
مانا
۱
خودآگاه، در لحظۀ فعلی، و بدون قضاوت.
pendar Jam
۱
هوش دروازۀ آزادی و توجه آگاهانه مادر هوش است.
مانا
۰
نمیتوانید جلوی موجها را بگیرید
اما میتوانید موجسواری بیاموزید
مانا
۰
این داستان ها به ما خاطرنشان میکنند که ارزش این را دارد که به دنبال آن محرابی باشیم که وجود تنها و تکهتکه شده و متروکمان میتوانند یکدیگر را یافته و با هم ازدواج و سطوح جدیدی از هماهنگی و درک را وارد زندگیهای ما کنند تا آنجا که واقعاً بتوانیم تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنیم، که در واقع به معنی زمان بیانتهای هم اکنون و اینجا است. این داستانها نقشههای حکیمانه، باستانی و شدیداً پیشرفته هستند که میتوانند ما را به صورت انسان کامل درآورند.
مانا
۰
و حالا در لحظۀ جدیدی هستیم، لحظهای برای داشتن حالتی جدید.
کاربر ۲۴۷۹۱۸۳
۰
وقتی کوچک بودهایم هزاران راه به ما یاد دادهاند برای اینکه احساس بیارزشی داشته باشیم، و ما هم درسهای خود را به خوبی آموختهایم.
شیرین
۰
اثرگذاری بر کیفیت زندگی روزانه، این بالاترین هنر است...
شیرین
۰
سعی کنید: گاهی از خود بپرسید «آیا هماکنون بیدارم؟»
تپولی خواه
۰
زندگی مان در لحظه آشکار می شود. اگر برای بسیاری از آن لحظات به طور کامل حضور نداشته باشیم، نه تنها ممکن است آنچه در زندگیمان بسیار با ارزش است را از دست دهیم بلکه همچنین ممکن است نتوانیم عمق و غنای توانایی خود برای رشد و تغییر را درک کنیم.
peyman
۰
مراقبه، تربیت حالت بیداری، و آگاهی از لحظۀ فعلی است. این بیدار شدن دست در دست چیزی دارد که «بصیرت» مینامیم، نگاهی عمیقتر به علت و معلول و ارتباط درونی بین همه چیز، به طوری که دیگر گرفتار واقعیتی رویاپرور که ساختۀ تخیل ما است نباشیم.
Fafa
۰
بهار میآید، پرندگان یکبار دیگر روی شاخۀ درختان آواز میخوانند، برگها دوباره به شاخههایی که ترک کرده بودند برمیگردند، گلها در دشتهای مرتفع و روی دامنهها میشکفند، نهرها با آب یخهای آب شده لبریز میشود، اما کوهستان با وجود تمام اینها همچنان نشسته، و آب و هوا، آنچه روی سطح اتفاق میافتد و ظاهر دنیا، آن را تکان نمیدهد
Fafa
۰
در طولانی مدت به هیچ وجه نمیتوانید از خودتان فرار کنید، تنها میتوانید دگرگون شوید. مهم نیست مواد مخدر استفاده میکنید یا مراقبه کار میکنید، الکلی هستید، وضعتان خوب است، طلاق گرفتهاید یا از شغل خود استعفا میدهید. نمیتوانید هیچ برنامهای برای رشد داشته باشید، مگر اینکه با وضعیت فعلی کاملاً روبرو شده و با توجه کامل نسبت به آن برخورد باز داشته، و اجازه دهید تا سختی و زبری موقعیت خودش لبههای زبر شما را صیقل دهد. به عبارت دیگر، باید این تمایل را داشته باشید که به زندگی اجازه دهید خودش معلم شما باشد.
Fafa
۰
پایم روی لبهای نازک لیز میخورد: در آن چند صدم ثانیه، در حالی که سوزنهای ترس بر قلب و شقیقههایم وارد میشوند، ابدیت با زمان اکنون یکی میشود. تفکر و عمل با هم تفاوت ندارند، و سنگ، هوا، یخ، خورشید، ترس، و خویشتن، همه یکی هستند. آنچه فوقالعاده است این است که این هوشیاری زیرکانه را گسترش داده و وارد لحظات معمولی کنیم، در تجربۀ لحظه به لحظۀ کرکس و گرگ، که هیچ رازی برای پنهان کردن خویشتن خود ندارند چراکه خود را در مرکز همه چیز می دانند.
bookworm
۰
وقتی خود را متعهد میکنیم که با برخوردی باز توجه کنیم، بدون اینکه طعمۀ علاقهمندیها و عدم علاقهمندیها، عقاید و تعصبها، تصورها و انتظارات خود شویم، فرصتهای جدیدی رخ نموده و فرصت مییابیم تا خود را از زنجیر ناخودآگاهی خلاص کنیم.
bookworm
۰
گاهی اوقات سالها تمرین و تجربه با هم جمع میشوند و ظرفیت جدیدی را آشکار میسازد که موجب شکوفائی طرز عمل به شکلی فراتر از مهارت، فراتر از تلاش، فراتر از تفکر میشود.
bookworm
۰
حالت انجام کار معمولاً در ما چنان قوی است که برای پرورش حالت انجام ندادن به تلاش بسیار زیادی نیاز خواهد بود.
bookworm
۰
اگر در اوایل روز وقتی برای بودن کنار بگذارید، بدون اینکه برنامۀ کاری خاصی وجود داشته باشد، ببینید آیا روی کیفیت باقی روز اثر میگذارد یا نه. ببینید که آیا با مشخص کردن آنچه در بودن شما حکم اولویت اول را دارد، دیگر در کل روز ذهنتان درگیر نخواهد بود و در نهایت درک و قدردانی بیشتری به دست خواهید آورد و به شکوفایی هر لحظه واکنش نشان خواهید داد یا نه.
وکیل
۰
هیچ کار نکردن را میتوان هم در غالب عمل و هم در سکون به انجام رساند. سکون درونی شخص انجام دهنده با فعالیت ظاهری ترکیب میشود تا حدی که خود عمل به فعالیتی آسان تبدیل میگردد. هیچ چیز به اجبار انجام نمیشود. اراده تحت فشار قرار نمیگیرد، هیچ «من»، «به من» یا «برای من» وجود ندارد که نتیجه را کوته فکرانه به نام خود ثبت کند، با این وجود، هیچ چیز نیست که انجام نشده باقی بماند. هیچ کار انجام ندادن، اساس مهارت در هر حوزۀ کاری به حساب میآید.
وکیل
۰
کاری میکنند که در آن لحظات، وقتی دور هم جمع میشویم، پیش از آنکه هر کس برای انجام کار روزانه راه خود را برود، برای دیگران غیرقابل دسترس باشم، متوجۀ بازی نور روی میز نشوم، رایحهای که در فضا پیچیده، انرژی آن لحظه که حتی شامل مشاجرهها و مجادلهها میشود را حس نکنم.