جملات زیبا از متن کتاب مرد لاابالی بادکنک قرمزم را سوراخ می‌کند | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرد لاابالی بادکنک قرمزم را سوراخ می‌کندsubscriptionAvailable

کتاب مرد لاابالی بادکنک قرمزم را سوراخ می‌کند

۳.۰(از ۶ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
علیرضا اجلی
publisherانتشارات:
نشر چرخ
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان ایرانی

قیمت:

۱۳۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

از جایی که مردمی در آن جمع شده‌اند می‌شنوم که دارند در مورد من حرف می‌زنند. گوش می‌شوم. گوش‌ها تنها موجوداتی هستند که جفت‌شان همیشه کنارشان است و هیچ‌وقت تنها نمی‌شوند. شاید برای این‌که گوش‌ها هیچ‌وقت حرفی برای گفتن ندارند.
maryam_z
۵
خون جنون‌آمیزترینِ قرمزی‌هاست. برایش دست می‌زنند، برایش سر می‌زنند با گیوتین، می‌شکنند، برایش پول خرج می‌کنند و در جریان است در رگ‌ها. اگر بریزد به این سادگی‌ها پاک نمی‌شود. خون از زمین می‌چکد به هوا و همچو همو که ازش خون ریخته، همچو همان آدم، از خون دوباره آدم می‌زاید. می‌چکد دوباره در هوا و هر قطره دوباره آدمی.
maryam_z
۳
گفتم‌ «بادکنک، آن هم قرمزش باید در مغز باد شود. آن‌قدر باد شود تا بزرگ‌ترین بادکنک دنیا باشد. ما می‌توانیم بادکنک‌های قرمز بادشده‌ای در مغزمان داشته باشیم. بعد همه می‌توانیم در نهایت امنیت دَرِش زندگی کنیم.» کمی آب خوردم. بعد الکی سرفه کردم تا جلب‌توجه کنم و بعد ادامه دادم؛ «اگر کسی حرف نزند، آن‌گاه صلح برقرار خواهد شد، بعد می‌توانیم دَرِش در نهایت امنیت زندگی کنیم.»
maryam_z
۱