جملات زیبای کتاب سیف فَرغانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیف فَرغانی
off

کتاب سیف فَرغانی

نوع کتاب
۴.۵(از ۳۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سیف فرغانی
انتشارات: 
طاقچه
سپیده دم اندیشه
۱۰۷
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
سپیده دم اندیشه
۵۵
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
لئون
۴۶
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
FerFerism
۲۲
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد
FerFerism
۲۱
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
Toobakiani
۱۹
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تأثیر اختران شما نیز بگذرد
FerFerism
۱۷
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
FerFerism
۱۴
بوده جهان همچو باغ وقت بهاران ما چو به باغ آمدیم فصل خزان بود از پی آیندگان ز ماضی و حالی گفتم و تاریخ آن فساد زمان بود
FerFerism
۱۳
کم خور غم تنی که حیاتش به جان بود چیزی طلب که زندگی جان به آن بود هیچش ز تخم عشق معطل روا مدار تا در زمین جسم تو آب روان بود
"Shfar"
۱۲
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
عاطفه
۹
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
shaghayegh
۸
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
FerFerism
۶
نفس نکو ناتوان و در حق مردم نیک نمی‌کرد هر کرا که توان بود هر که صدیقی گزید دوستی او سود نمی‌کرد و دشمنیش زیان بود تجربه کردیم تا بدیش یقین شد هر که کسی را به نیکوییش گمان بود سر که کند مردمی فتاده ز گردن نان که خورد آدمی به دست سگان بود دل ز جهان سیر گشته چون وزغ از آب خون جگر خورده هر که را غم نان بود
"Shfar"
۶
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
tina1385
۶
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
shaghayegh
۶
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
FerFerism
۵
خود را مکن میان دل و خلق ترجمان تا سر میان عشق و دلت ترجمان بود
فرزانه
۵
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
FerFerism
۴
نیک نظر کردم و بهر که ز مردم چشم وفا داشتم به وعده زبان بود
نیلوفر🍀
۲
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
TIRAMISU
۲
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد در باغ دولت دگران بود مدتی این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
Sajjad Nikmoradi
۱
عقل را با عشق تو در سر جنون صبر را از دست تو پا در رکاب
Matin S
۱
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
متینا
۱
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
TIRAMISU
۱
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تأثیر اختران شما نیز بگذرد این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
یارا
۱
ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتم کز ناله‌های زارم زحمت بود شما را
Fatemeh
۱
ای پسر از مردم زمانه حذر گیر بگذر ازین کوی و خانه جای دگر گیر
Javad Azar
۰
کردم همه عمر آنچه نمی بایدکرد از کرده او حذر نمی شاید کرد امروز چنینم و ندانم فردا تا با من بیچاره چه فرماید کرد
Toobakiani
۰
آنچه ز تست حال من گفت نمی‌توانمش چون تو بمن نمی‌رسی من به تو چون رسانمش هر نفسم فراق تو وعده به محنتی کند هر چه به من رسد ز تو دولت خویشن دانمش زهرم اگر دهی خورم چون شکر و ز غیر تو گر شکری رسد به من همچو مگس برانمش زخم گر از تو آیدم مرهم روح سازمش رنج چو از تو باشدم راحت خویش خوانمش ملکم اگر جهان بود ترک کنم برای تو اسبم اگر فلک بود در پی تو دوانمش تیر که از کمان تو در طرفی روان شود برکنم از نشانه و در دل خود نشانمش مرد طبیب را خبر از تپش جگر دهد خون دلی که همچو اشک از مژه می‌چکانمش دل به تو داده‌ام ولی باز درین ترددم تا به تو چون گذارمش یا ز تو چون ستانمش سیف اگر ز بهر تو مال فدا کند، مرا «دست به جان نمی‌رسد تا به تو برفشانمش»
کتابینا
۰
مرا بلای تو از محنت جهان برهاند چگونه شکر کنم نعمت بلای تو را