است. یکی از ایدئالهای زیبایی که منحصر به عصر ماست استخوانی بودن است. ویژگی مشترک همهٔ ایدئالهای زیبایی پیش از جنگ جهانی اول این بود که بدنی زیبا باید آنقدر چربی و عضله داشته باشد که استخوانها از زیرش نمایان نباشند. کسی که دندهها و استخوانهای لگنش بیرون زده بود «غیرطبیعی» و زشت بود.
azaad
«خدایا، آن زن در سال چند لباس را مستعمل میکند؟»
«آه، آقای عزیز! لباسهای بانوان ارجمند نه با پوشیدن که با دیده شدن کهنه میشوند.»
azaad
فشن از همان ابتدا انتقادهایی را به همراه داشت. نوشتههایی از قرن چهاردهم در دست است که در آنها ظاهر کسانی که جامههایی متفاوت با لباسهای مشخصاً کاربردی به تن میکنند مسخره توصیف شده است. تا دههٔ ۱۹۸۰، مطالعات «جدی» فشن به نکوهش اخلاقی و حتی تحقیر موضوعشان تمایل داشتند. اما در دو دههٔ گذشته همهچیز تغییر کرده است. در این کتاب، تا حد زیادی به نقد فشن میپردازم، اما آن را تحقیر نمیکنم. تلاش اصلی در این کتاب ایجاد رابطهای گویاتر با فشن و تغییر شیوهٔ برخوردمان با آن است. این کار ما را کاملاً از بند فشن نمیرهاند، اما به این وسیله میتوانیم تا حدی از آن مستقل شویم.
⠀⠀⠀
این کتاب یک تحقیق زیباییشناسانهٔ تجویزی هم نیست، به این معنا که قصدم ارزیابی زیباییشناسانهٔ فشنهای مختلف باشد. رویکرد این کتاب در مبحث زیباشناسی بیشتر توصیفی است تا تجویزی
⠀⠀⠀
اگر نگاهمان را صرفاً به قلمروِ لباسها محدود نکنیم و فشن را بهمثابهٔ پدیدهای در نظر بگیریم که تمام حوزههای دیگر مصرف را نیز در بر میگیرد و منطقش به حوزههای هنر، سیاست و علم نیز سرایت میکند، آشکار میشود که این پدیدهای است که در مجاورت هستهٔ دنیای مدرن قرار گرفته است.
khadwa
در حالت کلی، در ادراک ما از چیستیِ فشن میتوان دو نگاه اصلی را از هم تمیز داد: یک نگاه فشن را چیزی مربوط به پوشاک میداند و دیگری آن را سازوکار، منطق یا ایدئولوژیای عمومی میداند که حوزهٔ پوشاک یکی از حوزههای متعدد متأثر از آن است.
khadwa
هویت ما دیگر با سنتها ساخته نمیشود، بلکه امروز، بنا بر این حقیقت که انسان معاصر مصرفکننده است، مجبوریم این هویت را خودمان انتخاب کنیم. فشن، آنطور که در تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی از وبلن تا بوردیو ادعا شده، تنها مسئلهای مربوط به تفاوت طبقاتی نیست، بلکه به همان میزان به ابراز شخصیت فرد مربوط میشود. پوشاک بخشی از فرد است، نه چیزی بیرونی که صرفاً با هویت شخصی او در ارتباط باشد.
hooman waysea
هویت ما دیگر با سنتها ساخته نمیشود، بلکه امروز، بنا بر این حقیقت که انسان معاصر مصرفکننده است، مجبوریم این هویت را خودمان انتخاب کنیم. فشن، آنطور که در تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی از وبلن تا بوردیو ادعا شده، تنها مسئلهای مربوط به تفاوت طبقاتی نیست، بلکه به همان میزان به ابراز شخصیت فرد مربوط میشود. پوشاک بخشی از فرد است، نه چیزی بیرونی که صرفاً با هویت شخصی او در ارتباط باشد.
hooman waysea
اگر واقعاً زندگی، آنطور که طراح فشن تیری موگلر ادعا کرده، مسابقه بر سر زیبایی است، (۲۶) شانس باید با انسان یار باشد تا در زمانهای زاده شود که معیارهای زیبایی با ویژگیهای طبیعیاش همخوانی داشته باشند
sara.kh
تصور کردن پدیدهای اجتماعی که تحتتأثیر فشن قرار نداشته باشد دشوار است، چه شکل بدن باشد چه طرح خودرو، سیاست یا هنر.
کاربر ۱۰۱۴۰۳۷۷
آیا میتوان برای فشن کیفیات دیگری را جست؟ میتوان نظر منتقد و نشانهشناس معروف، رولان بارت، را پذیرفت که میگوید لباسها بنیان مادی فشن هستند، درحالیکه فشن خود یک سیستم معنایی فرهنگی است.
کاربر ۱۰۱۴۰۳۷۷
فشن پدیدهٔ اجتماعی گستردهای است که در تمام عرصههای اجتماعی حضور دارد و پوشاک تنها یکی از این عرصههای بسیار است.
سایه:)
«فشن نوعی لباس پوشیدن است که ویژگی اصلی آن تغییر سریع و مداوم سبک است. فشن از یک نظر خودِ تغییر است و در جوامع غربی هیچ لباسی بیرون از دایرهٔ فشن قرار ندارد.»
سایه:)
بیشتر به مفهوم فشن، بازنمودهای مختلف آن و چیزهایی که فشن ظاهراً میتواند سبب آنها شود بپردازم. در واقع میتوان گفت موضوع تحقیق من گفتمان فشن است.
khadwa
هویت ما دیگر با سنتها ساخته نمیشود، بلکه امروز، بنا بر این حقیقت که انسان معاصر مصرفکننده است، مجبوریم این هویت را خودمان انتخاب کنیم. فشن، آنطور که در تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی از وبلن تا بوردیو ادعا شده، تنها مسئلهای مربوط به تفاوت طبقاتی نیست، بلکه به همان میزان به ابراز شخصیت فرد مربوط میشود. پوشاک بخشی از فرد است، نه چیزی بیرونی که صرفاً با هویت شخصی او در ارتباط باشد.
hooman waysea
هویت ما دیگر با سنتها ساخته نمیشود، بلکه امروز، بنا بر این حقیقت که انسان معاصر مصرفکننده است، مجبوریم این هویت را خودمان انتخاب کنیم. فشن، آنطور که در تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی از وبلن تا بوردیو ادعا شده، تنها مسئلهای مربوط به تفاوت طبقاتی نیست، بلکه به همان میزان به ابراز شخصیت فرد مربوط میشود. پوشاک بخشی از فرد است، نه چیزی بیرونی که صرفاً با هویت شخصی او در ارتباط باشد.
hooman waysea
هویت ما دیگر با سنتها ساخته نمیشود، بلکه امروز، بنا بر این حقیقت که انسان معاصر مصرفکننده است، مجبوریم این هویت را خودمان انتخاب کنیم. فشن، آنطور که در تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی از وبلن تا بوردیو ادعا شده، تنها مسئلهای مربوط به تفاوت طبقاتی نیست، بلکه به همان میزان به ابراز شخصیت فرد مربوط میشود. پوشاک بخشی از فرد است، نه چیزی بیرونی که صرفاً با هویت شخصی او در ارتباط باشد.
hooman waysea
فشنْ جنسیت نمیشناسد و آن نگاه سنتی که فشن را مشغولیت ذهنی زنان میدانست امروز منسوخ شده است. امروزه از زن و مرد و پیر و جوان بیشتر و بیشتر جذب آن میشوند.
کاربر ۳۳۴۲۷۹۳
رشد فشن یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ جهان بوده است، زیرا جهت حرکت مدرنیته را نشان میدهد. در فشن میتوان یکی از خصلتهای اساسی مدرنیته، الغای سنتها، را مشاهده کرد. نیچه فشن را یکی از ویژگیهای دوران جدید به حساب میآورد، زیرا آن را دال بر رهایی از چیزهایی از جمله صاحبان قدرت میداند.
کاربر ۳۶۱۹۰۸۷
میلان کوندرا مینویسد: «هرچه چیزی آهستهتر باشد، بیشتر در حافظه میماند و هرچه سریعتر باشد، زودتر فراموش میشود.»
کاربر ۳۶۱۹۰۸۷
فشن فقط تا آنجا فشن است که بتواند به پیش برود. فشن بهصورت چرخهای به پیش میرود و یک چرخه بازهٔ زمانیای است از آنهنگام که یک فشن معرفی میشود تا لحظهای که با فشنی جدید عوض میشود. قاعدهٔ فشن بر آن است که این چرخه (بازهٔ زمانی) تا جای ممکن کوتاه شود، بهطوریکه حداکثر تعداد فشنهای متوالی ایجاد شود. از این منظر، فشن ایدئال فشنی است که فقط یک لحظه دوام آورد و سپس فشنی جدید جای آن را بگیرد. از این لحاظ، فشن به تحقق جوهر خود نزدیک و نزدیکتر شده است، زیرا چرخههای بازتولید آن کوتاه و کوتاهتر شدهاند.
کاربر ۳۶۱۹۰۸۷
در کل، فلاسفه خیلی هم از فشن آگاهی نداشتند. بار دیگر تأکید میکنم که کانت در این میان استثنا بود. او عنوان «استاد آراستهٔ هنرها» را یدک میکشید و با کفشهای سگکنقرهای و پیراهنهای اعلای ابریشمی اینطرف و آنطرف میرفت. کانت خودش در این باره میگوید: «بهتر آن است... که احمقی مد روز باشیم تا احمقی ازمدافتاده.»
احسان رضاپور
جین در بادی امر لباسی «برابریخواه» بود. اندی وارهول کوکا کولا را بهدلیل اینکه کالایی برابریخواه است ستایش میکند و میگوید:
کوکا کولا همهجا یک جور است و هر چقدر هم پول بدهید، نمیتوانید کوکا کولایی بهتر از آن که بیخانمانی کنار خیابان سر میکشد بخرید. هیچ دو کوکا کولایی را پیدا نمیکنید که با هم فرق داشته باشند و همهشان خوباند. لیز [الیزابت] تیلور این را میداند، رئیسجمهور این را میداند، آن بیخانمان این را میداند و شما هم این را میدانید.
Mobina.Gr
حجم
۱۹۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۹۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان