جملات زیبای کتاب عبد و مولا | طاقچه
تصویر جلد کتاب عبد و مولاsubscriptionAvailable

کتاب عبد و مولا

نگاهی به رابطه‌ عبد و مولا

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۲۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
علیرضا پناهیان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بهار
۱۴۴
امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «همان‌گونه که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی‌شوند، محبت دنیا و محبت خدا هم با هم جمع نمی‌شوند.»
F.Aminzadeh
۱۲۵
ولی خدا اجازه سقوط را هم به هر کسی نمی‌دهد.
erfan
۱۱۹
خدا می‌گوید: «من دل تو را این‌گونه ساخته‌ام که جز با من آرام نمی‌شود. این دل ناآرام تو تنها در سایه ارتباط با من به ساحل آرامش می‌رسد و قرار پیدا می‌کند.»
.
۱۱۷
کمی آرام باش، شلوغ نکن، درگیر نباش، نگران دنیا نباش، حسرت دنیا نخور، به دیگران حسادت نکن. گذشته و آینده را رها کن، به عرض و طول خودت (یعنی اطرافت) کاری نداشته باش. حریصانه برخورد نکن، حرص و جوش نخور، آرام باش و خلاصه در یک کلام آب را گِل نکن تا در زلالی آب، عمق دریای وجود خودت را ببینی
pourya
۱۱۵
«إِلَهِی کفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکونَ لَک عَبْداً؛ خدایا این عزت برای من کافی است که بنده تو هستم.»
کاربر ۹۹۲۷۳۰
۹۱
«اگر می‌توانی هر روز یک سوره یاسین بخوان و آن را به حضرت زهرا (س) هدیه کن.»
الحمدالله علی کل حال
۷۲
ای بندۀ خدا! تو که چه بخواهی و چه نخواهی عبد هستی، پس چرا می‌خواهی از حقیقت خودت دور شوی؟ در بعضی از امور که تو اصلاً حق انتخاب نداری، انرژی‌ات را الکی در این امور مصرف نکن. بپذیر که عبد هستی و انرژی و توان خودت را از اینجا به بعد صرف کن.
.
۵۸
قبل از نماز درباره نماز با خدا گفتگو کنیم و از او بخواهیم که ما را بپذیرد و اذن ورود به حریم کبریایی‌اش را بدهد، بعد از نماز هم درباره نماز با خدا گفتگو کنیم. همان‌طور که در هنگام ورود به حرم مطهر ائمه (ع) از آنها اذن دخول می‌گیریم و معتقدیم که آنها حی و زنده هستند
Nasrin mohseninia
۵۷
خدا می‌گوید: «من دل تو را این‌گونه ساخته‌ام که جز با من آرام نمی‌شود. این دل ناآرام تو تنها در سایه ارتباط با من به ساحل آرامش می‌رسد و قرار پیدا می‌کند.»
.
۵۳
خیلی از اوقات ما به اندازۀ انسانی که در مقابل ما فعال است هم روی خدا حساب باز نمی‌کنیم.
erfan
۴۰
بعضی‌ها فکر می‌کنند به خدا که نزدیک شوند، مشکلاتشان حل می‌شود. اشتباه می‌کنند، هر کسی که عبدتر شود و به خدا بیشتر نزدیک شود، گرفتاری‌هایش بیشتر می‌شود. «هرکه در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند.»
کاربر ۲۱۱۵۵۲۴S99VA2THVB16G
۳۶
انسان باید همیشه با خدا این نجوا را داشته باشد: «خدایا اول خودت را به من بده. چرا من نباید با تو ارتباط داشته باشم؟»
pourya
۳۲
نباید تجلّی تقرب را مشخص کنی، که مثلاً من می‌خواهم آقا امام زمان (عج) را ببینم. نه، شاید مصلحت نباشد تو ببینی. تجلّی تقربت را نخواه، بگو: «خدایا! من می‌خواهم خیلی نزد تو عزیز شوم.» ما در معنویت هم وقتی اصرار می‌کنیم بیشتر دنبال مصادیق هستیم، مثلاً می‌گوییم: «من توفیق نماز شب می‌خواهم.» بهتر است به جای این بگوییم: «خدایا! من می‌خواهم عبد شوم، مقرّب درگاهت شوم.» بقیه‌اش با خدا، حالا یا توفیق نماز شب می‌دهد، یا نمی‌دهد.
erfan
۳۱
ذات انسان این جوری است که دوست دارد ذلیل کسی باشد. اگر عبد خدا نیستی پس عبد چه کسی هستی؟
pourya
۲۹
عبد یعنی چه؟ یعنی «کسی که دستور می‌گیرد، نه اینکه بخواهد پیشنهاد بگیرد، رویش فکر کرده و توافق کند.» اینها مال شازده‌هاست، مال برده‌ها نیست. دستور گرفتن از خدا لذّت‌بخش است. قشنگ‌ترین قسمت نماز، واجب بودنش است نه عشق‌بازی کردنش.
erfan
۲۸
«اگر می‌توانی هر روز یک سوره یاسین بخوان و آن را به حضرت زهرا (س) هدیه کن.» اگر شما همین یک کار ساده را انجام بدهی، بعد از یکسال می‌بینی ارتباط خاصی با حضرت زهرا (س) پیدا می‌کنی.
masum75
۲۸
همه اتفاقات عالم برای این است که ما به خدا گره بخوریم.
f_altaha
۲۳
حضرت آیت‌الله العظمی بهجت از استادشان مرحوم قاضی نقل می‌کنند که فرمودند: «اگر کسی نمازش را اول وقت به جا آورد و به جایی نرسید، آب دهان به صورت من پرتاب کند.» تنظیم کن که نمازهای یومیه‌ات را اول وقت بخوانی. بعد هم چندتا برنامه عبادی دیگر برای خودت تنظیم کن.
F.Aminzadeh
۲۲
«إِلَهِی کفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکونَ لَک عَبْداً؛ خدایا این عزت برای من کافی است که بنده تو هستم.»
اسی
۲۱
خیلی‌ها نمی‌فهمند خدا کیست، فقط می‌گویند: «من می‌خواهم با خدا ارتباط داشته باشم.» و تصور می‌کنند که ارتباط با خدا یک ارتباط عاطفی و عاشقانه است و بس. در حالی که ارتباط با خدا، ارتباط با مولایی است که تو عبد او هستی و باید مانند یک برده در برابر او ذلیل باشی.
الف. میم
۲۱
امام صادق هم در روایتی شبیه به همین روایت می‌فرماید: «تعجب می‌کنم که هرچه برای بنده مؤمن پیش می‌آید در نهایت خیر او در آن است، اگر با قیچی تکه تکه شود، خیر او در آن است و اگر پادشاهی شرق و غرب عالم در اختیار او قرار گیرد، باز هم خیر او در آن است.
Mahi
۱۹
اگر کسی با خدا رابطه داشته باشد، دلش برای خدا تنگ می‌شود.
f_altaha
۱۷
طرف می‌خواهد ازدواج کند، می‌گوید: «من یک همسر با تحصیلات بالا می‌خواهم.» تو از کجا می‌دانی همسر با تحصیلات بالا به نفع تو است؟ بگو: «خدایا! من این‌جوری به ذهنم می‌رسد. اما تو به قدر ذهن من با من عمل نکن! چون گفتی یک تکانی به خودمان بدهیم و یک درخواستی مطرح کنیم، این را گفتیم و الا هر طور که خودت صلاح می‌دانی رقم بزن.»
nazanin.kaf
۱۷
خانم‌ها اگر همسر مهربان می‌خواهند دنبال عبد بگردند. عبدها وقتی شوهر می‌شوند ظلم نمی‌کنند. ولی آنهایی که عبد نیستند کارشان حساب و کتاب ندارد. اگر عبد باشد دیگر دل و دماغ بد برخورد کردن ندارد. قبلاً رُسش را کشیده‌اند، رویش را کم کرده‌اند، از کَت و کول افتاده
pourya
۱۶
وقتی انسان باور کند که همه چیزش دست خداست، عزیز شدن یا ذلیل شدنش هم به دست اوست، خیلی راحت‌تر به دستورات او گردن می‌نهد.
erfan
۱۵
اگر می‌خواهی همه عالم در اختیار تو قرار بگیرد، اگر می‌خواهی آزاد شوی، اگر می‌خواهی آزادی‌ات به همراه قدرت باشد نه بدون قدرت، اگر می‌خواهی آزادی‌ات به همراه وسعت باشد نه بی‌وسعت، اگر می‌خواهی همراه همه اینها لذت هم ببری، همه و همه اینها فقط از طریق بندگی بدست می‌آید.
jgr
۱۵
رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: «قسم به کسی که جانم در دست اوست هیچ یک از مردم به‌واسطه اعمالش وارد بهشت نمی‌شود.» پرسیدند: «حتی شما یا رسول الله (ص)؟» پیامبر (ص) فرمودند: «حتی من، مگر اینکه فضل و رحمت خدا شامل حال من شود.»
.
۱۵
انسانی که بی‌رابطه با خدا، بخواهد با کسانی رابطه داشته باشد، گنگ، کور، کر، لال و بی‌حسّ است. ازدواج هم کرده باشد باز نمی‌داند رابطه با همسر یعنی چه؟ فکر می‌کنید گاوها و گوسفندهای عالم ازدواج را می‌فهمند؟ نمی‌فهمند. آنها با هیچ چیز ارتباط برقرار نمی‌کنند. کسی که رابطه‌اش را با خدا، که اصلی‌ترین رابطه روح او و شریان حیاتی اوست، پیدا نکرد، بقیه رابطه‌هایش را هم پیدا نمی‌کند. این‌قدر «انسان، انسان» نکنید، کمی انسان را در تعریف حقیقی خودش نگاه کنید. انسان در تعریف حقیقی‌اش یعنی «عبد». عبد هم اول مولا می‌خواهد، مولایش کو؟ اگر مولا ندارد، پس چیست؟ کسی که مولا ندارد، هویت ندارد.
pourya
۱۳
آرامشی که بشر امروز دربه‌در به دنبالش می‌گردد تنها در عبودیت است. کسی که عبد شد، خلاص می‌شود، آسوده می‌شود. کسی که عبد شد دیگر چیزی نمی‌خواهد.
masum75
۱۳
انگار در دعا خیلی عبادت نهفته است، آن اندازه که اگر دعا نکنی، خدا اصلاً بنده‌بودن تو را قبول ندارد.