اما زمان... زمان چگونه ابتدا ما را بر جای خود مینشاند و سپس به شگفتی میاندازد. خيال میكرديم بالغ و عاقل شدهايم درحالیكه فقط جانب احتياط نگه میداشتيم. گمان میكرديم مسئوليتپذير شدهايم و حال آنكه فقط ترسو شده بوديم. آنچه واقعگرايی میخوانديم رو گرداندن از چيزها به جای روبهرو شدن با چيزها از كار درآمد. زمان... بگذار زمان كافی بگذرد، آنوقت بهترين تصميماتمان دمدمی و يقينهایمان بلهوسی جلوه خواهد كرد.