جملات زیبای کتاب بیدل دهلوی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیدل دهلوی
off

کتاب بیدل دهلوی

نوع کتاب
۳.۹(از ۹۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بیدل دهلوی
انتشارات: 
طاقچه
__mohadeseh.b__
۱۷۵
زندگی لیلیست مجنونانه باید زیستن
1990
۱۲۲
دل به زبان نمی‌رسد لب به فغان نمی‌رسد کس به نشان نمی‌رسد تیر خطاست زندگی
Harmony
۱۱۶
درس دانش ختم کن کایینه‌دار سیم و زر
Juror #8
۹۷
تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی
Harmony
۶۸
رنگ زردما عیار قدرت‌عشق است وبس
"Shfar"
۶۱
اگر عشق بتان‌ کفر است بیدل کسی جز کافر ایمانی ندارد
آلوین (هاجیك) ツ
۴۷
پوست از تن رفت و مغز از استخوان‌، اما هنوز بر نمی‌دارد چو نی دست از گریبان ناله‌ام
Ali
۴۷
گفتی چه‌کسی در چه خیالی به‌کجایی بیتاب توام‌، محو توام‌، خانه خرابم
FerFerism
۴۵
صد تعلق در طلسم وهم هستی بسته‌اند چشم واکردم به خویش آلودهٔ دنیا شدم
maryam_z
۳۴
یافتن ‌گم‌کردنی می‌خواهد اما چاره نیست کاش گم کرده چه سازم گم شدن گم کرده‌ام
FerFerism
۲۸
صحبت بی‌گفتگویی داشتم با خامشی برق زد جرات لبی واکردم وتنها شدم
ماه پنهان
۲۶
یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا
فاطمه
۲۶
جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی
علی
۲۵
به جیب تست اگر خلوتی و انجمنی‌ست برون ز خویش‌کجا می‌روی جهان خالیست
نادر
۲۴
ازکه دورم‌که به خود ساختنم دشوار است
Hosna
۲۲
دو روزی با غم و رنج حوادث صبر کن بیدل جهان آخر چو اشک از دیده‌ات یکبار می‌افتد
Aisan
۲۲
غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن
فاطمه
۲۱
از سر تعمیر دل بگذر که معماران عشق روز اول رنگ این ویرانه ویران ریختند
آلوین (هاجیك) ツ
۲۰
هجوم درد پیچیده‌ست هستی تا عدم بیدل تو هم‌گرگوش داری ناله‌ای خواهی‌شنید اینجا
🐺😎🙂
۱۷
گر به شهرت مایلی با بی‌نشانی ساز کن
فاطمه
۱۶
ما را به غم عشق همان عشق علاج است
میلاد پرنیانی
۱۶
هرجا اثر وهم و گمان رفت یقین ماند
Juror #8
۱۵
به غرور آنقدر بلند متاز لغزش پا دمید چون سرگشت
مینا
۱۴
به ذوق جستجو می‌باید از خود تا ابد رفتن هزار امروز و فردا دی شد و فردا نشد پیدا
Juror #8
۱۴
بازار وهم‌گرم است از جنس بی‌شعوری
آلوین (هاجیك) ツ
۱۳
نام ترا که گوهر دریای مدعاست دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم
mohito
۱۳
دارد آ‌غوشی‌که آسان می‌کند دشوار ما
Juror #8
۱۳
به‌هرسومی‌روم چون موج برخود می‌نهم پا را
Juror #8
۱۳
بنیاد غرور همه بر دعوی پوچ است
Juror #8
۱۳
مرگ ظالم نیست غیر از ترک سودای غرور شعله ازگردنکشی‌کر بگذرد خاکستر است