...بعد از اینکه خرمشهر آزاد شد و من به آنجا برگشتم استخوانهای پراکنده شهدا را جمع کردم...
...بدون وضو نباید وارد خرمشهر شد. در هر جای این خاک خونی ریخته شده...
مواظب باشید ضد انقلاب سر کارها نباشد. این را به مسئولان بگویید. نگذارید کارها نیمهکاره بماند. باید بفهمند که چه کسی را سر کار میگذارند.
...دستان من شهدای زیادی را از زمین برداشته است...
...تلخترین روز زندگی من دیدن بدن سوخته محمدم بود که در کربلای ۵ شهید شد. میخواستم او را ببوسم ولی همه جای بدنش سوخته بود. نتوانستم.