
کتاب زنان سیبیلو و مردان بیریش
نگرانیهای جنسیتی در مدرنیته ایرانی
انتشارات:
نشر تيسا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سیّد جواد
۶۶
در منابع مکتوب، زیبایی زن و مرد به طور یکسانی وصف شده است. برای نمونه، رستمالحکما، مردان جوانی را که طهماسب میرزا (صفوی) به آنها تمایل جنسی داشت، اینچنین توصیف میکند: «امردان گلرخسار، سمنبر سروقد، نرگسچشم، کرشمهساز، شکرلب و ساقیان لالهعذار ماهروی زهرهجبین، هلالابروی، چشم جادوی مشکین موی پرعشوه و ناز و بلورینغبغب در غایت عیش و کامرانی» (رستمالحکما، ۱۳۵۳: ۱۹۹). صفاتی که امروزه بیشتر تداعیکننده زیبایی زنانه است، در قرن نوزدهم به طور یکسان برای زنان و مردان به کار میرفت.
سیّد جواد
۴۸
در سنت شعر فارسی، قالب شعری غزل، تبدیل به محبوبترین قالب شعری جهت بیان همجنسدوستی مردان شد
پرویز
۲۶
در قرن نوزدهم ایرانیان از این نکته آگاه شدند که کردارهای جنسی و عشق مرد بالغ به اَمرد که در ایران متداول بود، از دید اروپاییان رذیله اخلاقی محسوب میشود. هنگامی که «نگاه خیره دیگری» عرصه میل را نشانه گرفت، مردان ایرانی که با اروپاییان در داخل یا خارج از ایران تعامل داشتند، نسبت به اینکه امیالشان زیر نگاه موشکافانه دیگران قرار گرفته است، بهشدت حساس شدند
فرشته
۲۵
ناموس از پیشینه مذهبیاش (ناموس اسلام) جدا و به شکل مسئلهای ملی (ناموس ایران) دوباره مفهومسازیِ شد؛ همچون ملت که از اجتماعی دینی به اجتماعی ملی تغییر کرد. ناموس که دو ایده عصمت زن و یکپارچگی ملی را در خود مستتر داشت، در هر دو معنا تبدیل به چیزی همچون مایملک مرد شد که باید از آن محافظت میکرد. ناموس جنسی و ناموس ملی بهشدت در یکدیگر تنیده شدند.
Havisht
۲۲
انگلیس، دادمور کاتن، در دربار صفویه در سالهای ۱۶۲۹-۱۶۲۷ مشاهدات خود را اینگونه بیان میکند:
«و اگرچه مردان چنان مینمایند که خود دوست ندارند برقصند، اما رقص نزد ایرانیان عملی بس پسندیده است. دختران و پسران سبکسر با نظم و نحوه تحسینآمیز میرقصند... به قدری در این کار خبره هستند که گویا تکتک اعضای بدن به تقلید از هم، نه در رقابت با هم، میکوشند تا بهترین حرکات را به نمایش بگذارند. دست و چشم و کمر همه در حرکت و چرخش، به سبکی که نظمِ آرامشبخش معماری یونان قدیم را یادآور است...
shokoufeh
۲۲
زنان سیبیلو و مردان بیریش دو وجهِ به هم پیوسته دارد: نخست آگاهی یافتن از گذشتهٔ معاصر از خلال استخراج مواد و مصالح مدفونشده پشت لایههای تاریخ و دوم بازصورتبندی آن در پرتو علوم جدید. زنان سیبیلو به ما یادآور میشود گذشته هر بار در هیئتی نوشونده و در میان مناسباتی نوپدید خود را بر ما عیان میکند. بدین ترتیب کتاب نجمآبادی را باید همچون تکانه دید.
سیّد جواد
۲۰
نظر (و متعاقب آن عاشق شدن) معطوف به پسران نوجوان بود
فرشید
۲۰
ایرانیان، درصدد «توضیح» این امر برآمدند که کردارهایی مانند بوسیدن در ملأعام، در آغوش گرفتن و دست یکدیگر را گرفتن که اروپاییان به همجنسخواهی تعبیر میکردند، چیزی جز روابط اجتماعی میان همجنسان نیست. تلاش برای خارج کردن همجنسخواهی از دایره روابط اجتماعی میان همجنسان کوشش فرهنگیای که تا به امروز ادامه دارد دو نیروی ظاهراً متناقض، ولی درواقع مؤثر بر یکدیگر را به جریان انداخت.
مهدیه حاجیحسینی
۱۸
آنچه طبیعی میپنداریم صرفاً در مقطعی از تاریخ «طبیعیسازی» شده است
penelope
۱۵
بردگان ترکمن که در یورش سال ۱۱۹۱ قمری توسط حسینقلیخان قاجار به اسارت درآمدند، اینگونه توصیف شدند: «و اسرا، آنچه از نسوان بودند، بر حسن شمایل بر دختران برتر، سیمبران خوشکمران، دلکشنظران و زیبامنظرانِ ختن طعنهزن و از مردان آنچه پسر بودند در چشم و زلف و خط و خدو و قد، فتنه نرگس، بلای سنبل و آشوب بنفشه و حسرت سمن و آفت سرو چمن و...»
penelope
۱۳
بچهدار نشدن زنان به دلیل ترجیح جنسی شوهرانشان به امردان، آنان را در نزد عموم شرمسار میکرد. همچنین این موضوع برچسبِ موردپسند نبودن بر زنان میزد. همسران مردان امردخواه، مناسک مختلفی بهجا میآوردند تا شوهرانشان را به رابطه جنسی ترغیب کنند و باردار شوند. یکی از این مناسک «گره گشودن شلوار» نامیده میشد که به وسیله گزارشهای شاردن و مردمنگاریهای مدرن در سطح ملی و بینالمللی شناخته شده است.
فرشید
۱۲
فتاحخان گرمرودی که در سال ۱۸۳۸ به اروپا سفر کرده بود، مینویسد:
«با این همه احوال خراب و اوضاع ناصواب، برخی کتابها که در قدح و توبیخ اهل ایران نوشتهاند، بخصوصه فرزه انگلیسی، هرزگی نموده در این خصوص بسیار افراط کرده است. ازجمله فقرات آن این است که اهل ایران میل مفرط به پسران امرد خوشگل دارند و بعضی با آنها مرتکب امر شنیع میشوند. بلی، در میان کل ملل عالم بعضی از جُهّال بسبب غلبه نفس امّاره و اغوای شیاطین، مرتکب پاره اعمال ناشایست میشوند. لکن اهل فرنگستان که به تمامی اوصاف ذمیمه، بخصوص به این کردار زشت، موصوف و معروف هستند و امردخانهها مثل قحبهخانهها قرار دادهاند که همه اوقات به آنجا رفته، پول میدهند و مرتکب این عمل قبیح میشوند، دور از انصاف است که با این همه اتّصاف به این عمل ناصواب، اهل ایران را خطاب و عتاب نموده این صفت را به ایشان نسبت بدهند و در کتابها بنویسند».
پرویز
۱۲
گذشته هر بار در هیئتی نوشونده و در میان مناسباتی نوپدید خود را بر ما عیان میکند
سیّد جواد
۹
تصور از زیبایی در اوایل دوران قاجاریه در ایران (۱۳۰۴-۱۱۷۴ شمسی) عمدتاً فارغ از وجوه جنسیتی بود؛ به عبارت دیگر، زنان و مردان زیبا، با ویژگیهای بسیار مشابهی از نظر بدنی و چهره به تصویر درمیآمدند. گاهی تنها وجه تمایز مرد از زن در بازنماییهای تصویری، شیوه پوشش سر در آنها است.
penelope
۹
میرزا محمود (۱۳۶۲: ۵۴۳) مطلب طنزی دارد درباره شاعر نابینایی به نام منعم که امردان را از فاصله صدقدمی تشخیص میداد. هنگامی که از او پرسیدند چگونه چنین چیزی ممکن است، شاعر پاسخ داد، درخشندگیای که از چهره پسران جوان ساطع میشود از دیوارهای نابینایی عبور میکند.
فرشید
۹
تا پیش از دهه اول قرن بیستم که زنان خواستند خواهران ملت در نظر گرفته شوند، معنای ملت بیشتر با اخوت همردیف بود و وطن به زن، معشوق و مادر تعبیر و تفسیر میشد. مفهوم ناموس نیز در ارتباطی تنگاتنگ با مردانگی ملت و زنانگی وطن قرار داشت. ناموس از پیشینه مذهبیاش (ناموس اسلام) جدا و به شکل مسئلهای ملی (ناموس ایران) دوباره مفهومسازیِ شد؛ همچون ملت که از اجتماعی دینی به اجتماعی ملی تغییر کرد. ناموس که دو ایده عصمت زن و یکپارچگی ملی را در خود مستتر داشت، در هر دو معنا تبدیل به چیزی همچون مایملک مرد شد که باید از آن محافظت میکرد. ناموس جنسی و ناموس ملی بهشدت در یکدیگر تنیده شدند.
sajii
۸
استفن ماری فصلی از کتابش را که درباره الگوهای همجنسخواهی مردانه در جوامع مسلمان است اینگونه به پایان میرساند: «جداسازی و کنترل شدید زنان، منجر به پذیرش ضمنی رابطه جنسی با مردان جوان و یا مردان زنصفتِ در دسترس شد؛ این مسئله در جوامع مسلمان با ذکاوت تمام چه در گذشته و چه در حال نادیده گرفته شده است.» (Murray and Roscoe, ۱۹۹۷: ۴۲). ماری پیشتر در همین فصل از کتاب، به مردان جوانی اشاره میکند که مایل هستند با «تلاش برای حفظ جاذبههای زنانه مردانه» یا «تقلید کردن از ظاهر زنانه» ابژه مردان مسنتر واقع شوند (۲۱).
فرشید
۶
او به این فساد شهری که بنا به روایت او حتی تا سرحدات اماکن مقدسه نیز گسترش یافته، معترض است. از طرف دیگر، فضاهای اجتماعیای با روابط صرفاً مردانه، همچون قهوهخانهها، زورخانهها و مانند اینها ستایش شده و با نظر مساعد و حتی گاه با حسرت از آنها یاد شده است.
فرشید
۶
. بسیاری از گزارشها، رقص پسران را به همجنسگرایی مردانه ربط میدهند و درنهایت این دو را نتیجه جدایی مردان از زنان قلمداد میکنند. در برخی از گزارشها نیز چیزی بیش از آگاهی مردم محلی از قضاوت اروپاییان و مبدلپوشی و انکار آنان وجود دارد.
پارسا
۶
میرزا فتاحخان گرمرودی که در سال ۱۸۳۸ به اروپا سفر کرده بود، مینویسد:
«با این همه احوال خراب و اوضاع ناصواب، برخی کتابها که در قدح و توبیخ اهل ایران نوشتهاند، بخصوصه فرزه انگلیسی، هرزگی نموده در این خصوص بسیار افراط کرده است. ازجمله فقرات آن این است که اهل ایران میل مفرط به پسران امرد خوشگل دارند و بعضی با آنها مرتکب امر شنیع میشوند. بلی، در میان کل ملل عالم بعضی از جُهّال بسبب غلبه نفس امّاره و اغوای شیاطین، مرتکب پاره اعمال ناشایست میشوند. لکن اهل فرنگستان که به تمامی اوصاف ذمیمه، بخصوص به این کردار زشت، موصوف و معروف هستند و امردخانهها مثل قحبهخانهها قرار دادهاند که همه اوقات به آنجا رفته، پول میدهند و مرتکب این عمل قبیح میشوند، دور از انصاف است که با این همه اتّصاف به این عمل ناصواب، اهل ایران را خطاب و عتاب نموده این صفت را به ایشان نسبت بدهند و در کتابها بنویسند».
Travis
۶
در گفتمان مدرنیستهای سکولار، میل اروتیک به طور مشخص دگرجنسخواهی به این خاطر به سوی همجنسخواهی منحرف میشد که حجاب و جداسازی زنان، جلوی تحقق طبیعی آن را میگرفت.
farzanepoursoleiman
۶
ولی در سبکهای مختلف شعر عاشقانه فارسی (بهویژه آنها که از عرفان الهام گرفتهاند)، معشوق تقریباً همیشه مذکر بوده است.
sajii
۵
تانکوانی در روزنوشت خود در تهران به تاریخ ۱۰ فوریه ۱۸۰۸، اظهاراتی مشابه شاردن را تکرار میکند:
«من بر اساس مشاهداتم درباره آنان قضاوت می کنم... درضمن رذایل اخلاقی دیگری نیز برای نکوهش آنان سراغ دارم. جدیترین آنها بیانصافی و بیاعتناییشان به زنان است؛ زنانی که در نقاط دیگر دنیا به زندگی زیبایی و شادی میبخشند. از دیدگاه این مردان، زنان صرفاً برای لذت ایشان خلق شدهاند.
مهدیه حاجیحسینی
۵
درحالیکه آخوندزاده، کرمانی و به دنبال آنها مدرنیستهای سکولار، منشأ «فساد اخلاقی» را در عقبماندگی عربی اسلامی میدانستند، اسلامگرایان معاصر آن را به فساد غرب سکولار مرتبط میدانند. هر دو آنها بر اینکه همجنسدوستی «فساد اخلاقی» است، توافق دارند. جمهوری اسلامی ایران، به نام مبارزه با فساد اخلاقیِ فرهنگ غربی و سکولار، کمر به ریشهکنی همجنسخواهی، بهویژه کردارهای بین همجنسان بسته است و بیاعتنا به زمینه مشترکش با مدرنیستهای سکولار و اروپاییان اوریانتالیست، به مفهومی از همجنسخواهی (انحراف جنسی) اتکا دارد که بیشتر شبیه مفاهیم اواخر قرن نوزدهم در اروپای غربی است تا اینکه برخاسته از میراث اسلامی باشد.
Sara Keshavarz
۵
ازدواج بهسان پیمانی رمانتیک، از زنان میخواست که عشق و وفاداری به شوهرانشان را به پیوندهای زنانه ترجیح دهند. این مورد از ابتدا، مسیری پرخطر برای زنان محسوب میشد و خود آنها نیز این نکته را درک کرده بودند. بهویژه مردانی که از عاشقانه کردن ازدواج جنسی/تولیدمثلی دفاع میکردند، همچنان بر امتیازاتی چون حق چندهمسری و طلاق اصرار داشتند. نوشتههای اولیه زنان درباره ازدواج در این دوره، بر انتقاد از چندهمسری و سهولت طلاق برای مردان متمرکز بود.
Mana
۵
آنچه طبیعی میپنداریم صرفاً در مقطعی از تاریخ «طبیعیسازی» شده است.
پارسا
۴
معشوق و شاهد در شعر عاشقانه فارسی آشکارا مذکر بود، حتی اگر نبودن نشانههای جنسیتی در دستور زبان فارسی، بهانهای به دست نسلهای بعدی منتقدان ادبی تجددگرا داده باشد تا به انکار و خنثیسازی این امر بپردازند.
Afsaneh Habibi
۳
اینکه ما صرفاً غرب را دارای عاملیت میدانیم و تأثیر شرق بر غرب را هیچگاه به معنای نفی عاملیت غرب در نظر نمیگیریم، برساخته از نگاهی استعماری است که اندیشه ما را تا به امروز متأثر کرده است.
فاطمه
۳
«تقریباً از دوران اولیه احتمالاً از نیمه سوم هجری برخی از عارفان مسلمان ادعا کردند که در زیبایی پسران نوجوان «گواهی» بر زیبایی و نیکی خدا میبینند و خیره شدن به چنین پسری را همچون نوعی فعالیت معنوی آغاز کردند؛ درنتیجه، در گفتار صوفیان از این پسران با نام «شاهد» یاد میشد».
Mo0onet
۳
در ایران قرن نوزدهم، مردان بالغی که ریششان را میتراشیدند، امردنما نامیده میشدند و نه زننما؛ درنتیجه، احکام ضد تراشیدن ریش، نشان از هراس فرهنگیای دارد که در آن مردان جوان ممکن است بخواهند ابژه میل باقی بمانند، بهجای اینکه به مرحله سوژگی انتقال یابند. همانطور که راوسون اشاره کرده است: «نشان عمومی مردان برتر، ریش آنان بود»، به همین دلیل است که تراشیدن ریش جهت تحقیر عمومی مجرمان اخلاقی از هر دست، مورد استفاده قرار میگرفته است
