جملات زیبای کتاب سرما | طاقچه
تصویر جلد کتاب سرما

بریده‌هایی از کتاب سرما

انتشارات:سلما 131
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۶ رأی
۴٫۳
(۶)
سامیار من را نگاه کرد و گفت: ببخشید من دیروز باید بهت میگفتم بعد میرفتم من هم سامیار را نگاه کردم و گفتم: نه اشکال نداره، تو ببخش من نباید تنهات میزاشتم و با بچه ها میرفتم هستی هر دوی ما را نگاه کرد و گفت: خدا شفاتون بده
saghar
در آن لحظه چیزی تا منجمد شدن قلبم نمانده بود، شاید یک روز دوباره عاشق شوم شاید کنار کسی غرق در خوشبختی شوم اما تا رسیدن آن روز قطعا بارها گریه خواهم کرد، بارها نفسم میگرد و با آه از گلویم بیرون می آید، بارها در خود می شکنم و حق اعتراض به هیچکس را ندارم.
baby stark

حجم

۹۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۵۰ صفحه

حجم

۹۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۵۰ صفحه

قیمت:
۵,۰۰۰
تومان