
٪۵۰
کتاب نوش داروی طرح ژنریک
پدیدآورندگان:
سید حسن حسینیانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
اِیْ اِچْ|
۴۳
ـ چیست دل در قفس سینهٔ این بلهوسان؟
شاعری آخر شب
زیر لب زمزمه میکرد و
به یغما میرفت:
کهنهآونگی آویخته از سقف هوا
بین شیطان و خدا
در نوسان!
کیارش
۱۲
پیر برهمن گفت:
از رود تا دریا
راه درازی نیست
رودی که از خود بگذرد
دریاست!
hadiizadi
۱۰
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
مهان
۸
شاعر تشنه
ز دریا میگفت
اهل بیت سخنش را
به اسارت بردند!
سپهر
۵
با مدّعی محال است
اسرار عشق گفتن!
چونان که با تقلاّ
ـ در کیسهٔ زباله ـ
خورشید را نهفتن!
سپیده
۴
و امّا نمیتوان منکر ارزش و اهمیت حیاتی نوشدارو شد، چرا که شاید باشند کسانی که هنوز سهراب ماندهاند و هنوز در احتضارند و چشم به نوشدارویی دارند تا آنان را از غفلت و روزمرّگی برهاند و با معنای پنهان زندگی آشنا کند، و جز شعر کدام نوشداروست که بتواند آدمی را به حیاتی شگفت، بشارت دهد، و عُمقِ حُمقِ او را صریح و بیپروا به تصویر بکشد؟
محسن
۴
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
Elahe
۳
ای روشنای دور
ای حیرت صبور!
«فردا» دوباره هست
امّا تو نیستی
باور نمیکنی؟
از آسمان بپرس!
Elahe
۳
مهتاب مرده است
در من ستاره نیست
امّا به چشم تو
سوگند میخورم:
از آسمان پُرَم!
سپیده
۲
مقدمه
در این دوران که شاعران تاجر و تاجران شاعر، همچون قارچ از گوشه و کنار زمین بایر ادبیات رسمی و غیررسمی، سر بر میآورند و هر یک نیز محصولی مشابه تولید میکنند، بجا بود که طرح ژنریک، از انحصار داروسازان خارج شود و در این مقوله نیز به اجرا درآید!
سپیده
۲
چنین بود که شاعر این مجموعه، نه به دارو که به نوشداروی طرح ژنریک متوسّل شد، و اگرچه میدانست سهراب مرده است و هیچ نوشدارویی، توان احیای دوبارهٔ او را ندارد، با وجود این، به راه بادیه رفتن را بر نشستن باطل ترجیح داد و نخستین نوشداروی طرح ژنریک را به جامعهٔ بیمار ادبی هدیه کرد.
M.M. SAFI
۲
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
کیارش
۲
نزدیکتر بیا
من زندهام هنوز
امّا...
نزدیکتر بیا
من روی دست فاصله تشییع میشوم!
کیارش
۲
یک شب ستارهای خرد
فریاد زد که ای ماه
تا چند خود نمایی؟!
آن گاه
ماهِ غمگین
آهی کشید و با دست
خورشید را نشان داد!
یک شب ستارهای خُرد
از فرطِ خستگی مُرد!
hadiizadi
۲
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهبانی» داد!
M.M. SAFI
۱
شاعری خنجر خورد
شعرش از گرده
به پیراهن ضارب پاشید!
M.M. SAFI
۱
ای روشنای دور
ای حیرت صبور!
«فردا» دوباره هست
امّا تو نیستی
باور نمیکنی؟
از آسمان بپرس!
M.M. SAFI
۱
صبحدم باد صبا
با نرگس
گفت: «بیدار شو ای رهرو خوابآلوده!»
کیارش
۱
در گوشهٔ چمن
سوسن نگینِ حلقهٔ خویش است
با صد زبان
به ذکر خفی مشغول!
zxc
۱
قریحهٔ زوری
شاعری زوری بود
چون سماور همه جا میجوشید
دلِ از فرطِ حسد خون شدهاش
قوری بود!
روزی از این شاعر پرسیدند:
بهترین گل چه گلی است؟
پاسخ شاعر ما ـ یا به تعبیر دگر قُلقُل او ـ
گل شیپوری بود!
یک عدد پاورقی:
شاعر مورد بحث
شپش روح عذابش میداد!
sajan
۱
شاعر تشنه
ز دریا میگفت
اهل بیت سخنش را
به اسارت بردند!
sajan
۱
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
hadiizadi
۱
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
آفتاب
۱
تسبیح آسمان
چرخید و پاره شد
پروانهای نشست
روی نگاه من
چشمم ستاره شد!
آفتاب
۱
سؤال
ـ چیست دل در قفس سینهٔ این بلهوسان؟
شاعری آخر شب
زیر لب زمزمه میکرد و
به یغما میرفت:
کهنهآونگی آویخته از سقف هوا
بین شیطان و خدا
در نوسان!
آفتاب
۱
باد را بگو یکدم
وقتِ غنچه را خوش کن
فکر گُل پریشان است!
ابوالفضل دهقان
۱
جمع دربارهٔ اثبات وجود ازلی گپ میزد
ژندهپوشی طلب برهان کرد
شاعری شعری گفت
عاشقی آه کشید
عارفی هوهو کرد
تاجری دستهچکش را رو کرد!
M.M. SAFI
۰
رامش
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
M.M. SAFI
۰
نزدیکتر بیا
من زندهام هنوز
امّا...
نزدیکتر بیا
من روی دست فاصله تشییع میشوم!
g
۰
سالکی خسته به دنبال حقیقت میرفت
در مجاری اداری
گم شد!
