جملات زیبای کتاب دایی وانیا: صحنه‌هایی از زندگی روستایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دایی وانیا: صحنه‌هایی از زندگی روستاییsubscriptionAvailable

کتاب دایی وانیا: صحنه‌هایی از زندگی روستایی

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۹ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۲۹
استعداد دارم، باهوش و جسورم!... اگر به‌طور عادی زندگی می‌کردم، می‌توانستم شوپنهاور دیگری بشوم، یا داستایفسکی دیگری!
Mohammad
۲۸
در وجود انسان همه‌چیز باید زیبا باشد: چهره‌اش، لباس‌هایش، روحش و اندیشه‌هایش.
Mohammad
۲۳
دانستن راز کسی دیگر درحالی‌که آدم نمی‌تواند کمکش بکند، چه دردناک است.
pejman
۲۱
زندگی، کسالت‌بار، احمقانه و کثیف است.
Mohammad
۲۱
وقتی زندگی واقعی از آدم می‌گریزد، به سراب‌ها پناه می‌برد
pejman
۹
دانستن راز کسی دیگر درحالی‌که آدم نمی‌تواند کمکش بکند، چه دردناک است.
zahra.Askari
۸
انسان طوری خلق شده که با هوش و نیروی خلاقه‌اش، به دارایی‌های طبیعی‌اش بیفزاید، اما تاکنون چه چیزی آفریده؟ فقط نابود کرده. از تعداد جنگل‌ها روزبه‌روز کاسته می‌شود، رودها به خشکی می‌گرایند، شکار نایاب می‌شود، آب‌وهوا خشک و نامساعد می‌شود و زمین هرروز فقیرتر و زشت‌تر می‌شود.
samane mosavi
۸
مغزم دست‌نخورده باقی مانده، عقلم هنوز سر جایش است، اما احساس‌هایم کُند شده و زنگار گرفته‌اند. هیچ آرزویی ندارم، احساس احتیاج به هیچ‌چیزی هم نمی‌کنم، به کسی هم علاقه‌مند نیستم... شاید فقط به تو.
محمد جواد اخباری
۸
تنبلی و بیکاری مسری است!
Omid Souri
۶
کسانی که صد یا دویست سال پس از ما زندگی خواهند کرد و تحقیرمان می‌کنند که چرا زندگی‌مان را چنین احمقانه هدر داده‌ایم، شاید راز خوشبختی را دریابند. اما ما... برای‌مان فقط یک امید باقی می‌ماند. داشتن رویاهایی در سر، در تابوت‌مان، شاید آن موقع رویاهایی دلنشین به سراغ‌تان بیایند.
pejman
۵
گروهی آدم‌های بی‌شعور. وقتی آدم دو یا سه سال مدام با آن‌ها سروکار پیدا می‌کند، بی‌آن‌که متوجه باشد، خودش هم احمق می‌شود. این امر پرهیزناپذیر است.
Pluto068
۵
یلنا آندری‌یونا: امروز هوا خوب است، چندان گرم نیست. [لحظه‌ای سکوت] وینی‌تسکی: زمانی معرکه برای خود را به دار آویختن.
naarvan.bookworm
۴
آدم وقتی کسی را که دوست دارد نبیند، کم‌تر رنج می‌برد
zahra.Askari
۳
گذشته‌ای برایم نمانده، به‌طرز احمقانه‌ای آن را با افکاری بیهوده به باد داده‌ام. حالا هم جز پوچی‌ای بیهوده چیز دیگری برایم نمانده.
garshasp1996
۳
پیرها آخرعمری مثل بچه‌ها می‌شوند، دل‌شان می‌خواهد برای‌شان دلسوزی کنند، ولی این روزها کی دلسوزی سرش می‌شود؟
محمد جواد اخباری
۳
شب و روز، این فکر که زندگی‌ام هدر رفته، مانند شبحی بدخواه آزارم می‌دهد.
the bolter
۳
او را روی میزی خواباندم که عملش کنم، اما تا بوی داروی بیهوش‌کننده به دماغش خود، جابه‌جا مرد. این لحظه‌ای است که احساس‌های آدم جان می‌گیرند و سر برمی‌دارند و انگار به‌عمد آدمی را کشته باشم، عذاب وجدان گرفتم. آن‌وقت نشستم و چشم‌هایم را بستم ــ این‌طوری ــ و از خودم پرسیدم: آیا آن‌هایی که صد سال، دویست سال پس از ما به دنیا آمده و زندگی خواهند کرد، آن‌ها که ما راه را برای‌شان باز و هموار کرده‌ایم، به‌خوبی از ما یاد خواهند کرد؟ نه، دایه جان، فراموش‌مان می‌کنند.
در جست و جوی کتاب بعدی
۳
چشم‌هایم را بستم ــ این‌طوری ــ و از خودم پرسیدم: آیا آن‌هایی که صد سال، دویست سال پس از ما به دنیا آمده و زندگی خواهند کرد، آن‌ها که ما راه را برای‌شان باز و هموار کرده‌ایم، به‌خوبی از ما یاد خواهند کرد؟ نه، دایه جان، فراموش‌مان می‌کنند. مارینا: آدم‌ها بله، اما خدا فراموش‌مان نمی‌کند.
در جست و جوی کتاب بعدی
۳
وقتی زندگی واقعی از آدم می‌گریزد، به سراب‌ها پناه می‌برد.
Omid Souri
۲
از خودم پرسیدم: آیا آن‌هایی که صد سال، دویست سال پس از ما به دنیا آمده و زندگی خواهند کرد، آن‌ها که ما راه را برای‌شان باز و هموار کرده‌ایم، به‌خوبی از ما یاد خواهند کرد؟ نه، دایه جان، فراموش‌مان می‌کنند.
zahra.Askari
۲
دوست دارم زندگی کنم، عاشق موفقیت، افتخار و هیاهو هستم، حال آن‌که این‌جا، انگار در تبعیدگاهم. مدام به گذشته‌ام تأسف می‌خورم، شاهد موفقیت‌های دیگران هستم و از مرگ وحشت دارم... نه، دیگر نمی‌خواهم، تحملش را ندارم!
pejman
۲
وقتی زندگی واقعی از آدم می‌گریزد، به سراب‌ها پناه می‌برد. به‌هرحال، از هیچی بهتر است.
pejman
۲
گاهی پیش می‌آید که به‌طرز تحمل‌ناپذیری رنج ببرم. اما متأسفانه نوری در آن دوردست‌ها به چشم نمی‌خورد. دیگر هیچ انتظاری ندارم، از آدم‌ها هم خوشم نمی‌آید... خیلی وقت است که دیگر کسی را دوست ندارم.
zahra_gharnein
۲
خودم پرسیدم: آیا آن‌هایی که صد سال، دویست سال پس از ما به دنیا آمده و زندگی خواهند کرد، آن‌ها که ما راه را برای‌شان باز و هموار کرده‌ایم، به‌خوبی از ما یاد خواهند کرد؟ نه، دایه جان، فراموش‌مان می‌کنند. مارینا: آدم‌ها بله، اما خدا فراموش‌مان نمی‌کند. آسترف: متشکرم، دست‌کم تو حرف خوبی زدی.
محمد جواد اخباری
۲
یک زن موقعی می‌تواند با مردی دوست شود که اول رفیقش و بعد هم معشوقه‌اش شده باشد.
the bolter
۲
در سرزمین‌هایی که آب‌وهوای مساعدی دارند، مردمان‌شان کم‌تر با طبیعت درگیر می‌شوند، خلق‌وخوی ملایم‌تر و رفتاری محبت‌آمیزتر دارند. همگی‌شان زیبا، ملایم و حساس‌اند، گفته‌هاشان با ظرافت همراه است و حرکات‌شان دلپذیر. هنرها و دانش‌ها در این سرزمین‌ها شکوفا می‌شوند، فیلسوف‌ها بدبین نیستند، مردها با نرم‌خویی و ظرافت زیادی با زن‌ها رفتار می‌کنند...
Ati
۲
وقتی زندگی واقعی از آدم می‌گریزد، به سراب‌ها پناه می‌برد.
Ati
۲
همین زمینی هم که ما را تحمل می‌کند دیوانه است.
naarvan.bookworm
۲
جنگل‌ها زمین را زیبا می‌کنند و احساس درک زیبایی را به ما می‌آموزند. جنگل‌ها خشونت هوا را ملایم می‌کنند. در سرزمین‌هایی که آب‌وهوای مساعدی دارند، مردمان‌شان کم‌تر با طبیعت درگیر می‌شوند، خلق‌وخوی ملایم‌تر و رفتاری محبت‌آمیزتر دارند. همگی‌شان زیبا، ملایم و حساس‌اند، گفته‌هاشان با ظرافت همراه است و حرکات‌شان دلپذیر. هنرها و دانش‌ها در این سرزمین‌ها شکوفا می‌شوند، فیلسوف‌ها بدبین نیستند، مردها با نرم‌خویی و ظرافت زیادی با زن‌ها رفتار می‌کنند...
naarvan.bookworm
۲
پیرها آخرعمری مثل بچه‌ها می‌شوند، دل‌شان می‌خواهد برای‌شان دلسوزی کنند، ولی این روزها کی دلسوزی سرش می‌شود؟