فیلمی دیدم به نام پستچی همیشه دو بار زنگ میزند. متن این فیلم، مربوط به کتابی از آقای جیمز کین بود. واقعا درستترین عنوانی است که برای فیلمی انتخاب شده. اگر زنگ برای بار سوم به صدا دربیاید، به مفهوم آن است که دیگر پستچی پشت در نیست.
علی شادکام
مضحکتر از آن پسرک، یعنی فلوبر، دیگر کسی پیدا نمیشود که عاشق واژهها بود و پشت آنها پنهان میشد.