
بریدههایی از کتاب همهی اسبهای زیبا
۳٫۳
(۴)
اونجا یاد گرفتم که دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند. باورم نمیشه فهمیدنِ تاریخ بتونه نجاتمون بده. چیزی که توی تاریخ همیشگیه زیادهخواهی و دیوانگی و عشق به خونریزیه
غزال
آنچه بر قلبش سنگینی میکرد کمکم رهایش کرد و آنچه را پدرش یکبار گفته بود در دل تکرار کرد، اینکه قماربازی که از باخت بترسد نمیتواند برنده بشود و مردِ نگران نمیتواند عاشق باشد.
شیما.بیات
عاقبت بیماریهای عاطفی همهمون معالجه میشه. اگه زندگی درمانش نکنه مرگ میکنه. دنیا موقع انتخاب بین رؤیا و واقعیت خیلی بیترحمه، حتی اگه خودمون مایل به انتخاب نباشیم. بین تمنا و چیزی که واقعیه یک دنیا فاصله به انتظار نشسته.
nmroshan
توی دانشگاه زیستشناسی میخوندم. اونجا یاد گرفتم که دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند. باورم نمیشه فهمیدنِ تاریخ بتونه نجاتمون بده. چیزی که توی تاریخ همیشگیه زیادهخواهی و دیوانگی و عشق به خونریزیه و این چیزیه که حتی خدا هم ـ که هرچی را بشه دونست میدونه ـ ظاهراً قدرت تغییرش را نداره.
شیما.بیات
رائولینز گفت، هیچ وقت پیش مییاد معذب بشی؟
از چی؟
نمیدونم. از هرچی. همینطوری معذب بشی.
بعضی وقتا. مثلاً اگه آدم جایی باشه که نباید باشه خب گمونم معذب میشه. به هر حال باید بشه.
خب فرض کن معذب باشی و ندونی چرا. معنیاش اینه که یک جایی هستی که نباید باشی و خودت خبر نداری؟
maryam sarir
عذاب عالم را چون انگلی بیشکل مجسم میکرد که گرمای روح بشری را میجست تا در آن تخم بگذارد
شیما.بیات
گفت، تو ایستگاه رادیوِ ’دل ریو‘ را میشناسی؟
آره، میشناسم.
شنیدم میگفت که شب کافیه یک تیکه سیم خاردار را بذاری بین دندونات تا برنامهشون را بشنوی. حتی دستگاه رادیو هم لازم نداری.
تو باورت میشه؟
nmroshan
دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند
nmroshan
رائولینز چاقو را توی جیبش گذاشت و کلاهش را وارسی کرد که مبادا از انجیر تیغی چسبناک شده باشد. گفت، اسبِ خوشگل مثه زنِ خوشگل میمونه. همیشه بیشتر از اون که میارزه اسبابِ دردسر میشه. چیزی که آدم لازم داره اینه که کارش راه بیفته، همین و بس.
maryam sarir
هیچ وقت به مرگ فکر میکنی؟
آره. گاهی. تو چی؟
من هم. گاهی. به بهشت اعتقاد داری؟
آره. تو نداری؟
نمیدونم. آره، شاید. فکر میکنی آدم اگه جهنم را قبول نداشته باشه میتونه به بهشت اعتقاد داشته باشه.
گمونم آدم میتونه به هرچی که بخواد اعتقاد داشته باشه.
maryam sarir
حجم
۳۰۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه
حجم
۳۰۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه
قیمت:
۱۰۳,۰۰۰
تومان