میخواست ببیند دختر خوبی است یا سعی میکند باشد. ببیند زیبا و دلرباست و پسرها و حتی مردها را جذب میکند یا نه. اگر کاتیا واقعا زیبا میشد، حتما بابا برمیگشت. اما وقتی کاتیا چیزی شبیه به این فانتزی را نزد خواهرش لیسل اعتراف کرده بود، لیسل بیپرده گفته بود: «اگه جای تو بودم سرش شرط نمیبستم، کاتیا.»
کاتیا نمیخواست معنی این حرف را بداند.
«کاتیا! بیدار شو عزیز.»