
بریدههایی از کتاب بیدل دهلوی
۳٫۹
(۸۳)
زندگی لیلیست مجنونانه باید زیستن
__mohadeseh.b__
درس دانش ختم کن کایینهدار سیم و زر
Harmony
دل به زبان نمیرسد لب به فغان نمیرسد
کس به نشان نمیرسد تیر خطاست زندگی
1990
تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی
Juror #8
رنگ زردما عیار قدرتعشق است وبس
Harmony
اگر عشق بتان کفر است بیدل
کسی جز کافر ایمانی ندارد
"Shfar"
پوست از تن رفت و مغز از استخوان، اما هنوز
بر نمیدارد چو نی دست از گریبان نالهام
آلوین (هاجیك) ツ
صد تعلق در طلسم وهم هستی بستهاند
چشم واکردم به خویش آلودهٔ دنیا شدم
FerFerism
گفتی چهکسی در چه خیالی بهکجایی
بیتاب توام، محو توام، خانه خرابم
Ali
یافتن گمکردنی میخواهد اما چاره نیست
کاش گم کرده چه سازم گم شدن گم کردهام
maryam_z
صحبت بیگفتگویی داشتم با خامشی
برق زد جرات لبی واکردم وتنها شدم
FerFerism
جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی
فاطمه
به جیب تست اگر خلوتی و انجمنیست
برون ز خویشکجا میروی جهان خالیست
علی
غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن
Aisan
هجوم درد پیچیدهست هستی تا عدم بیدل
تو همگرگوش داری نالهای خواهیشنید اینجا
آلوین (هاجیك) ツ
از سر تعمیر دل بگذر که معماران عشق
روز اول رنگ این ویرانه ویران ریختند
فاطمه
یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا
ماه پنهان
دو روزی با غم و رنج حوادث صبر کن بیدل
جهان آخر چو اشک از دیدهات یکبار میافتد
Hosna
ازکه دورمکه به خود ساختنم دشوار است
نادر
گر به شهرت مایلی با بینشانی ساز کن
🐺😎🙂
ما را به غم عشق همان عشق علاج است
فاطمه
هرجا اثر وهم و گمان رفت یقین ماند
میلاد پرنیانی
نام ترا که گوهر دریای مدعاست
دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم
آلوین (هاجیك) ツ
به ذوق جستجو میباید از خود تا ابد رفتن
هزار امروز و فردا دی شد و فردا نشد پیدا
مینا
بازار وهمگرم است از جنس بیشعوری
Juror #8
به خود پیچیدهام نالیدنم نتوان گمان بردن
به رنگ رشته فربه گشتهام لیک از گره خوردن
1990
دارد آغوشیکه آسان میکند دشوار ما
mohito
بههرسومیروم چون موج برخود مینهم پا را
Juror #8
بنیاد غرور همه بر دعوی پوچ است
Juror #8
به غرور آنقدر بلند متاز
لغزش پا دمید چون سرگشت
Juror #8
حجم
۱٫۳ مگابایت
حجم
۱٫۳ مگابایت
قیمت:
رایگان