
Parinaz
۳۵
زوجهایی که جلوی بقیه خیلی به هم میچسبند، معمولا رابطهشان دچار یک بحران است.
Marie Rostami
۱۸
. حسادت بیفایدهترین احساس آدمه.
kamrang
۱۱
به گوشی موبایلم که روی میز افتاده خیره میشوم. تا آن زمان هرگز، سکوت هولناک یک تلفن ساکت را حس نکرده بودم. چند بار شماره او را گرفته بودم؟ چه تعداد پیامک برایش فرستاده بودم؟ چه تعداد ایمیل بیپاسخ برایش فرستاده بودم؟ طوری به موبایل نگاه میکنم که انگار در کمین من نشسته و هر لحظه ممکن است به من حمله کند، اما باز آن را چک میکنم تا مطمئن شوم مبادا کسی زنگ زده باشد و من نشنیده باشم.
در آشپزخانه، به دنبال تهیه یک فنجان چای میروم، اما مثل کوه کندن برایم دشوار است. کیسه چای درون فنجان و آب در کتری است. بوی بدی از سطل آشغال به مشام میرسد، اما البته که بوها برایم مهم نیست. آنجا میایستم، بدون پلک زدن، در سکوت و خلسه، درحالیکه کتری با رنگ آبیاش در فضای دید جانبیام من را به زندگی برمیگرداند. سپس منصرف میشوم و به اتاق خواب برمیگردم. تلفن هنوز همانجایی است که آن را رها کردهام. شماره او را میگیرم.
Josee
۱۱
حسادت بیفایدهترین احساس آدمه
fãti
۹
اغلب احساس میکنیم در گذر زمان چیزی رو از دست میدیم؛ این موجب میشه احساس کنیم گذشته بهتر از حالا بوده.
((: noor
۹
ارزش زندگی در همون جزئیات معمولیاشه
kamrang
۸
اون رفته، ولی من هنوز فکر میکنم برمیگرده
kamrang
۶
سالی معمولا حتی وقتی نمیتواند من را درک کند باز هم تمام تلاشش را میکند. این تمام چیزی است که میخواهم، دوست دارم با من احساس همدردی کند، و برایم تعیین نکند چه احساسی داشته باشم.
kamrang
۵
شاید اینقدر غرق خوشبختی خودم بودم که خوشبختی او را از یاد برده بودم
((: noor
۵
اما، به قول معروف، عمر خیلی کوتاهه، مگه نه؟ وقتی میخوای یه اتفاق بیفته، باید یه کاری بکنی، وگرنه هیچ اتفاقی نمیوفته، یا یه نفر دیگه جای تو اون کار رو میکنه.»
n re
۳
پژواک لحظات نبودنش نفسم را در سینه حبس کند.
n re
۳
به گوشی موبایلم که روی میز افتاده خیره میشوم. تا آن زمان هرگز، سکوت هولناک یک تلفن ساکت را حس نکرده بودم. چند بار شماره او را گرفته بودم؟ چه تعداد پیامک برایش فرستاده بودم؟ چه تعداد ایمیل بیپاسخ برایش فرستاده بودم؟ طوری به موبایل نگاه میکنم که انگار در کمین من نشسته و هر لحظه ممکن است به من حمله کند، اما باز آن را چک میکنم تا مطمئن شوم مبادا کسی زنگ زده باشد و من نشنیده باشم.
((: noor
۳
دوست دارم فکر کنم بعضی از مردم برای هم آفریده شدند و همینطور میمونند، و هیچ وقت فکر نمیکنند میتونند با یه نفر دیگه خوشبختتر باشند.»
n re
۲
«اصلا نمیتوانستم باور کنم چیزی که قبلاً میدانستم، میتواند تا این اندازه برایم غیرمنتظره باشد.»
((: noor
۲
«اگه بخوای عاشق بشی، باید ریسک شکسته شدن دلت به شکلی غیرقابل التیام رو قبول کنی. برخی از ما میتونیم بدون این تجربه اسفناک با خوشبختی زندگی کنیم. اما بعضیهامون نمیتونیم. ما باید این چیزها رو تحمل کنیم تا احساس کنیم زنده هستیم. ما در شرایط افراطی شادی بیمثال و بدبختی محض رشد میکنیم. چیزی که خیلی تحملش رو نداریم، حد وسطه.»
((: noor
۲
«بعضی وقتها، ظاهر آدمها خیلی چیزها رو فاش میکنه.»
((: noor
۲
حسادت بیفایدهترین احساس آدمه. بعضی وقتها حسادت چیزی رو میکنی که در مورد یه نفر فکر میکنی اما واقعیت چیز دیگهایاست.»
kamrang
۱
وقتی شما به یک نقاشیخیرهکننده نگاه می کنید، تمام چیزهای دیگر را به فراموشی میسپارید؛ تمام مشغلههای دیگر را از ذهنتان پاک میکنید و به یک پوچی لذتبخش میرسید.
n re
۱
میخواهم از آن در بیرون بروم و همینطور آنقدر بدوم که تمام اینها از یادم بروند، تا وقتی که دیگر این بار سنگین را روی دوشم احساس نکنم.
n re
۱
شنیدن توصیف خودتان از زبان یک آدم دیگر که شناخت خوبی از شما دارد خیلی عجیب است. مخصوصآ وقتی که آنها به تغییری در شما اشاره میکنند که کاملا با آن مخالف نیستید.
n re
۱
اگر هنرمندی میخواست من را نقاشی کند، تابلوی زن جوانی را میکشید که تنها در اتاقی ایستاده که پر از نقاشیهایی درباره تنهایی مردم است: یک اندام بدون چهره از پشت سر که به شکلی محسوس در حال غصه خوردن است. کسی که او را میبیند فکر میکند او برای اولین بار کاملا تنها شده است؛
n re
۱
همه به خاطراتشون نیاز دارند. اونها پوچی و بیهودگی رو از زندگیمی برند
n re
۱
«اون هیچ وابستگی عاطفی به این زن نداشته. اگه این طور بود، اجازه نمیداد همه بدون هیچ لباسی اونو ببینند.»
×Mira×
۱
«یکی که یادم نیست کی بود میگفت هر کسی که شما میبینید، عاشق چیزی است، چیزی رو میخواد و چیزی رو از دست داده: شاید برای همینه که راحت میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. چون خودمونو تو اون میبینیم.»
Parinaz
۱
ما امید رسیدن به چیزی رو داریم که هرگز اتفاق نمیوفته.
((: noor
۱
هر کسی که شما میبینید، عاشق چیزی است، چیزی رو میخواد و چیزی رو از دست داده: شاید برای همینه که راحت میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. چون خودمونو تو اون میبینیم.»
((: noor
۱
«کریستینا چیزی رو از دست داده که هنوز به دنبالشه. این یه نفرین شومه، و متأسفانه، کریستینا مانند بسیاری از ما هنر از دست دادن رو یاد گرفته.»
((: noor
۱
«کریستینا چیزی رو از دست داده که هنوز به دنبالشه. این یه نفرین شومه، و متأسفانه، کریستینا مانند بسیاری از ما هنر از دست دادن رو یاد گرفته.»
((: noor
۱
«نوستالژی، یعنی آمدن به خانه، درد و رنج. برخی دکترها اعتقاد دارند نوستالژی یک بیماریعصبیه. می دونستی؟ میبینی ما متعلق به گذشتهایم، اما نمیتونیم چون گذشته واقعآ وجود نداره. فقط ترکیبی از چیزهایی که به یاد داریم، و البته ما به «خاطرات خوب» میچسبیم، و خاطرات بد رو پاک میکنیم.»
((: noor
۱
«عشق جایگزین چیزی نمیشه، ادی. تمام چیزهای دیگه جایگزینی برای عشقاند.»