جملات زیبا از متن کتاب نوش‌ داروی طرح ژنریک | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نوش‌ داروی طرح ژنریکsubscriptionAvailable

کتاب نوش‌ داروی طرح ژنریک

۴.۱(از ۱۵ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
سید حسن حسینی
categoryدسته‌بندی:
شعر نو،طنز،شعر معاصر

قیمت:

۱۱۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ـ چیست دل در قفس سینهٔ این بلهوسان؟ شاعری آخر شب زیر لب زمزمه می‌کرد و به یغما می‌رفت: کهنه‌آونگی آویخته از سقف هوا بین شیطان و خدا در نوسان!
اِیْ اِچْ|
۴۴
پیر برهمن گفت: از رود تا دریا راه درازی نیست رودی که از خود بگذرد دریاست!
کیارش
۱۲
تاجری مجلس تفسیر گذاشت ابتدا فاتحه بر قرآن خواند!
hadiizadi
۱۰
شاعر تشنه ز دریا می‌گفت اهل بیت سخنش را به اسارت بردند!
مهان
۹
با مدّعی محال است اسرار عشق گفتن! چونان که با تقلاّ ـ در کیسهٔ زباله ـ خورشید را نهفتن!
سپهر
۷
و امّا نمی‌توان منکر ارزش و اهمیت حیاتی نوش‌دارو شد، چرا که شاید باشند کسانی که هنوز سهراب مانده‌اند و هنوز در احتضارند و چشم به نوش‌دارویی دارند تا آنان را از غفلت و روزمرّگی برهاند و با معنای پنهان زندگی آشنا کند، و جز شعر کدام نوش‌داروست که بتواند آدمی را به حیاتی شگفت، بشارت دهد، و عُمقِ حُمقِ او را صریح و بی‌پروا به تصویر بکشد؟
سپیده
۵
شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت!
محسن
۵
ای روشنای دور ای حیرت صبور! «فردا» دوباره هست امّا تو نیستی باور نمی‌کنی؟ از آسمان بپرس!
Elahe
۵
مهتاب مرده است در من ستاره نیست امّا به چشم تو سوگند می‌خورم: از آسمان پُرَم!
Elahe
۳
مقدمه در این دوران که شاعران تاجر و تاجران شاعر، همچون قارچ از گوشه و کنار زمین بایر ادبیات رسمی و غیررسمی، سر بر می‌آورند و هر یک نیز محصولی مشابه تولید می‌کنند، بجا بود که طرح ژنریک، از انحصار داروسازان خارج شود و در این مقوله نیز به اجرا درآید!
سپیده
۲
چنین بود که شاعر این مجموعه، نه به دارو که به نوش‌داروی طرح ژنریک متوسّل شد، و اگرچه می‌دانست سهراب مرده است و هیچ نوش‌دارویی، توان احیای دوبارهٔ او را ندارد، با وجود این، به راه بادیه رفتن را بر نشستن باطل ترجیح داد و نخستین نوش‌داروی طرح ژنریک را به جامعهٔ بیمار ادبی هدیه کرد.
سپیده
۲
شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت!
M.M. SAFI
۲
نزدیک‌تر بیا من زنده‌ام هنوز امّا... نزدیک‌تر بیا من روی دست فاصله تشییع می‌شوم!
کیارش
۲
یک شب ستاره‌ای خرد فریاد زد که ای ماه تا چند خود نمایی؟! آن گاه ماهِ غمگین آهی کشید و با دست خورشید را نشان داد! یک شب ستاره‌ای خُرد از فرطِ خستگی مُرد!
کیارش
۲
شاعری وارد دانشکده شد دم در ذوق خود را به «نگهبانی» داد!
hadiizadi
۲
شاعری خنجر خورد شعرش از گرده به پیراهن ضارب پاشید!
M.M. SAFI
۱
ای روشنای دور ای حیرت صبور! «فردا» دوباره هست امّا تو نیستی باور نمی‌کنی؟ از آسمان بپرس!
M.M. SAFI
۱
صبحدم باد صبا با نرگس گفت: «بیدار شو ای رهرو خواب‌آلوده!»
M.M. SAFI
۱
در گوشهٔ چمن سوسن نگینِ حلقهٔ خویش است با صد زبان به ذکر خفی مشغول!
کیارش
۱
قریحهٔ زوری شاعری زوری بود چون سماور همه جا می‌جوشید دلِ از فرطِ حسد خون شده‌اش قوری بود! روزی از این شاعر پرسیدند: بهترین گل چه گلی است؟ پاسخ شاعر ما ـ یا به تعبیر دگر قُل‌قُل او ـ گل شیپوری بود! یک عدد پاورقی: شاعر مورد بحث شپش روح عذابش می‌داد!
zxc
۱
شاعر تشنه ز دریا می‌گفت اهل بیت سخنش را به اسارت بردند!
sajan
۱
تاجری مجلس تفسیر گذاشت ابتدا فاتحه بر قرآن خواند!
sajan
۱
شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت!
hadiizadi
۱
تسبیح آسمان چرخید و پاره شد پروانه‌ای نشست روی نگاه من چشمم ستاره شد!
آفتاب
۱
سؤال ـ چیست دل در قفس سینهٔ این بلهوسان؟ شاعری آخر شب زیر لب زمزمه می‌کرد و به یغما می‌رفت: کهنه‌آونگی آویخته از سقف هوا بین شیطان و خدا در نوسان!
آفتاب
۱
باد را بگو یک‌دم وقتِ غنچه را خوش کن فکر گُل پریشان است!
آفتاب
۱
جمع دربارهٔ اثبات وجود ازلی گپ می‌زد ژنده‌پوشی طلب برهان کرد شاعری شعری گفت عاشقی آه کشید عارفی هوهو کرد تاجری دسته‌چکش را رو کرد!
ابوالفضل دهقان
۱
رامش شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت!
M.M. SAFI
۰
نزدیک‌تر بیا من زنده‌ام هنوز امّا... نزدیک‌تر بیا من روی دست فاصله تشییع می‌شوم!
M.M. SAFI
۰
سالکی خسته به دنبال حقیقت می‌رفت در مجاری اداری گم شد!
g
۰