جملات زیبا از متن کتاب بیدل دهلوی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیدل دهلوی
off

کتاب بیدل دهلوی

۳.۹(از ۹۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
بیدل دهلوی
انتشارات: 
طاقچه
زندگی لیلیست مجنونانه باید زیستن
__mohadeseh.b__
۱۷۸
دل به زبان نمی‌رسد لب به فغان نمی‌رسد کس به نشان نمی‌رسد تیر خطاست زندگی
1990
۱۲۴
درس دانش ختم کن کایینه‌دار سیم و زر
Harmony
۱۱۶
تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی
Juror #8
۱۰۰
رنگ زردما عیار قدرت‌عشق است وبس
Harmony
۶۹
اگر عشق بتان‌ کفر است بیدل کسی جز کافر ایمانی ندارد
"Shfar"
۶۲
پوست از تن رفت و مغز از استخوان‌، اما هنوز بر نمی‌دارد چو نی دست از گریبان ناله‌ام
آلوین (هاجیك) ツ
۴۹
گفتی چه‌کسی در چه خیالی به‌کجایی بیتاب توام‌، محو توام‌، خانه خرابم
Ali
۴۹
صد تعلق در طلسم وهم هستی بسته‌اند چشم واکردم به خویش آلودهٔ دنیا شدم
FerFerism
۴۵
یافتن ‌گم‌کردنی می‌خواهد اما چاره نیست کاش گم کرده چه سازم گم شدن گم کرده‌ام
maryam_z
۳۵
صحبت بی‌گفتگویی داشتم با خامشی برق زد جرات لبی واکردم وتنها شدم
FerFerism
۲۹
یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا
ماه پنهان
۲۶
جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی
فاطمه
۲۶
به جیب تست اگر خلوتی و انجمنی‌ست برون ز خویش‌کجا می‌روی جهان خالیست
علی
۲۵
دو روزی با غم و رنج حوادث صبر کن بیدل جهان آخر چو اشک از دیده‌ات یکبار می‌افتد
Hosna
۲۴
ازکه دورم‌که به خود ساختنم دشوار است
نادر
۲۴
از سر تعمیر دل بگذر که معماران عشق روز اول رنگ این ویرانه ویران ریختند
فاطمه
۲۳
غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن
Aisan
۲۲
هجوم درد پیچیده‌ست هستی تا عدم بیدل تو هم‌گرگوش داری ناله‌ای خواهی‌شنید اینجا
آلوین (هاجیك) ツ
۲۰
گر به شهرت مایلی با بی‌نشانی ساز کن
🐺😎🙂
۱۸
ما را به غم عشق همان عشق علاج است
فاطمه
۱۶
هرجا اثر وهم و گمان رفت یقین ماند
کاربر
۱۶
به غرور آنقدر بلند متاز لغزش پا دمید چون سرگشت
Juror #8
۱۶
به ذوق جستجو می‌باید از خود تا ابد رفتن هزار امروز و فردا دی شد و فردا نشد پیدا
مینا
۱۴
بازار وهم‌گرم است از جنس بی‌شعوری
Juror #8
۱۴
نام ترا که گوهر دریای مدعاست دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم
آلوین (هاجیك) ツ
۱۳
دارد آ‌غوشی‌که آسان می‌کند دشوار ما
mohito
۱۳
به‌هرسومی‌روم چون موج برخود می‌نهم پا را
Juror #8
۱۳
مرگ ظالم نیست غیر از ترک سودای غرور شعله ازگردنکشی‌کر بگذرد خاکستر است
Juror #8
۱۳
دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
matbuat
۱۲