جملات زیبا از متن کتاب دسته یک؛ بازروایی خاطرات شب عملیات | طاقچه
تصویر جلد کتاب دسته یک؛ بازروایی خاطرات شب عملیاتsubscriptionAvailable

کتاب دسته یک؛ بازروایی خاطرات شب عملیات

۴.۶(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
اصغر کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

قیمت:

۱,۱۶۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

به محسن گلستانی گفتم: نکند قرار است سینما هم برویم؟ شهر به این بزرگی و قشنگی حتماً چند سالن خوب هم داره! از فیلم‌فارسی فرار می‌کردیم، گرفتار فیلم‌عربی شدیم! محسن گفت: نه، اشتباه گفتی... آمده‌ای اینجا هنرپیشه بشوی. این فیلم که ما بازی می‌کنیم، یک دنیا تماشاچی دارد. همه منتظرند ببینند کی برنده است! پس باید خوب بازی کنیم... ـ آره. اگر خوب بازی کنی، ستاره می‌شوی، می‌روی آسمان.
s_movaghar
۷
در شب حمله احساس عجیبی پیدا کردم: ترس و امید، مرگ و زندگی، خدا و شیطان. پیش از آنکه تن آدمی در آتش جنگ بسوزد، روح او در آتش صیقل داده می‌‌‌شود. خصلت آتش این است که پوسته‌ را کنار می‌‌‌زند و ماهیت را آشکار می‌‌‌کند. آدمی با آتش می‌‌‌تواند خود را محک بزند و درون واقعی خود را ببیند.
s_movaghar
۵
«بارالها من نمی‌خواهم که در بستر بمیرم یاری‌ام کن تا به راهت در دل سنگر بمیرم دوست دارم در میان آتش و خون و گلوله دور از کاشانه و از خواهر و مادر بمیرم دوست دارم خاک ایران را ز دشمن پاک سازم در ره اسلام و آزادی این کشور بمیرم
hami
۱