جملات زیبای کتاب ستاره من؛ روایتی داستانی از زندگی شهید محمد‌علی رجایی (قهرمانان انقلاب ۸) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ستاره من؛ روایتی داستانی از زندگی شهید محمد‌علی رجایی (قهرمانان انقلاب ۸)subscriptionAvailable

کتاب ستاره من؛ روایتی داستانی از زندگی شهید محمد‌علی رجایی (قهرمانان انقلاب ۸)

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
زهره یزدان‌پناه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
fati
۲
ـ عموجان، این چه وضعی است؟ من از ساعت۹:۵ دقیقهٔ صبح، این‌جا معطّل هستم. ـ با من کار اداری که نداشتی. داشتی؟ ـ نه، کار شخصی دارم. می‌خندی. دوباره او را به بغل می‌گیری. آرام می‌کنی‌اش. ـ اگر با من کار اداری داشتی، همان موقع که آمدی، تو را می‌دیدم و کارت را انجام می‌دادم و می‌رفتی. او را به طرف صندلی می‌بری و کنار خودت می‌نشانی. ـ امّا برای کار شخصی؛ باید بدانی که من وقتم مال خودم نیست، صمدجان؛ مال ۳۶ میلیون نفر جمعیت ایران است.
Hakime Zare
۰
هوای خواندن، هوای نوشتن، شاید دلیلش بی‌خوابی باشد، یا بی‌قراری، یا همان انتظاری که از سر شب پنجه انداخته در جانت و لانه کرده در چشم‌هایت؛ به جای خوابی که از آن‌ها ربوده شده است.