
بریدههایی از کتاب زیباییات به وقت محلی
۳٫۰
(۲)
به ساعت نگاه میکنم
به سالهای باقی ماندهی عمرم
که برای دوست داشتنت
چقدر کوتاه است
_SOMEONE_
چشمهایت میدرخشد
که زمین سیارهای تاریک نشود
_SOMEONE_
باید زبان آذری یاد بگیرم
بعد بگویم دوستت دارم
_SOMEONE_
حالا
همین که به اندازهی لبخندت نفس میکشم
خوب است
_SOMEONE_
بخند
به ویرانیام بخند
نگاه کن به خاموشیام
دست بکش روی موهایت
قیامت را به یادم بیاور
زلزله... جنگ... طوفان...
وقتی همه چیز خراب میشود
و تنها یک مرد
در انتهای جهان برای زنی شعر میخواند
_SOMEONE_
بهار آن واژهی پیچیده در وسعت فصل نبود
تو بودی!
68malihe89
در لبخند تو متوقف میشود
به ساعت نگاه میکنم
به چشمهایت وقتی که شعر میخوانم
به حالت دستانت
وقتی روسریات را صاف میکنی
به شصت سالگیات
وقتی مرده باشم
و هیچ شاعری نتواند
ریشههایت را کشف کند
_SOMEONE_
در آخرین عکسی که فرستادی
موهایت
ویرانی را به یادم آورد
fmaotheammmeahd
چرا اینقدر عاشق دریاییم؟
دریا
گورستان قطرههای مرده
پاییز بانو
این شهر برای آنکه تو نباشی کوچک است
و من برای آنکه روزهای نبودنت را بشمارم
کوچکم
fmaotheammmeahd
باید بروم همین جاها
اتوبوس بنشینم و فردا صبح
در شهر دیگری بیدار شوم
تهران تا همدان
۳۲۰ کیلومتر
تهران تا سبزوار
۶۶۰ کیلومتر
تهران تا بندرعباس
۱۳۰۰ کیلومتر
تهران تا تو
بیحساب کیلومتر
_SOMEONE_
من اسیری
که از زمان جنگهای جهانی
در گورهای دسته جمعی
فراموش شده است
پاییز بانو
کجای این شعر میتوانم نگاهت کنم
پاییز بانو
در آغوشم بگیر
و این شعر را
به جای بهتری برسان
پاییز بانو
میبوسمت
اگر چه این شهر را
بمبها و گلولههای وحشی بوسیدهاند
پاییز بانو
بهار آمده
با بوی مرگ
با دستهای کبوتر سیاه
به ساز تو دل بستهام
به اردیبهشت
برقص!
چنگ بزن به دنیایم
به جای انگشتهایت روی پیشانیام
به قلبم...
و مرگ را
به سیارهای دیگر بفرست
پاییز بانو
مدرسه میرفتم
تا حروف نام تو را یاد بگیرم
پاییز بانو
مردها جهان کوچکی دارند
خندیدن
نگاه کردن
و حتی راه رفتن یک زن
میتواند فتح کند یک مرد را
پاییز بانو
خوب یادم هست
در کدام پیراهن عاشق شدم
پاییز بانو
نامت را
تنها برای شعر میخواهم
مثل نام بلقیس
در ترانههای نِزار
مثل ریرا
در چکامههای نیما
مثل هزار و سیصد و شصت و چهار
وقتی تنها بلدم از تو بنویسم
پاییز بانو
شعر بخوان!
دهان که باز میکنی انگار
نامهای نو رسیده گشودهام
سطر به سطر
لبانت کلمه میزاید
پاییز بانو
از تو که حرف میزنم
انگار دارم شعر را میبوسم
پاییز بانو
درختی که پایش از جنگل کوتاه شود
تنها
نام تبر را به یاد خواهد آورد
پاییز بانو
زندگی
هیجان نگاه کردن
به چشمهای زنی مست بود
پاییز بانو
راه بهشت
از چشمهای زنان میگذرد
پاییز بانو
به ماههای زمستان برف میبخشی
به بهار... باران
زادهی پاییزم
چیزی از تو نمیخواهم
فقط برگهایم را از من نگیر
پاییز بانو
حجم
۵۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۵۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان