
٪۵۰
کتاب عشق علیه السلام
پدیدآورندگان:
علیرضا قزوهانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادربزرگ💝
۱۹
یعقوبِ منا، یوسفت افتاده در این چاه
دیریست که خون میچکد از پیرهنِ ماه
بر مانعِ خورشیدی، آن، خونِ ستارهست
یا مانده بر آن تکهای از پیرهنِ ماه!
امروز بیا سبز بروییم که فردا
کاری نکند حسرت و کاری نکند آه
یا «ایتها النفس...» بخوانیم و بکوچیم
وز مرگ نترسیم، «توکلت علی الله»
این شنبه و آدینه، به تکرار، مرا کشت
تا چند صبوری کنم، ای جمعه ناگاه؟
سین.قاف
۲
این شنبه و آدینه، به تکرار، مرا کشت
تا چند صبوری کنم، ای جمعه ناگاه؟
علیرضا دولتی
۱
فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود
کسی که عطر نامش آبروی آبِ زمزم بود
دلش میخواست میشد آب شد از شرم، اما حیف!
دلش میخواست صد جان داشت، اما باز هم کم بود
sadra
۱
تو میگویی زمانِ دیدن هم، باز هم فردا!
و من میگویم امشب، زودتر، حالا، همین حالا!
رهگذر
۱
من از جهانِ شما
چیزی نخواستهام
همین که زیر سایه بارانها
جایی برای شعر گفتنِ من باشد،
کافی است
به قدرِ یک دو وجب جا هم
برای مردن در توفانها
sadra
۰
سه
نه منصبِ سقایتِ دل را دارم
نه پردهدارِ کعبه خویشم
تنها،
در پای این ابوقبیس
هر روز «معلقات» خودم را میخوانم!
sadra
۰
ـ الو، شما!
ـ فرشته مرگم، آقا!
سی سال بود داشتم آنجا را میگرفتم
چقدر زندگیات اشغال بود!
sadra
۰
بر سرِ نی میبرند، ماه مرا از عراق
کوفه شود شامتان، کوفهمرامانِ شام!
sadra
۰
راستی! ذره کجا؟ حضرت خورشید کجا؟
ظلمت همچو من و شعشعه چون اویی
ریحانه
۰
به هستی هر چه جز مستیست، رنگِ نیستی دارد
که ما گشتیم و چیزی غیر مستی نیست در هستی
