
کتاب زیباییات به وقت محلی
پدیدآورندگان:
مرتضی بخشایشانتشارات:
انتشارات روزنه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
_SOMEONE_
۵۶
به ساعت نگاه میکنم
به سالهای باقی ماندهی عمرم
که برای دوست داشتنت
چقدر کوتاه است
_SOMEONE_
۱۶
چشمهایت میدرخشد
که زمین سیارهای تاریک نشود
_SOMEONE_
۹
باید زبان آذری یاد بگیرم
بعد بگویم دوستت دارم
_SOMEONE_
۹
حالا
همین که به اندازهی لبخندت نفس میکشم
خوب است
_SOMEONE_
۸
بخند
به ویرانیام بخند
نگاه کن به خاموشیام
دست بکش روی موهایت
قیامت را به یادم بیاور
زلزله... جنگ... طوفان...
وقتی همه چیز خراب میشود
و تنها یک مرد
در انتهای جهان برای زنی شعر میخواند
68malihe89
۷
بهار آن واژهی پیچیده در وسعت فصل نبود
تو بودی!
_SOMEONE_
۵
در لبخند تو متوقف میشود
به ساعت نگاه میکنم
به چشمهایت وقتی که شعر میخوانم
به حالت دستانت
وقتی روسریات را صاف میکنی
به شصت سالگیات
وقتی مرده باشم
و هیچ شاعری نتواند
ریشههایت را کشف کند
fmaotheammmeahd
۵
در آخرین عکسی که فرستادی
موهایت
ویرانی را به یادم آورد
پاییز بانو
۴
چرا اینقدر عاشق دریاییم؟
دریا
گورستان قطرههای مرده
fmaotheammmeahd
۳
این شهر برای آنکه تو نباشی کوچک است
و من برای آنکه روزهای نبودنت را بشمارم
کوچکم
_SOMEONE_
۳
باید بروم همین جاها
اتوبوس بنشینم و فردا صبح
در شهر دیگری بیدار شوم
تهران تا همدان
۳۲۰ کیلومتر
تهران تا سبزوار
۶۶۰ کیلومتر
تهران تا بندرعباس
۱۳۰۰ کیلومتر
تهران تا تو
بیحساب کیلومتر
پاییز بانو
۲
من اسیری
که از زمان جنگهای جهانی
در گورهای دسته جمعی
فراموش شده است
پاییز بانو
۲
کجای این شعر میتوانم نگاهت کنم
پاییز بانو
۲
در آغوشم بگیر
و این شعر را
به جای بهتری برسان
پاییز بانو
۲
میبوسمت
اگر چه این شهر را
بمبها و گلولههای وحشی بوسیدهاند
پاییز بانو
۲
بهار آمده
با بوی مرگ
با دستهای کبوتر سیاه
به ساز تو دل بستهام
به اردیبهشت
برقص!
چنگ بزن به دنیایم
به جای انگشتهایت روی پیشانیام
به قلبم...
و مرگ را
به سیارهای دیگر بفرست
پاییز بانو
۲
مدرسه میرفتم
تا حروف نام تو را یاد بگیرم
پاییز بانو
۲
مردها جهان کوچکی دارند
خندیدن
نگاه کردن
و حتی راه رفتن یک زن
میتواند فتح کند یک مرد را
پاییز بانو
۲
خوب یادم هست
در کدام پیراهن عاشق شدم
پاییز بانو
۱
نامت را
تنها برای شعر میخواهم
مثل نام بلقیس
در ترانههای نِزار
مثل ریرا
در چکامههای نیما
مثل هزار و سیصد و شصت و چهار
وقتی تنها بلدم از تو بنویسم
پاییز بانو
۱
شعر بخوان!
دهان که باز میکنی انگار
نامهای نو رسیده گشودهام
سطر به سطر
لبانت کلمه میزاید
پاییز بانو
۱
از تو که حرف میزنم
انگار دارم شعر را میبوسم
پاییز بانو
۱
درختی که پایش از جنگل کوتاه شود
تنها
نام تبر را به یاد خواهد آورد
پاییز بانو
۱
زندگی
هیجان نگاه کردن
به چشمهای زنی مست بود
پاییز بانو
۱
راه بهشت
از چشمهای زنان میگذرد
پاییز بانو
۱
به ماههای زمستان برف میبخشی
به بهار... باران
زادهی پاییزم
چیزی از تو نمیخواهم
فقط برگهایم را از من نگیر