
معجزهیِ سپاسگزاری.
۱۵
نیچه میگوید: «درست است که رنج میکشید اما این بهای دیدن است».
Mehdi
۱۴
«گاهیاوقات، درشگفتم چگونه میشود که هر انسانی خودش را خیلی بیش از بقیه انسانها دوست میدارد، اما، با این همه، برای عقاید و نظرات خودش نسبت به عقاید دیگران ارزش کمتری قایل است.»
z.gh
۱۱
«همه ما آفریدههای یک روز هستیم؛ بهیادآورنده و بهیادآورده شده مانند هم هستند؛ چه انسان مشهوری باشیم و چه انسان معمولی، ما همه یکسان هستیم چون در یک روز خلق شدهایم. همه چیز زودگذر و ناپایدار است هم خاطرات و هم آنچه به یاد سپرده میشود، زمان، وقتی در دست شماست که شما همه چیز را فراموش کنید و همه چیز نیز شما را فراموش کند. همیشه آگاه باشید زندگی جریان دارد و انعکاس نبودنتان در همهجا و ذهن همه آدمها خیلی زود پخش خواهد شد و شما در حافظه هیچکس و هیچجایی نخواهید بود.»
Mary gholami
۱۱
تنها چیزی که میتواند به تو صدمه بزند ادراک خود توست. ادراک و تفسیرت را عوض کن و تغییر بده تا آسیب را از میان برداری. هیچ محرک خارجیای نمیتواند به شما آسیبی برساند زیرا که شما فقط توسط نقصهای خودتان میتوانید آسیب ببینید.»
z.gh
۸
مرگ، رویداد ارزشبخش زندگی است و اگر نمیبود زندگی ارزشی نمیداشت. اینکه ما این همه قدردان زندگی هستیم و آن را مغتنم میشمریم تنها به دلیل حضور مرگ است. به بیان دیگر، ارزش زندگی به جهت محدودیت و تناهی بودن زندگی است که از این تناهی به مرگ تعبیر میشود؛ این نکته را از طریق تجارب عادی خود نیز میتوانیم دریابیم؛ به طوری که اگر تصور کنیم تنها یک روز از زندگی ما باقی مانده است، در مقایسه با زمانی که جاده بلندی را پیش روی خود تصور کنیم، نسبت به زندگی قدردانتر میشویم.
مولوی نیز در دفتر ششم بهطور دقیق این تلقی را بیان کرده است:
آن یکی میگفت خوش بودی جهان / گر نبودی پای مرگ اندر میان آن دگر گفت ار نبودی مرگ هیچ / که نیرزیدی جهان پیچپیچ خرمنی بودی به دشت افراشته / مهمل و ناکوفته بگذاشته
Mehdi
۷
«عقایدت را رها کن تا شکایتهایت برداشته شوند، شکایت «من آزاردیدهام» را رها کنید تا آسیبدیدگی از بین برود.»»
من
۶
پدر و مادرتان از سر دشمنی و بهعمد از ابراز محبت و عشق خودداری نمیکنند بلکه درنهایت سادگی محبتی در وجودشان نیست و در قلبشان چیزی ندارند که بخواهند عرضه کنند؟»
Nill
۶
«گاهیاوقات، درشگفتم چگونه میشود که هر انسانی خودش را خیلی بیش از بقیه انسانها دوست میدارد، اما، با این همه، برای عقاید و نظرات خودش نسبت به عقاید دیگران ارزش کمتری قایل است.»
saeed
۵
شوپنهاور جملهای دارد که عشق را با خورشیدی که انسان را نابینا میکند مقایسه کرده است؛ وقتی بعد از سالها محو میشود ناگهان آسمانی پر از ستاره را که توسط خورشید پنهان مانده بود میبینیم درست مثل از بین رفتن جوانیام.
saeed
۵
«فقط تفکر است که وجود دارد و همه چیز از آن است و این خود شما هستید که افکارتان را کنترل میکنید. پس هر آن، میتوانید قضاوتتان را از بین ببرید تا به آرامش برسید، درست مانند دریانوردی که تنها در پس دماغه صخره، آبهای عمیق را طی میکند و به خلیجی آرام و بیموج میرسد.»
saeed
۳
نیچه میگفت: هر کس چرایی زندگی خود را دریافته باشد، با هر چگونگی نیز خواهد ساخت.
asisa
۳
اغلب با از دست دادن کسانی که روابط خوبی با آنها داشتیم راحتتر از کسانیکه رابطه راضیکنندهای نداشتیم، کنار میآییم چون با این افراد کارهای ناتمام زیادی داشتیم.»
کاربر ۲۴۷۸۹۹۲
۳
بله، آدم خودساخته بودن، مزایای خوبی دارد: خوداتکایی در زندگی، بسیار با قدرت و انرژیبخش است اما میتواند لبریز از احساس تنهایی باشد
Neda^^
۲
همانطور که در «وقتی نیچه گریست» از قول نیچه میگوید: «درست است که رنج میکشید اما این بهای دیدن است». رویدادهای ناگوار، بهای دیدن درست زندگی و یافتن بینش نو است.
Mary gholami
۲
«درست است که رنج میکشید اما این بهای دیدن است».
من
۲
آن چیزی که میخواهم بدانم این است که لازم نیست از فکر زجر کشیدن و مرگ روی برگردانم یا درعینحال لزومی هم ندارد که در زندگیمان به این افکار زمان و فضای زیادی بدهیم. آن چیزی که میخواهم، مأنوس شدن با این واقعیت است که زندگی موقت و تمامشدنی است و بعد، در روشنایی (یا سایه) این آگاهی بزرگ، بدانید چگونه به زندگی بپردازید و چطور زندگی کنید.
ellanica
۲
«عقایدت را رها کن تا شکایتهایت برداشته شوند، شکایت «من آزاردیدهام» را رها کنید تا آسیبدیدگی از بین برود.»»
Pariya
۲
«درست است که رنج میکشید اما این بهای دیدن است».
Pariya
۲
«خب، آن رابطه تمام شده، صادقانه بگویم دیگر انرژی لازم را برای شروع دوباره ندارم.»
«یا شاید هرگز نمیخواهید درد و رنج از دست دادن را دوباره تجربه کنید. بدون ارتباط و بنابراین بدون رنج.»
Mary gholami
۱
همیشه آگاه باشید زندگی جریان دارد و انعکاس نبودنتان در همهجا و ذهن همه آدمها خیلی زود پخش خواهد شد و شما در حافظه هیچکس و هیچجایی نخواهید بود.»
تأملات، مارکوس ارلیوس
من
۱
میخواهم برای فرزندانم الگو باشم، الگویی برای مُردن!»
من
۱
یکی شدن با همه چیز و نفوذ به درون آنها، آن چنان که بتوانیم شکل واقعیشان را ببینیم، همانا این همان چیزی است که در طول زندگیمان باید همیشه انجام دهیم و در همه حال مشغول آن باشیم.
ellanica
۱
این سلسله از اتفاقات، اصل مهمی در رواندرمانی را به من یادآوری کرد که بارها یاد گرفتم (و فراموش کردم) باارزشترین چیزی که میتوانم ارایه بدهم حضور محض خودم است. با خودم فکر میکردم کافیست کنارش باشی. فقط به فکر گفتن یک حرف عاقلانه و هوشمندانه نباش! کار درمانگر این است که به مراجعش، حضور تمام و کمالش را ببخشد بیواسطه. به او اعتماد کن... تا چیزهایی را که نیاز دارد در یک جلسه به دست آورد.
saeed
۱
حقیقت یک وجود خارجی نیست بلکه چیزی است که هر کدام از ما آن را برای خودمان میسازیم و خلق میکنیم
saeed
۱
بدترین چیز راجع به مرگ این است که وقتی از دنیا رفتم دنیایی از خاطرات، جهان غنّیِ متشکل از تمام انسانهایی که تابهحال شناختهام، دنیایی که مانند ریشهای در زمین سخت رخنه کرده است با من از بین میرود.
Pariya
۱
«قضاوتهایت را به دریا بریز تا نجات یابی و در امنیت باشی و چه کسی آنجا خواهد بود که مانع این بیرون ریختن شود؟
a lovinɡ
۱
بیا کاری کنیم که نسبت به گذشته هیچوقت پشیمان نباشیم، بیا از هر آنچه هست استفاده کنیم و چیزی برای مرگ پس از خودمان بهجا نگذاریم...
Nill
۱
«و این موضوعی است که در فکر آن بودم، همه ما آفریدههای یک روز هستیم؛ بهیادآورنده و بهیادآوردهشده مانند هم هستند؛ چه انسان مشهوری باشیم و چه انسان معمولی، ما همه یکسان هستیم چون در یک روز خلق شدهایم. همه چیز زودگذر و ناپایدار است هم خاطرات و هم معنا و هدف آنها، زمان وقتی در دست شماست که شما همه چیز را فراموش کنید و همه چیز نیز شما را فراموش کند. همیشه آگاه باشید که انعکاس نبودنتان در همه جا و ذهن همه آدمها خیلی زود پخش خواهد شد و شما در حافظه هیچکس و هیچجایی نخواهید بود.»
«و بهسرعت خاطرات آنچه هست در سرداب ابدیت مدفون خواهد شد.»
رها
۱
رویدادهای ناگوار، بهای دیدن درست زندگی و یافتن بینش نو است.
من
۰
اگر انتخاب و امکانی بین زیستن و امتحان کردن وجود داشته باشد، من زیستن در هر روز را انتخاب میکنم. من از رنج و مرض توضیح دادن صرفنظر میکنم
