اکثریت عظیم روشنفکرانی که میشناسم درجستجوی هیچ کاری نیستند و هیچ کاری هم انجام نمیدهند، در ضمن به درد کاری هم نمیخورند. خود را روشنفکر میدانند ولی خدمه را «تو» خطاب میکنند، با دهاتیها همچون حیوانات رفتار میکنند. بد تحصیل میکنند. چیزی را بهطور جدی نمیخوانند. درباره علوم فقط حرف میزنند. از هنر سررشتهای ندارند. خودشان را مهم میپندارند و چهره جدی به خود میگیرند. فقط درباره مسائل ضروری صحبت میکنند. فلسفهبافی میکنند. آنوقت جلو چشم همگان کارگران تغذیهای ناچیز دارند. بدون تشک میخوابند. هر سی چهل نفر در یک اتاق میخوابند. همه جا مملو از ساس و تعفن و رطوبت است. فساد اخلاقی غوغا میکند... بنابراین همه صحبتهای شیرین و خوب ما برای آن است که خودو دیگران را فریب بدهیم.