
Mohammad
۲۵
به نظرش زندگی چیزی نبود جز پوچی و سنگینی بار مسئولیت.
شیوا
۱۶
او بدون اینکه بداند، به یک قانون بزرگ بشری دست یافته بود: برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی.
721
۳
او بدون اینکه بداند، به یک قانون بزرگ بشری دست یافته بود: برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی. اگر او یک فیلسوف بزرگ و خردمند مانند نویسندۀ این کتاب بود، میفهمید که کار آن چیزی است که باید انجام داد و بازی آن چیزی است که آدم مجبور به انجام دادنش نیست.
721
۲
البته شکی نیست که بین یک پسربچه و ستارهشناس، کسی که از شادی عمیق و ناب بهرهمند است، پسربچه است نه ستارهشناس.
721
۱
مردان ثروتمندی در انگلستان هستند که در فصل تابستان کالسکههای چهاراسبه را سیچهل کیلومتر در روز میرانند و از این کار لذت میبرند، تازه بابت آن کلی هم پول میدهند. ولی اگر قرار بود برای راندن همین کالسکهها دستمزد بگیرند، دیگر تفریح به حساب نمیآمد و ولش میکردند.
amir
۱
برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی.
Amir
۱
برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی.
کاربر ۱۹۲۱۸۴۴
۰
برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی
Mohamad Reza Kiani
۰
او بدون اینکه بداند، به یک قانون بزرگ بشری دست یافته بود: برای اینکه یک مرد یا پسربچه را مجبور کنی چیزی را به دست بیاورد، باید بهدست آوردن آن چیز را مشکل کنی.
