جملات زیبای کتاب پرواز سفید؛ بر اساس زندگی شهید عبّاس بابایی (قصه‌ی فرماندهان ۴) | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرواز سفید؛ بر اساس زندگی شهید عبّاس بابایی (قصه‌ی فرماندهان ۴)subscriptionAvailable

کتاب پرواز سفید؛ بر اساس زندگی شهید عبّاس بابایی (قصه‌ی فرماندهان ۴)

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۲۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
amin
۱
امتحانات خردادماه هم رسید. تا چند هفته دیگر کلک این سال هم کنده می شود. باید فکری برای تابستان کرد. من که مثل پارسال می خواهم باقلوا بفروشم. کلی پول به جیب زدم. شکمم هم که هرروز سیر بود. بابام می گوید اگر از الان راه پول درآوردن را یاد بگیری، وقت پیری دستت تو سفره خودت است. من هم به حرفش گوش کردم و باقلوافروشی را انتخاب کردم. ولی بقّال سرکوچه مان می گفت این کار به درد نمی خورد، باید صنعت یاد بگیری. هرچی فکر کردم، دیدم نمی توانم شاگردی کنم. اوستاها