جملات زیبای کتاب خواجه عبدالله انصاری | طاقچه
تصویر جلد کتاب خواجه عبدالله انصاری
off

کتاب خواجه عبدالله انصاری

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۴۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
خواجه عبدالله انصاری
انتشارات: 
طاقچه
محکوم ب بدبختی تا ابد
۱۳۹
الهی دستم گیر که دست آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.
۱۱۵
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
مادربزرگ💝
۹۳
خداوندا فریاد رس که از نا کسی خود بفریادم.
دلتنگِ ماه
۷۶
ما را سر و سودای کس دیگر نیست در عشق تو پروای کس دیگر نیست جز تو دگری جای نگیرد در دل دل جای تو شد جای کس دیگر نیست
Moon
۷۴
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
سام
۵۷
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
🌱
۵۶
الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
🍃🌷🍃
۴۸
بتو پیوستن از خود گذشتن است.
h.s.y
۴۷
الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان.
مادربزرگ💝
۴۶
الهی چون با خود نگرم و کردار خود بنم گویم از من زار تر کیست ؟ و چون با تو نگرم و خود را در بندگی تو بینم گویم از من بزرگوار تر کیست : گاهی که به طینت خود افتد نظرم گویم که من از هر چه در عالم بترم چون از صفت خویشتن اندر گذرم از عرش همی بخویشتن درنگرم
مادربزرگ💝
۳۷
الهی عظیم شانی و همیشه مهربانی، قدیم احسان و روشن برهانی هم نهانی هم عیانی از دیده ها نهانی و جانها را عیانی نه به چیزی مانی تا گویم که چنانی، آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی.
h.s.y
۲۹
الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
همتاب
۲۹
الهی پسندیدگان ترا بتو جستند و به تو پیوستند، نا پسندیدگان تو را بخود جستند و بگسستند نه او که پیوست بشکر رسید، نه او که گسست بعذر رسید.
مادربزرگ💝
۲۶
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد دانم که زمانه را زبون خوآهی کرد گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد یارب چه جگر هاست که خون خواهی کرد
۱۲۳۴
۲۶
الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
°دختر شکلاتی°
۲۵
این جهان و آن جهان و هر چه هست عاشقان را روی معشوق است و بس
مادربزرگ💝
۲۴
یا رب تو مرا انابتی روزی کن شایستهٔ خویش طاعتی روزی کن زان پیش که فارغ شوم از کار جهان اندر دو جهان فراغتی روزی کن
وهب حسینی
۲۴
الهی هر که ترا شناسد کار او باریک و هر که ترا نشناسد راه او تاریک،
دلتنگِ ماه
۲۳
الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.
دلتنگِ ماه
۱۹
هر روز من از روز پسین یاد کنم بر درد گنه هزار فریاد کنم از ترس گناه خود شوم غمگین باز از رحمت او خاطر خود شاد کنم
فرامرز
۱۹
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند
۱۸
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
باران
۱۷
الهی کار ااگر بگفتار است بر سر همه گویندگان تاجم و اگر بکردار است چون سلیمان بموری محتاجم
مادربزرگ💝
۱۷
الهی چند نهان باشی و چند پیدا ؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا
باران
۱۵
الهی اگر خامم پخته ام کن و اگر پخته ام سوخته ام کن.
مادربزرگ💝
۱۵
این جهان و آن جهان و هر چه هست عاشقان را روی معشوق است و بس گر نباشد قبلهٔ عالم مرا قبلهٔ من کوی معشوقست و بس
سارا شاه
۱۵
چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
۱۵
الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد مُلک خدایی.
دلتنگِ ماه
۱۴
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
فرامرز
۱۴
ما را سر و سودای کس دیگر نیست در عشق تو پروای کس دیگر نیست جز تو دگری جای نگیرد در دل دل جای تو شد جای کس دیگر نیست