
-Dny.͜.
۱۱
کسی که ندارمش مرا دارد؟
به دیوارها نمیکوبم
میخ را
افتادهام
با یک تن چگونه دو نفرم؟
afsaneh_&_fatemeh
۱۱
چهقدر صدای زمین بلند است
وقتی که میچرخد
دور تنهایی خودش
چهقدر تنهاست زمین
مریم!
۹
پتویی دور کتابهایم میپیچم
خودم را جا میدهم آن وسط
بوکفسکی میخوانم
مریم!
۴
یکی از ما به دیگری شک دارد
همیشه همین بوده است! عزیزم
یکی از ما از دیگری میترسد
همیشه همین بوده است! عزیزم
یکی از ما دیگر
خودش نیست
همیشه همین بوده است؟
یکی از ما دیگر نیست
همیشه همین بوده است! عزیزم
مریم!
۳
بین تهران و طهران
شهریست که نیست
و مردمی که ساکن خودشاناند
بین خود و بیخود
درهایست
که تا به خود بیایی
از خود بروی
به باد
مریم!
۳
تا لبِ دریا بیایم
دریا به من نیاید چه کنم
غرق نشوم
چه کنم
دستم اضافه میآید
حس میکنم
تنهام
تنهاتر از ماهی روی میز
مشتت را باز نکن
مرا به دریا نریز
مریم!
۳
بهمن برای گریه ماه بدیست
ابرهای سیاه
فکرهای سیاه میآورند
باران سیاه
روسری سیاهم را درمیآورم
مرخصی باران گرفتهام
که بیایی
تنهایی خیسم را له کنی
در صندلیهای اداری
مریم!
۲
البرز بریزد در دلم
و دنبال جنازهٔ دفنشده
تکهتکهٔ گذشتهام را بیرون بکشیم
پرندهٔ بیطاقتی شوم
که میخواهد از دستهای تو بپرد
و نمیداند
آسمان بعدی سفیدی چشمهای توست
Aliye
۰
تنهاییام را این کلمهها پُر نمیکند
اینها فقط دروغهایی است برای راهی به شما
وقتی که راههای مرا بستهاند
راه مرا بستهاند
اما پشت هر کلمه جنگلیست
وقتی دروغ میگفتم
به جنگلهای باورهایم پناه میبردم
با ارهای در دستم
Aliye
۰
البرز ریزش کند
خزر تا میزهای فرحزاد بخزد
بر ساحل دستانِ هم شناور شویم
بر مرزهای ناشناسی هم...
مثل افتادن پیانویی از پنجرهٔ طبقهٔ چهار
و ریزش یکریز کلمه
و دستمالهای قرمز از گریه
و رویش یکریز شاخهها
تا جنگل تنهاییمان
البرز بریزد در دلم
و دنبال جنازهٔ دفنشده
تکهتکهٔ گذشتهام را بیرون بکشیم
پرندهٔ بیطاقتی شوم
که میخواهد از دستهای تو بپرد
و نمیداند
آسمان بعدی سفیدی چشمهای توست
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
خوابهایم میریزد از سرم روی بالش