
بریدههایی از کتاب شاه نعمتالله ولی
۴٫۴
(۱۴۴)
غم مخور یارا که غمخوارت منم
این جهان و آن جهان یارت منم
بر سر بازار ملک کائنات
اول و آخر خریدارت منم
رو به داروخانه و درد من آر
چون شفای جان بیمارت منم
گر به دوزخ می کشندت خوش برو
چون که در آتش نگهدارت منم
ور به جنت می روی بی ما مرو
چون فروغ باغ و گلزارت منم
یک دو روزی هر کجا خواهی برو
بازگشت آخر کارت منم
هاتفی از غیب می داد این ندا
نعمت اللها طلبکارت منم
S
عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما
|ݐ.الف
جان ما آئینه دار حضرت جانان بود
عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما
mehran mohammadi
همه ذرات میداند که ایشان را خداوند است
همه در ذکر و تسبیح اند و حق ز ایشان خبر دارد
کاربر ۸۲۶۸۳۹۸
هر که در بند نفس حیوان است
بندهٔ آب و چاکر نان است
امیرعلی مهدی زاده
قدرت کردگار می بینم
حالت روزگار می بینم
حکم امسال صورت دگر است
نه چو پیرار و پار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم
بلکه از کردگار می بینم
غین در دال چون گذشت از سال
بوالعجب کار و بار می بینم
در خراسان و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار می بینم
Zahra Darvishi
از نور روی اوست که عالم منور است
حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است
nedsalehani
خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید
مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت
monfared_nafas
در میانست یار ما با ما
گر تو بیچاره در کناری هیچ
کاربر ۱۰۴۱۳۸۶۸
هر که او در سایهٔ فَر هُما مأوا گرفت
گرچه گنجشکی بود شهباز گردد عاقبت
monfared_nafas
حجم
۴۹۳٫۳ کیلوبایت
حجم
۴۹۳٫۳ کیلوبایت
قیمت:
رایگان