قسم به عصر که پیوسته پوی آوارهست
که بر بساط زمین آدمی زیانکارهست،
جز آن قبیله که پیوستهٔ توّلایند (۳)
نخفتهاند و میان بستهاند و با مایند
شب از حضیض نهان سوی اوج میآیند
چو وقتِ وقت رسد فوج فوج میآیند (۴)
قسم به صبر و صفاشان به رایشان سوگند
به هیمنهٔ نفسِ اسبهایشان سوگند (۵)
که گَرد ظلمت شب را ز باره میشویند
به خون تازه زمین را دوباره میشویند
aminiamin150