جملات زیبای کتاب مردی که خواب نمی‌دید | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردی که خواب نمی‌دید
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب مردی که خواب نمی‌دید

خاطرات اسیر آزادشده‌ی ایرانی اسدالله خالدی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۰
ما خون‌مان. حیات‌مان. وجودمان را با خدا معامله کردیم. دفاع ما اجرای دستورات ذات سبحان و ائمه اطهار سلام‌الله علیه و امام عزیز بوده. ما زن و فرزند خود را به پاس این دفاع فدا کردیم. از تو می‌خواهم حرف‌هایم را به گوش زنده‌ها برسانی. به دولتمردان بگو: در همه حال، لحظه‌های فداکاری ما را به خاطر داشته باشند و از خدا بترسند. اگر در عدالت سستی کنند. قانون را نادیده بگیرند، در حفظ بیت‌المال نکوشند، با سیره امام علی (ع) قدم برندارند، به خدا سوگند، در محضر ذات سبحان از آن‌ها شکایت خواهیم کرد.
Alireza Torabi
۰
هیچ چیز آن‌قدر برایم هیجان‌انگیز نبود. آن هم در منطقه و خط مقدم. روحم تازه می‌شد. خودم را به خدا نزدیک‌تر می‌دیدم. خیلی نزدیک چنان‌که صدایش را می‌شنیدم. از میان انفجارها و رگبار مسلسل‌ها. حتی وقتی زخمی‌ها را پشت آمبولانس جا می‌دادم