
کاربر ۵۹۳۱۸۶۳
۱
شمارهٔ ۱۰
ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشت
بیروی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت
عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوخت
جور تو مرا خست و جفای تو مرا کشت
هر چند همه جور و جفای تو کشیدم
هرگز نکنم مهر و وفای تو فرامشت
برخیز و بیا تا ز رخ و زلف تو امشب
پر لاله کنم دامن و پر مشک کنم مشت
کاربر ۱۰۲۸۹۹۴۷
۱
شمارهٔ ۶۰
عشقت صنما به روی زردم دارد
وز کام و هوای خویش فردم دارد
این خود صنما قاعدهٔ بخت من است
با هر که وفا کنم به دردم دارد
کاربر ۷۶۴۵۸۰۶
۰
بصیر اندر بصیر آن سیرت توست
که خواند دولتش هذا بصایر
کاربر ۱۰۲۸۹۹۴۷
۰
عشقت صنما به روی زردم دارد
وز کام و هوای خویش فردم دارد
این خود صنما قاعدهٔ بخت من است
با هر که وفا کنم به دردم دارد
شمارهٔ ۶۱
کاربر ۱۰۲۸۹۹۴۷
۰
ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا
مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا
به محالی و خطائی که تو را هست خیال
خط مکش بر من و بیهوده میازار مرا