جملات زیبای کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان | طاقچه
تصویر جلد کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
گلستان جعفریان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
گل پری
۱۳
پروردگار مهربان، همهٔ بندگانش را دوست دارد. ما توکلمان ضعیف است.
گل پری
۵
تنها انتظارم این است که به من اجازهٔ خدمت در جایی داده شود که از تمام توانایی‌هایم در راه دین و میهنم استفاده کنم.
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۴
این مرد بزرگ پس از شهادتش میراثی نداشت جز چهار هزار جلد کتاب و انبوهی از یادداشت‌های عرفانی که از روح زیبای او سخن می‌گفت. به پسرش افشین گفته بود: «پسرم، من برای تو پول، ملک و فرش به ارث نگذاشته‌ام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل، وسایل زندگی یا پس‌انداز پول‌هایم در بانک نبوده‌ام. من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم.
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۴
«تا می‌توانی بخوان، پسرم! فرصت خیلی کمی داری! فرصت‌ها آن‌قدر به‌سرعت از دست می‌روند که نمی‌توانی تصورش را هم بکنی. بخوان و به آموخته‌هایت عمل کن. اگر این کار را نکنی، آنچه آموخته‌ای از میان می‌رود و تو به سستی و بی‌انگیزگی کشانده می‌شوی.»
گل پری
۴
«دعا بهترین کاری است که بندگان خدا در حق همدیگر انجام می‌دهند، گروهبان. برو در پناه خدا. حتماً جواب نامه‌های دخترت را بده!»
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۲
احساس غرور و برتری‌جویی نسبت به انسان‌های دیگر که لباسی معمولی پوشیده‌اند، بد است. این حالت یعنی هوای نفس، یعنی آن چه تو باید بر آن غلبه کنی.
parimah
۲
ـ خب، به نظر تو می‌شود در روز سه وعده غذا نخورد و بعد از بدن کار کشید؟ روح هم همین‌طور است. من چطور می‌توانم به مغزم غذا ندهم و بعد انتظار داشته باشم که فکرم درست کار کند و درست تصمیم بگیرد؟
parimah
۲
تو باید بخوانی و عمل کنی، وگرنه خوانده‌ها و دانسته‌هایت ضایع می‌شود و می‌تواند ذهنت را هم ضایع کند.
parimah
۲
پروردگارا! از آنچه می‌ترسم، نیرومندم ساز و از آنچه هراسانم نگهم دار و از جان و دینم محافظت نما.
گل پری
۲
او معتقد بود که در میدان نبرد، علاوه بر توکل به خدا، دانش، معلومات، جسارت، لیاقت و ابتکار عمل در فرماندهی نیروها هم لازم است
گل پری
۲
سرهنگ زیپ بالاپوش را پایین کشید و سرگرد دید که از لباس سرهنگ خون می‌چکد. به سرهنگ گفت: «الان خبر می‌دهم هلی‌کوپتر بیاید و شما را به عقب منتقل کند. شما باید مداوا شوید.» اما سرهنگ قبول نکرد. گفت: «عملیات هنوز تمام نشده است. اگر سربازان فرمانده را نبینند روحیه‌شان را از دست می‌دهند. تا پایان عملیات در منطقه می‌مانم.»
گل پری
۲
افشین در دفترچهٔ یادداشت پدر که روی میز باز مانده بود، خواند: خداوندا! به علمای ما مسئولیت، به عوام ما علم، به مؤمنان ما روشنایی، به روشنفکران ما ایمان، به متعصبین ما فهم، به فهمیدگان ما تعصب، به زنان ما شعور، به مردان شرف، به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت، به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده، به خفتگان ما بیداری، به بیداران ما اراده، به مبلغان ما حقیقت، به دین‌داران ما دین، به نویسندگان ما تعهد، به هنرمندان ما درد، به شاعران ما شعور، به محققان ما هدف، به ناامیدان ما امید، به ضعیفان ما نیرو، به محافظه کاران ما گستاخی، به نشستگان ما قیام، به راکدان ما تحرک، به مردگان ما حیات، به کوران بینایی و به خاموشان ما فریاد... ببخشا.
کاربر ۲۹۴۱۵۴۷
۲
«پسرم، من برای تو پول، ملک و فرش به ارث نگذاشته‌ام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل، وسایل زندگی یا پس‌انداز پول‌هایم در بانک نبوده‌ام. من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم. به دنبال شکل گرفتن نگاه و دیدگاهم به دنیا و مسایل جاری در آن. امیدوارم آنچه در من نسبت به دین، اعتقادات و حس بندگی و تسلیم در مقابل پروردگارم محقق شده، برای شما هم توشه‌ای باشد و چراغ راهی!
javad
۱
به پسرش افشین گفته بود: «پسرم، من برای تو پول، ملک و فرش به ارث نگذاشته‌ام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل، وسایل زندگی یا پس‌انداز پول‌هایم در بانک نبوده‌ام. من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم. به دنبال شکل گرفتن نگاه و دیدگاهم به دنیا و مسایل جاری در آن. امیدوارم آنچه در من نسبت به دین، اعتقادات و حس بندگی و تسلیم در مقابل پروردگارم محقق شده، برای شما هم توشه‌ای باشد و چراغ راهی!»
mohammad hossein
۱
کسی که ناچار به چیزهایی که به او تحمیل شده تن در دهد و تحقیر شود، همواره در درون خویش با کشمکش، شکنجه و دشواری روبه‌رو است.
حمید
۱
حسن در طی عملیات کوه‌نوردی، زباله‌هایی را که روی زمین ریخته شده بود، جمع می‌کرد و در کیسهٔ مشمایی که از گیرهٔ فانسقه‌اش آویران کرده بود، می‌ریخت. سرگرد اسکاتلندی که او و گروهش را همراهی می‌کرد، اول با تعجب به رفتار این فرمانده نسبتاً جوان و قوی‌بنیه که با قد بلندش ده‌ها بار در طول مسیر خم شده و زباله‌ها و بطری‌های خالی را از روی زمین جمع کرده بود، می‌نگریست.
parimah
۱
اگر افشین همین کتاب‌ها را درست بخواند و به خوانده‌هایش عمل کند، کافی است. قرار نیست که جامعه، ما را با قراردادها و قالب‌ریزی‌هایش محدود کند. او به مطالعهٔ آزاد علاقه دارد و در کارش جدی است. نمی‌توانم بگویم چون جامعه می‌گوید مدرک بگیر، دنباله‌رو آن باش!»
parimah
۱
ـ صرف خواندن، به تو اعتماد به نفس کاذب می‌دهد. می‌تواند تو را هوایی کند که تو خیلی می‌دانی و یک سر و گردن از دیگران بالاتری و این حس خیلی خطرناک است. باید مواظب باشی. مواظب باشی تا در راه یک هدف مثبت دچار هوای نفس و احساسات منفی نشوی!
parimah
۱
«حرف را اول مثل آب‌نبات خوب در دهانتان مزه‌مزه کنید، بعد بر زبان بیاورید.»
کاربر ۲۹۴۱۵۴۷
۱
گیتی به چشم‌های سرخ او نگاه می‌کرد و نگرانش بود. یک بار به او گفت: «خسته‌ای. تو که مجبور نیستی هر شب مطالعه کنی! مطالعه را بگذار برای وقت‌های آزاد و روزهای تعطیل.» حسن لبخندی زد و گفت: «یعنی منظورت این است که فقط روزهای تعطیل غذا بخورم؟»
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۰
خداوندا! به علمای ما مسئولیت، به عوام ما علم، به مؤمنان ما روشنایی، به روشنفکران ما ایمان، به متعصبین ما فهم، به فهمیدگان ما تعصب، به زنان ما شعور، به مردان شرف، به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت، به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده، به خفتگان ما بیداری، به بیداران ما اراده، به مبلغان ما حقیقت، به دین‌داران ما دین، به نویسندگان ما تعهد، به هنرمندان ما درد، به شاعران ما شعور، به محققان ما هدف، به ناامیدان ما امید، به ضعیفان ما نیرو، به محافظه کاران ما گستاخی، به نشستگان ما قیام، به راکدان ما تحرک، به مردگان ما حیات، به کوران بینایی و به خاموشان ما فریاد... ببخشا.
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۰
خدایا! من از غربت و دوری از وطن و سختی در کار و عدم اعتنای کسانی که امور را به دست گرفته‌اند، به تو شکایت می‌کنم. تحمل ظلم، تجاوز و قبول سخن ناحق با روح انسان ناسازگار است. عزت نفس و غرور، اجازهٔ تحمل تحقیر و زبونی را نمی‌دهد. کسی که ناچار به چیزهایی که به او تحمیل شده تن در دهد و تحقیر شود، همواره در درون خویش با کشمکش، شکنجه و دشواری روبه‌رو است. انسان نمی‌تواند برای مدت طولانی در تناقض بین اندیشه و احساس، و رفتار و کردار خویش باشد. انسان تنها به داشتن اختیار و آزادی در انتخاب راه و داشتن قوای فکر و اندیشه زنده است. اگر بر جهل و ضعف خود غلبه نکند، همچنان در برابر نیروهای قاهر و مسلط محکوم است و در ذلت و پست‌ترین مرتبهٔ نفسانی باقی خواهد ماند.
javad
۰
این مرد بزرگ پس از شهادتش میراثی نداشت جز چهار هزار جلد کتاب و انبوهی از یادداشت‌های عرفانی که از روح زیبای او سخن می‌گفت.
parimah
۰
«پسرم، من برای تو پول، ملک و فرش به ارث نگذاشته‌ام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل، وسایل زندگی یا پس‌انداز پول‌هایم در بانک نبوده‌ام. من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم. به دنبال شکل گرفتن نگاه و دیدگاهم به دنیا و مسایل جاری در آن. امیدوارم آنچه در من نسبت به دین، اعتقادات و حس بندگی و تسلیم در مقابل پروردگارم محقق شده، برای شما هم توشه‌ای باشد و چراغ راهی!»
گل پری
۰
«هیبت بزرگ فیل‌ها ترسناک است، سرگرد. حتی اگر مرده باشند! من این فیل‌های مرده را زنده می‌کنم، طوری که از خرطوم‌های خاموششان آتش و وحشت بر سر دشمن ببارد.»
گل پری
۰
خرج تفنگ دشمن، فشنگ نیست؛ ترس شما سربازان است.
کاربر ۲۹۴۱۵۴۷
۰
با وجود کار بدنی سنگین در پادگان، امکان نداشت یک ساعت مطالعهٔ قبل از خوابش ترک شود.
کاربر ۲۹۴۱۵۴۷
۰
حسن آب‌شناسان، بهترین افسر ورزش و تعلیمات رزمی در کوهستان، جنگل و کویر، کارآمد در عملیات‌های چریکی و ضد چریکی، جنگ تن به تن، جنگ با سرنیزه، چتربازی، سقوط آزاد و...
کاربر ۲۹۴۱۵۴۷
۰
دوره‌دیدهٔ تخصص‌های مخابرات، نیروی مخصوص، تکاور دریایی، غواصی و...