این که ما در میانهی انجام پروژهای به گِل مینشینیم به دلیل عدم شور و شوق برای به پایان رسانیدن آن نیست، بلکه بیشتر به دلیل الگوهای فکری ناسازگاری است که در ذهن ما میچرخند.
ریشهی علت «عادت به تعویق انداختن کارها» از باورهایی میآید که ما به وسیلهی آنها خودمان را محدود میکنیم. وقتی این باورها لجام گسیخته و به صورت افکار منفی در مغز ما آزاد شوند باعث میشوند تا برای انجام ندادن هر کار و پروژهای «بهانه» ای بیاورید. اما اگر این بهانهها را به چالش بکشید، خواهید دید که اغلب آنها نتیجهی ترسهای پنهان یا الگوی عادتهای ویرانگر هستند.