استفن ماری فصلی از کتابش را که درباره الگوهای همجنسخواهی مردانه در جوامع مسلمان است اینگونه به پایان میرساند: «جداسازی و کنترل شدید زنان، منجر به پذیرش ضمنی رابطه جنسی با مردان جوان و یا مردان زنصفتِ در دسترس شد؛ این مسئله در جوامع مسلمان با ذکاوت تمام چه در گذشته و چه در حال نادیده گرفته شده است.» (Murray and Roscoe, ۱۹۹۷: ۴۲). ماری پیشتر در همین فصل از کتاب، به مردان جوانی اشاره میکند که مایل هستند با «تلاش برای حفظ جاذبههای زنانه مردانه» یا «تقلید کردن از ظاهر زنانه» ابژه مردان مسنتر واقع شوند (۲۱).