جملات زیبا از متن کتاب کامبیز صدیقی کسمایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب کامبیز صدیقی کسمایی
off

کتاب کامبیز صدیقی کسمایی

۳.۵(از ۱۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
کامبیز صدیقی کسمایی
انتشارات: 
طاقچه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر
آنقدر غمگینم که دلم می خواهد روی دامان زمین بارم اشک... دریا ...دریا... سوگواران! به شما با چه زبانی آیا تسلیت باید گفت؟
ᶜʳᶻ
۴۲
یقین که اشتباه می کنم، درد من، به هیچ درد دیگری شبیه نیست جز به درد من.
نیلوفر🍀
۲۸
شب دوباره شب دوباره شب
ᶜʳᶻ
۲۲
من غرورم، گم شد در هیاهوی بزرگ این قرن در هیاهوی بزرگی که برای هیچ است.
نیلوفر🍀
۱۹
گل مرداب زیباست این نازنین. زیرا عزیز! گل در میانِ بستر مرداب هم «گُل» است.
مادربزرگ💝
۱۸
من تشنهٔ شنیدن یک خنده، یک سلام ... من تشنهٔ نوازش یک دست مهربان...
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۱۳
من بجز خودم شبیه هیچ کس بروی خاک نیستم.
farimah
۱۱
یک نفر، به مستی شراب کهنه ای پناه می برد. یک نفر، به آستان شعر دلنشین. یک نفر، به آسمان دین.
min
۱۰
زندگی، بازی نبود و نیست. زندگی، ابزار کار و دست انسان است. زندگی، کار است. جنگ باید کرد، با کسانی که خراب و زشت می سازند کوچه باغ زندگی را.
نیلوفر🍀
۸
مذهب و شراب و شعر؛ بهترین وسیله فرار آدمی ز خستگی است.
آترین🍃
۶
ای تمام مردم قبیله ام! از میان قلب خود، که باغ کوچکی است من درخت اعتماد را ز ریشه کنده ام.
farimah
۵
گل مرداب زیباست این نازنین. زیرا عزیز! گل در میانِ بستر مرداب هم «گُل» است.
abcd
۵
من نمی دانم که در قلبم چه عصیانی است.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۵
من نمی دانم که در گرداب تنهایی، چه باید کرد.
donya Ahmadi
۵
آسمان خالی است؛ از کبوترهای خوش پرواز وز تلاش بادبادک های رنگارنگ.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴
«نا امیدی در جهان ارزانی آنان که می خواهند. من امیدم را ز کف هرگز نخواهم داد. می زنم دل را به دریا هر چه بادا باد». یاران نیز می گویند: - هر چه بادا باد. در دل دریا در این هنگام هم صدا با من همه یاران – که: نا امید شیطان است.
هدیهٔ دریا
۴
ما درختان بزرگی بودیم. ما درختان بزرگ سر سبز آن زمانی که تبر دار، میان جنگل پای خود بگذاشت بر زمین افتادیم. و در این لحظه، در این لحظهٔ شوم دست نامرئی مردی، از ما بی صدا، تابوتی در دل تیره شب می سازد. آه ... در این هنگام از برای تو سرافرازی ما چه تابوت بزرگی هستیم.
kamrang
۳
من حرف می زنم با هر چه در اتاق من دلشکسته هست، یا در اتاق نیست.
min
۳
آسمان آبستن باران پاییز است. هر چه می بینم، غم انگیز است.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳
باز کردم همهٔ پنجره ها را با شوق تا صدایی شاید... تا مگر زمزمه ای از آن دور... خبری اما نیست
Hosna
۳
طبیعت! ای خدای باستانی! ای خدای خوب! طبیعت؛ ای خدای من! اگر خوبم؛ یقین این خوبیم از توست. و این اعجاب آور معجزه، از توست؛ که از آفاقِ قلب خسته ام ابر کدورت دور می گردد، کدورت از تمام ناامیدی ها کدورت از تمام نامرادی ها.
هدیهٔ دریا
۳
خستگی است با تمام مردم زمین دلشکستگی است. یک نفر، به مستی شراب کهنه ای پناه می برد. یک نفر، به آستان شعر دلنشین. یک نفر، به آسمان دین. مذهب و شراب و شعر؛ بهترین وسیله فرار آدمی ز خستگی است.
kamrang
۲
این گل برای توست. شاید در لحظه ای که این گل زیبا را دارم به دست گرم تو - ای دوست! - می دهم یک بمب در راه انهدام زمین است. در این جهان هر لحظه ای از بهر دوست داشتن دیر است، ای عزیز!
deyar
۲
در این جهان هر لحظه ای از بهر دوست داشتن دیر است، ای عزیز!
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۲
هر چه می بینم، غم انگیز است.
donya Ahmadi
۲
دوستان من! درد من مثل درد غربت است. مثل درد آدمی که مرگ بهترین رفیق خویش را بچشم دید...
هدیهٔ دریا
۲
اولین خبر بهار شاخه های هر درخت را به شکوفه ها، اجاره می دهد. آخرین خبر من هنوز زنده ام...
hesam gol
۲
ی تو من هیچم ای شبم؛ دور از تو بی مهتاب! دوست می دارم تو را، تا آنسوی دنیا! دوست می دارم تو را، تا آنسویِ قصرِ طلایی رنگِ اخترها! دوست می دارم تو را، ای از برایم نقطه پایان هر مقصد! دوست می دارم تو را، ای بی تو من نابود!
tAjali
۲
زیر تازیانه ها نمی توان ترانه ساخت. زیر تازیانه ها، نمی توان سرود خواند. دشتِ بیکرانهٔ نیاز من! در خجالتم؛ از این نهال کوچکی که در تو کاشتم.
کاربر ۴۸۰۰۲۹۷
۲
سردم شده است. سر را به روی سینهٔ من بگذار. ای از برای حس غریبِ دو دست من گرمای آفتاب!
کاربر ۴۸۰۰۲۹۷
۲