
بریدههایی از کتاب هر جا روید مقصد همانجاست
۴٫۱
(۸)
خودآگاه، در لحظۀ فعلی، و بدون قضاوت.
مانا
هوش دروازۀ آزادی و توجه آگاهانه مادر هوش است.
pendar Jam
نمیتوانید جلوی موجها را بگیرید
اما میتوانید موجسواری بیاموزید
مانا
این داستان ها به ما خاطرنشان میکنند که ارزش این را دارد که به دنبال آن محرابی باشیم که وجود تنها و تکهتکه شده و متروکمان میتوانند یکدیگر را یافته و با هم ازدواج و سطوح جدیدی از هماهنگی و درک را وارد زندگیهای ما کنند تا آنجا که واقعاً بتوانیم تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنیم، که در واقع به معنی زمان بیانتهای هم اکنون و اینجا است. این داستانها نقشههای حکیمانه، باستانی و شدیداً پیشرفته هستند که میتوانند ما را به صورت انسان کامل درآورند.
مانا
و حالا در لحظۀ جدیدی هستیم، لحظهای برای داشتن حالتی جدید.
مانا
وقتی کوچک بودهایم هزاران راه به ما یاد دادهاند برای اینکه احساس بیارزشی داشته باشیم، و ما هم درسهای خود را به خوبی آموختهایم.
کاربر ۲۴۷۹۱۸۳
اثرگذاری بر کیفیت زندگی روزانه، این بالاترین هنر است...
شیرین
سعی کنید: گاهی از خود بپرسید «آیا هماکنون بیدارم؟»
شیرین
زندگی مان در لحظه آشکار می شود. اگر برای بسیاری از آن لحظات به طور کامل حضور نداشته باشیم، نه تنها ممکن است آنچه در زندگیمان بسیار با ارزش است را از دست دهیم بلکه همچنین ممکن است نتوانیم عمق و غنای توانایی خود برای رشد و تغییر را درک کنیم.
تپولی خواه
مراقبه، تربیت حالت بیداری، و آگاهی از لحظۀ فعلی است. این بیدار شدن دست در دست چیزی دارد که «بصیرت» مینامیم، نگاهی عمیقتر به علت و معلول و ارتباط درونی بین همه چیز، به طوری که دیگر گرفتار واقعیتی رویاپرور که ساختۀ تخیل ما است نباشیم.
peyman
بهار میآید، پرندگان یکبار دیگر روی شاخۀ درختان آواز میخوانند، برگها دوباره به شاخههایی که ترک کرده بودند برمیگردند، گلها در دشتهای مرتفع و روی دامنهها میشکفند، نهرها با آب یخهای آب شده لبریز میشود، اما کوهستان با وجود تمام اینها همچنان نشسته، و آب و هوا، آنچه روی سطح اتفاق میافتد و ظاهر دنیا، آن را تکان نمیدهد
Fafa
در طولانی مدت به هیچ وجه نمیتوانید از خودتان فرار کنید، تنها میتوانید دگرگون شوید. مهم نیست مواد مخدر استفاده میکنید یا مراقبه کار میکنید، الکلی هستید، وضعتان خوب است، طلاق گرفتهاید یا از شغل خود استعفا میدهید. نمیتوانید هیچ برنامهای برای رشد داشته باشید، مگر اینکه با وضعیت فعلی کاملاً روبرو شده و با توجه کامل نسبت به آن برخورد باز داشته، و اجازه دهید تا سختی و زبری موقعیت خودش لبههای زبر شما را صیقل دهد. به عبارت دیگر، باید این تمایل را داشته باشید که به زندگی اجازه دهید خودش معلم شما باشد.
Fafa
پایم روی لبهای نازک لیز میخورد: در آن چند صدم ثانیه، در حالی که سوزنهای ترس بر قلب و شقیقههایم وارد میشوند، ابدیت با زمان اکنون یکی میشود. تفکر و عمل با هم تفاوت ندارند، و سنگ، هوا، یخ، خورشید، ترس، و خویشتن، همه یکی هستند. آنچه فوقالعاده است این است که این هوشیاری زیرکانه را گسترش داده و وارد لحظات معمولی کنیم، در تجربۀ لحظه به لحظۀ کرکس و گرگ، که هیچ رازی برای پنهان کردن خویشتن خود ندارند چراکه خود را در مرکز همه چیز می دانند.
Fafa
وقتی خود را متعهد میکنیم که با برخوردی باز توجه کنیم، بدون اینکه طعمۀ علاقهمندیها و عدم علاقهمندیها، عقاید و تعصبها، تصورها و انتظارات خود شویم، فرصتهای جدیدی رخ نموده و فرصت مییابیم تا خود را از زنجیر ناخودآگاهی خلاص کنیم.
bookworm
