جملات زیبا از متن کتاب جنگ چهره زنانه ندارد | طاقچه
تصویر جلد کتاب جنگ چهره زنانه ندارد
off
٪۶۰

کتاب جنگ چهره زنانه ندارد

۳.۹(از ۶۵۷ امتیاز)
نوع کتاب

۲۱۹,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۸۷,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
برای اولین‌بار به مرگ فکر کردم... و بعدش هیچ‌وقت از فکر کردن به آن دست نکشیدم
دهقان غذاخوار
۴۶۳
قبلاً از مرگ می‌ترسیدیم، حالا از زندگی.
سیویل
۳۴۲
هیچ‌وقت جور دیگری زندگی نکرده‌ایم، شاید اصلاً بلد نیستیم جور دیگری زندگی کنیم. نمی‌توانیم نوع دیگری از زندگی را تصور کنیم
Aysa
۳۲۱
رنج از انسانِ کوچکْ انسانِ بزرگ می‌سازد
einlam
۳۱۷
خدا آدم رو نیافرید تا بره تیراندازی کنه، خدا انسان رو برای عشق و عشق ورزیدن آفرید. تو چی فکر می‌کنی؟
وفا
۳۰۵
پرسش داستایوسکی را تکرار کنم؛ چند انسان در هر انسان وجود دارد، و چگونه باید از این انسان درونی محافظت کرد؟ بدون شک شر جذاب است؛ متنوع‌تر از خیر است؛ وسوسه‌انگیزتر است. همین‌طور عمیق‌تر
سیویل
۲۱۲
مرور خاطرات وحشتناکه، ولی مرور نکردن خاطرات از اون وحشتناک‌تر
سیویل
۲۰۰
جنگ برای همهٔ ملت‌های جهان موضوعی آشناست. همواره در گوشه‌ای از دنیا شاهد جنگ هستیم.
ROZA
۱۹۲
ساده‌ترین مردم صادق‌ترین آن‌هایند؛ پرستارها، آشپزها، رخت‌شورها... به عبارت دیگر، آن‌ها کلمات را از درون‌شان بیرون می‌کشند، نه از روزنامه‌ها و کتاب‌های خوانده‌شده
نسا
۱۷۲
آدم‌ها تغییر خواهند کرد.
سیویل
۱۶۶
برای گریه کردن هم احتیاج به نیرو بود که ما نداشتیم، دل‌مون می‌خواست بخوابیم، فقط بخوابیم.
🩰
۱۲۱
همواره احساسات ما فاصلهٔ میان ما و حقیقت را پُر می‌کنند.
einlam
۹۲
می‌گن آدم تو جنگ نصفش انسانه، نصف دیگه‌ش حیوون! این حقیقت داره... جور دیگه‌ای نمی‌شه زنده موند. اگه فقط آدم باشی، سالم نمی‌مونی.
♥️
۸۸
بله، ما پیروز شدیم، اما به چه قیمتی! با چه هزینهٔ وحشتناکی؟!
صاد؛عین
۷۷
خوشبختی یعنی، یکهو میون این مُرده‌ها یه آدم زنده پیدا کنی...
B-vafa
۷۳
انسان بیش از هر چیز در جنگ و شاید در عشق، خودش را نشان می‌دهد و رازش را فاش می‌کند. تا عمیق‌ترینِ اعماق و تا لایه‌های زیرپوستی.
einlam
۷۰
«آه، عزیز من، چهل سال گذشته، اما تو خونهٔ من نمی‌تونی هیچ‌چیز سرخ‌رنگ پیدا کنی. من بعدِ جنگ از رنگ قرمز نفرت پیدا کردم!»
afsaneh_&_fatemeh
۶۵
اگه چند دقیقه وقت آزاد پیدا می‌کردیم مشغول بافتن می‌شدیم. مثلاً روسری می‌بافتیم. به‌مون زیرانداز می‌دادن، از اونا شال می‌بافتیم. دل‌مون می‌خواست مشغول یه کار زنانه بشیم. کار زنانه چیزی بود که کم داشتیم، واقعاً غیرقابل‌تحمل بود فضا.
narges
۶۴
«چی بعد از ما می‌مونه؟ من معلم تاریخ هستم... تا جایی که یادمه، کتاب تاریخ رو سه‌بار تغییر دادن. من از روی سه کتاب درسی مختلف درس دادم... بعد از ما چی می‌مونه؟ تا وقتی ما زنده‌یم، از ما بپرسید. بعدش ما رو از خودتون درنیارید و نسازید. بپرسید...
نسا
۶۳
می‌گید احترام، عزت، هان؟ درحالی‌که دخترها تقریباً همه‌شون تنهان.
B-vafa
۶۰
یه دختر اهل مسکو تو دسته‌مون بود، ناتاشا ژیلینا، بهش مدال شجاعت دادن و چند روز فرستادنش خونه مرخصی تشویقی. وقتی از مرخصی برگشت، ما بوش می‌کردیم. واقعاً همه صف کشیدیم و به‌نوبت لباسش رو بو کردیم، می‌گفتیم بوی خونه می‌ده. این‌جوری دل‌مون برای خونه تنگ می‌شد...
وفا
۵۷
باور دارم که در هر کدام از ما قطعه‌ای از تاریخ موجود است. در یکی نیم‌صفحه، در دیگری دو یا سه صفحه. ما باهم، کتاب زمان را می‌نویسیم.
Amir Rahmamzadeh
۵۵
در این دفتر صفحاتی را هم که خودم از کتاب‌هایم حذف می‌کردم جا می‌دادم. خودسانسوری‌ام را.
B-vafa
۵۳
خودی‌ها، خودی‌ها رو تیربارون می‌کردن...
B-vafa
۵۲
مردم گریه می‌کردن، فریاد می‌زدن... من می‌شنیدم "جنگ!" بعد با خودم فکر می‌کردم "کدوم جنگ، ما که فردا امتحان داریم تو دانشکده! اون هم امتحان به این مهمی. از کدوم جنگ دارن حرف می‌زنن؟"
B-vafa
۵۰
خدا آدم رو نیافرید تا بره تیراندازی کنه، خدا انسان رو برای عشق و عشق ورزیدن آفرید.
ققنوس
۴۹
ما بیشتر از مرگ از خیانت می‌ترسیدیم.
Hamid_R_khani
۴۸
اسب هیچ‌وقت پا رو مُرده نمی‌ذاره، آدم زنده رو، مخصوصاً کسی رو که مجروح شده، هرگز ترک نمی‌کنه و تنها نمی‌ذاره. خیلی حیوون عاقلیه.
Zeinab
۴۷
من موهام رو خیلی قشنگ بافته بودم، اما وقتی بیرون اومدم خبری از موهام نبود...
afsaneh_&_fatemeh
۴۵
انسان مُسن از مرگ می‌ترسه، درحالی‌که جوون به مرگ پوزخند می‌زنه...
Zeinab
۴۱