
Mohsen
۲۳
تأمل و تعصب بیشازحد در مورد تصمیمات گذشته، بهخصوص هنگامی که آن تصمیمات بهاشتباه گرفته شده باشند، منجر به تعلل و سستی در تصمیمگیریهای آتی ما خواهد شد
Ali Shams
۱۸
بسیاری از افراد تحصیلکرده و بااستعداد با تصمیمگیریهای نادرست، زندگی خود را به نابودی میکشند. در عوض برخی دیگر، با استعداد معمولی و فرصتهای حداقل، بسیار عالی و ثروتمند زندگی میکنند؛ زیرا آنها یاد گرفتهاند که چگونه تصمیمهای هوشمندانه بگیرند. درواقع چیزی که اغلب ما به شانس و اقبال نسبت میدهیم، چیزی جز تصمیمگیری درست در زمان مناسب نیست.
Mohammad Ali Zareian
۱۶
«میدانید چگونه اتفاق میافتد؟ شما بیستویکی دو ساله هستید. تصمیماتی میگیرید. ناگهان خود را هفتادساله مییابید».
تی. ویلدر
منمشتعلعشقعلیمچکنم
۱۴
«همه چیز را باید تا حد ممکن ساده کرد، اما نه خیلی ساده».
ای. اینشتین
Mohsen
۱۲
شما نمیتوانید احساس تأسف را از بین ببرید، اما میتوانید آن را به حداقل برسانید؛ مثلاً همه تصمیمات نیاز به پیگیری ندارند. اگر شما خرید یک دوربین جدید را در اینترنت کاملاً بررسی و یکی از آنها را خریداری کردهاید، ادامه تحقیق و بررسی بعد از سفارش دادن آن ضرورتی ندارد و احتمالاً به حس تأسف شما میافزاید
Mohsen
۱۱
طوری تصمیم میگیریم که گویی این تصمیم بر تصمیم آینده ما اثری ندارد و این یک اشتباه است. گزینههایی که امروز در دسترس شما است، نتیجه تصمیمات شما در گذشته است.
Mohsen
۸
شما باید نگران جنبههای منفی پشیمانی باشید؛ زیرا هنگامی که شما زمان خود را همچون آبی ریختهشده هدر میدهید، این امر از تأثیر تصمیم شما میکاهد و مهمتر، زمانی است که تأسف خوردن مانع توانایی شما برای تصمیمگیری آینده میشود.
Mohsen
۸
شما چگونه در برابر فشارهای ناشی از بدشانسی و اشتباه مقاومت میکنید؟ چگونه میتوانید روندی روبهجلو داشته باشید؟ و چگونه میتوانید بعد از گرفتن تصمیمی ناکارآمد، خجالتزده نباشید؟ شما باید به این آگاهی برسید که شکستها بخشی از زندگی هستند. زندگی، ساختهشده از نبود اطمینانها است؛ بنابراین تنها راه دوری از شکستها، اجتناب از نبود اطمینان و ریسک است. آیا این همان شیوه زندگی است که شما میخواهید؟ احتمالاً نه. آنچه شما بدان نیاز دارید این است که از اشتباهات خود درس بگیرید.
Mohsen
۷
تصمیم نگرفتن خود یک تصمیم است. کسانی که کمتر خطر میکنند، اینگونه فکر نمیکنند. آنها بر این عقیدهاند که میتوانند با به حداقل رساندن تغییرات، ریسک را به حداقل برسانند. این افراد مانند کسانی هستند که در سنین بالاتر، با ناامیدی به گذشته خود مینگرند و به این میاندیشند که چگونه به حالت کنونی در زندگی خود رسیدهاند. آنها به جای مدیریت فعالانه زندگی، ناامیدانه به کناری مینشینند و اجازه میدهند حوادث برای آنها اتفاق بیفتند.
Mohsen
۶
شما معمولاً زمان و انرژی کافی برای بهینهسازی تمام تصمیمات ندارید و اگر تفاوتی بین تصمیمات حیاتی و سایر تصمیمات قائل نشوید، نمیتوانید به تصمیمهایی که واقعاً حیاتی هستند، به اندازه کافی بها بدهید.
محمد صادق
۶
شما بهندرت به تمام اطلاعاتی که برای تصمیم گرفتن به آنها نیازمندید، دسترسی دارید. اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، این دیگر یک تصمیمگیری محسوب نمیشود، بلکه نتیجهای ازقبلمعینشده است
فاطمه
۶
«میدانید چگونه اتفاق میافتد؟ شما بیستویکی دو ساله هستید. تصمیماتی میگیرید. ناگهان خود را هفتادساله مییابید»
Ali Shams
۴
افراد با ریسکپذیری پایین احتمالاً تصمیمهایی را شناسایی، ارزیابی و انتخاب میکنند که احتمال شکست در آنها پایین باشد. درست یا اشتباه، این افراد اغلب تصمیمهایی را اتخاذ میکنند که کمترین تغییر را در وضعیت موجود آنها ایجاد کنند. از طرف دیگر، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد با ریسکپذیری بالا تصمیمهایی را شناسایی، ارزیابی و انتخاب کنند که منحصربهفرد باشند و احتمال شکست در آنها بالا باشد.
Mohsen
۴
بهطور خلاصه، تمام تصمیمات مهم نیستند. شما باید برای خود تعریف کنید که کدام تصمیمات مهم هستند و کدامها مهم نیستند. پس باید دقت و تلاش بیشتری را صرف تصمیمات مهمتر کنید.
Mohsen
۴
آگاه باشید که تجربه میتواند مثل یک سرمایه ارزشمند باشد یا میتواند باعث غرور و اطمینان بیشازحد شود. اشخاصی که در گذشته موفقیت کسب کردهاند، باید کاملاً هوشیار باشند که دچار اطمینان بیشازحد نشوند؛ خصوصاً در مواقعی که با مشکلی خارج از محدوده تخصص روبهرو میشوند.
Ali
۴
ما در تجربه گرفتن از گذشته ضعیف عمل میکنیم: حافظه ما تا حد زیادی گزینشی است. ما در تعبیر و تفسیر مجدد گذشتههای خود طوری عمل میکنیم که باعث حفظ و ارتقای اعتمادبهنفسمان شود؛ بنابراین در اکثر موارد مشکلاتی را که میبایست دیده و رفع شوند، نمیبینیم و در ارزیابی شکستها و موفقیتهای خود به صورت غیرمنطقی عمل میکنیم
مشهدی عباد
۴
هم تمایل به ارضای آنی و هم تعلل هر دو از مشکلات خودکنترلی هستند؛ یکی به تنبلی اولویت میدهد و ترجیح دیگری بر ارضای تمایلات فوری را منعکس میکند.
Mohsen
۳
- بپذیرید که برخی رویدادها خارج از کنترل شما هستند؛
- سعی نکنید از رویدادهای اتفاقی، نتیجهگیری کنید؛
- از عقاید خرافی خود مطلع شوید و اعتبار آنها را به چالش بکشید.
Mohsen
۳
انحراف ادراکی از توانایی ما در عبرت گرفتن از گذشته میکاهد و به ما اجازه میدهد تا فکر کنیم در پیشبینی خبره هستیم و میتوانیم در وجود خود اطمینان بیشتری نسبت به درستی تصمیمات آینده داشته باشیم؛ برای مثال، اگر دقت صحت پیشبینی شما تنها ۴۰ درصد باشد، اما شما فکر کنید که ۹۰ درصد است، اعتماد کاذب به خود پیدا میکنید و کمتر مایل به زیر سؤال بردن مهارتهای پیشبینی خود میشوید.
Mohsen
۳
درنهایت باید هزینههای انفعال را در نظر بگیرید. در بسیاری از موارد، ما فقط بر ریسکهای مرتبط با تغییرات تمرکز میکنیم؛ درحالیکه اگر به ریسک انجام ندادن کارها نیز توجه کنیم، کمتر درگیر تصمیمگیری منفعلانه خواهیم شد.
Mohsen
۳
امریکاییها برای رسیدن به موفقیت تشویق شدهاند که مجموعهای از اهداف روشن را برای خود تعیین کنند، تمام شکلهای مختلف هدفشان را در نظر گیرند، آنها را بادقت و متفکرانه بررسی و ارزیابی و بهترین روش را انتخاب کنند تا بتوانند به بهترین نتیجه و هدف برسند. بااینوجود در کشورهایی مانند ایران که عقلانیت و خردپذیری تعریف نشده است، یک تصمیمگیری خوب احتمالاً از راه شهود و با حس درونی و ذاتی انجام میگیرد و از نظر مطابقت با منافع اسلامی سنجش و قضاوت میشود.
Mohsen
۳
میل ما به اعتماد افراطی باعث میشود به جای مهمترین اطلاعات، بر قابل دسترسترین آنها تکیه کنیم. ما انتخابهای خود را محدود میکنیم و زود تحقیق خود را به اتمام میرسانیم.
Yashar
۳
متأسفانه چون رویدادهای اتفاقی بر نتایج و پیامدها تأثیر میگذارند، هیچ اطمینانی وجود نخواهد داشت که بهکارگیری فرایند درست تصمیمگیری، موجب پیامد مطلوب شود، ولی احتمال آن را افزایش میدهد.
محمد صادق
۳
«ابتدا واقعیتها را کشف کنید. سپس میتوانید به میزانی که دوست دارید آنها را تحریف کنید».
Mohsen
۲
به چالش کشیدن تمایلات طبیعی خود را تمرین کنید؛ برای مثال، وقتی همه چیز خوب است، این سؤال را از خود بپرسید: «چه عوامل شانسی باعث این اتفاق شدهاند»؟ و وقتی همه چیز خراب میشود از خودتان بپرسید: «اگر میتوانستم این اتفاق را پیشبینی کنم چه میکردم»؟
Mohsen
۲
من قبلاً بارها این مطلب را بیان کردهام، ولی باز هم ارزش تکرار کردن را دارد. اهداف روشن و واضح برای تصمیمات عقلایی حیاتی هستند. اگر اهداف شما مشخص و ثابت باشد، شما کمتر به دنبال اطلاعات بی ارزش میگردید و سعی در جمعآوری اطلاعات کارآمد و بهینه دارید. ضمن آنکه بهتر میتوانید ارزیابی کنید که اطلاعات جدید مهم هستند یا خیر
Mohsen
۲
تفاوتهای فرهنگی بهویژه جمعگرایی در قبال فردگرایی میل شما را به ریسک کردن شکل میدهند؛ مثلاً چینیها نسبت به امریکاییها بهویژه در تصمیمهای سرمایهگذاری، ریسک بیشتری از خود نشان میدهند . چرا؟ این میتواند در نتیجه این حقیقت باشد که مردم کشورهای جمعگرایی مثل چین، اگر دچار دردسر و مشکلی شوند، بیشتر از طرف اعضای خانواده و اقوام کمکهای مالی دریافت میکنند. اگر فرهنگ شما گستره ایمنی بیشتری برای شما فراهم سازد، شما هم بیشتر جرئت ریسکپذیری پیدا میکنید.
Mohsen
۲
هدف، تمرکز بر فرایند تصمیم است نه پیامدهای آن. به همین دلیل است که در مورد یک تصمیم خوب از روی فرایند آن قضاوت میشود، نه از نتایجی که حاصل شده است. متأسفانه در بعضی موقعیتها شما خواهید دید که از یک تصمیم خوب، پیامدی مطلوب حاصل نمیشود. اگر شما فرایند تصمیمگیری درستی به کار ببرید ـ بدون توجه به نتیجه آن ـ تصمیمی خوب گرفتهاید.
Mohsen
۲
تصمیم قبلی شما ضرورتاً اشتباه نیست، بلکه فقط ممکن است در شرایط فعلی تصمیمی مناسب نباشد. ادامه دادن یک مسیر اشتباه و غلط صرفاً به خاطر حفظ ظاهر سازگار و باثبات کاملاً احمقانه است.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
۲
عقلایی عمل نمودن، ایدئالتر از واقعیت است