چرا پشهها همیشه سراغ گوش آدم میروند؟ بچه که بود مادرش در اینباره برایش قصهای گفته بود؛ اما این قصه هم مانند بقیهٔ قصههایی که زنها میگویند احمقانه بود. مادرش گفته بود پشه از گوش خواهش کرده بود با او عروسی کند که گوش از خنده رودهبر شده و افتاده بود روی زمین. بعد از پشه پرسیده بود: « مگه فکر میکنی چقدر زندهای؟ عین اسکلت میمونی. » پشه که تحقیر شده بود راهش را کشید و رفت و هر وقت گذارش به گوش میافتاد میگفت هنوز زنده است.