
کتاب سورن کیرکگور: پارههای فلسفی
انتشارات:
انتشارات زندگی روزانه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
rain_88
۱۰
به نظر میرسد حقیقت را نمیتوان آموخت، زیرا باید نسبت به حقیقت جاهل باشیم تا سپس آن را بیاموزیم. اما کسی که نسبت به حقیقت جاهل است، حتی اگر حقیقت را بیابد، نخواهد توانست آن را تشخیص دهد. کلیماکوس میگوید راهحل سقراطی برای این معضل آموزهٔ یادآوری است؛ بر اساس این آموزه هیچکس حقیقتاً نسبت به حقیقت جاهل نیست و معلوم میشود که «آموختن» همان به یاد آوردن است
Fatima Golzar
۸
ارادهٔ انسان نقش مهمی در ایمان یا اعتقاد بازی میکند، نه به این معنا که بتوانیم هر باوری را که دلمان بخواهد سر هم کنیم، بلکه بدین معنا که هر آنچه بدان باور حاصل میکنیم اساساً از ژرفترین امیال ما متأثر است
rain_88
۷
«متن کیرکگور خود را طوری عرضه نمیکند که در موردش بپرسیم “معنایش چیست؟”، بلکه خود را در مقام طراح این پرسش عرضه میکند که “نظر تو چیست؟”»
reza
۶
کسی که نسبت به حقیقت جاهل است، حتی اگر حقیقت را بیابد، نخواهد توانست آن را تشخیص ده
سجاد احمدی
۵
بنیاد اصلیِ عشق رمانتیک به دیگری خودپرستی است. وقتی کسی عاشق میشود در وهلهٔ نخست در پی خوشبختیِ خودش است؛ وقتی عشق در من جان میگیرد از دیدار آن شخص دلربا به شعف و لذت میرسم. اما اگر عشق کسی به دیگری ژرف گردد، نوعی دگرگونی رخ میدهد. اینبار وقتی دچار دغدغهٔ معشوق میگردم، به خوشبختیِ وی بسیار بیش از خوشبختی خودم اهمیت میدهم. یا به بیانی پارادوکسیکال به جایی میرسم که برای اینکه خوشبخت باشم حاضرم خوشبختیِ خود را ایثار کنم، زیرا این لازمهٔ عشق است.
reza
۳
داشتنِ حقیقت همارز مفهومِ دینیِ رستگاری است. شخصی که دارندهٔ حقیقت است شخصی است بهتمامی انسان، همو که تماماً همان است که انسان باید باشد، همو که میداند حیات انسان اساساً ناظر به چیست.
سجاد احمدی
۲
خود کیرکگور در رسالهٔ دکتریاش با عنوان مفهوم آیرونی دو شکل متفاوتِ آیرونی را از هم تمیز میدهد: «مرسومترین شکل آیرونی آن است که چیزی را با جدیت بگوییم، اما منظورمان جدی نباشد. شکل دوم آیرونی که نادرتر است آن است که منظوری جدی را در یک شوخی یا با لحنی شوخطبعانه بگوییم».
پویا پانا
۲
به نظر میرسد حقیقت را نمیتوان آموخت، زیرا باید نسبت به حقیقت جاهل باشیم تا سپس آن را بیاموزیم. اما کسی که نسبت به حقیقت جاهل است، حتی اگر حقیقت را بیابد، نخواهد توانست آن را تشخیص دهد.
پویا پانا
۲
عشق حقیقی را نمیتوان اجبار کرد.
پویا پانا
۲
«بنیاد عشق خودپرستی است، اما هنگامی که خودپرستی در اوج است شور پارادوکسیکالش خواهانِ سقوط خویش است. عشق اروتیک نیز خواهان همین است و بدین ترتیب این دو نیرو در لحظهٔ شور به فهم متقابل میرسند و این شور دقیقاً همان عشق اروتیک است»
پویا پانا
۱
به نظرم منظور کلیماکوس این است که بنیاد اصلیِ عشق رمانتیک به دیگری خودپرستی است. وقتی کسی عاشق میشود در وهلهٔ نخست در پی خوشبختیِ خودش است؛ وقتی عشق در من جان میگیرد از دیدار آن شخص دلربا به شعف و لذت میرسم. اما اگر عشق کسی به دیگری ژرف گردد، نوعی دگرگونی رخ میدهد. اینبار وقتی دچار دغدغهٔ معشوق میگردم، به خوشبختیِ وی بسیار بیش از خوشبختی خودم اهمیت میدهم. یا به بیانی پارادوکسیکال به جایی میرسم که برای اینکه خوشبخت باشم حاضرم خوشبختیِ خود را ایثار کنم، زیرا این لازمهٔ عشق است. بدین ترتیب قرار است این شور عاشقانه شبیه شور شادمانهای باشد که باعث میشود عقل و پارادوکس با هم رابطهٔ صمیمانهای داشته باشند.
پویا پانا
۱
حقیقت از زبان یک ریاکار برایم عزیزتر است تا شنیدنش از یک فرشته یا یک رسول»
پویا پانا
۰
آنانی از ما که شکاک نیستند، به این دلیل باورهایِ فعلیشان را دارند که نمیخواهند شکاک باشند. این خواستِ خودِ ماست که باورهایی داشته باشیم. بنابراین ارادهٔ انسان نقش مهمی در ایمان یا اعتقاد بازی میکند، نه به این معنا که بتوانیم هر باوری را که دلمان بخواهد سر هم کنیم، بلکه بدین معنا که هر آنچه بدان باور حاصل میکنیم اساساً از ژرفترین امیال ما متأثر است.