
کتاب جنگ دوست داشتنی؛ خاطرات سعید تاجیک
پدیدآورندگان:
سعید تاجیکانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سید مهدی
۰
شعرهای او با هیچ میخی به هیچ دری چفت نمیشد
سید مهدی
۰
در چادرهای برزنتی حرارت دو برابر میشد و مرد میخواست که طاقت بیاورد! یک روز که دور هم بودیم، از بچهها پرسیدم: «اگر جنگ نبود و روزی یک میلیون تومان بهتان میدادند، میآمدید اینجا؟» با داد و فریاد جواب دادند: «مگر دیوانهایم!»
سید مهدی
۰
بچههای شیردل مهندسی، بیمحابا خود را به دل آتش زده بودند و بدون وقفه کار میکردند. بعد از اتمام کار سنگرها و خاکریز، سالم و بدون تلفات منطقه را ترک کردند.
سید مهدی
۰
ای جبههها، شاهد باشید که تا آخرین نفس و تا آخرین روز نبرد دست از حسین زمانه خویش برنداشتم و تا مرز شهادت از فرزند پاک فاطمه(س) حمایت کردم. ما نگذاشتیم پرچم از دست سرداری بر زمین بیفتد و عزت اسلام عزیز لگدمال شود. دوست داشتم در آن لحظات آخر چنان فریاد بکشم که صدایم به همه جبههها برسد.
سید مهدی
۰
ارتفاعات عظیم دوپازا آزاد نشد، مگر به بهای ریخته شدن خون این عزیزان.