جملات زیبای کتاب بوی‌خوش عشق | طاقچه
تصویر جلد کتاب بوی‌خوش عشقsubscriptionAvailable

کتاب بوی‌خوش عشق

نوع کتاب
۳.۰(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نیازی کلوش، خدیجه نصیریان
انتشارات: 
نشر تيسا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سیّد جواد
۲۴
هر بار بابابزرگم برایم حکایتی از سعدی می‌خواند: «در روابط با انسان‌ها باید همانند با آتش رفتار کنی، خیلی نزدیک نشوی که می‌سوزی و خیلی دور نشوی که یخ می‌زنی».
سیّد جواد
۱۲
نام مادرم گلستان و اسم بابایم سعدی است. پدربزرگ، خدابیامرزم، سید بود. یک انسان دانا.
سیّد جواد
۱۰
من نتوانستم چشم از روی دختر بردارم، خیلی خوشگل بود. وقتی داشت، به داخل می‌رفت، برگشت و به من نگاه کرد. وقتی نگاهم کرد، من فهمیدم برای چه پا به این دنیا گذاشتم. قلبم جوری شروع به زدن کرد که انگار می‌خواهد، از جایش کنده شود، جایش در سینه‌ام بدجوری تنگ بود، تمام تنم حس عجیبی به خودش گرفت. موهای دستم راست شد، سرم گیج رفت، کم مانده بود، زمین بیفتم.
سیّد جواد
۷
انسانی هستم که آزارم به یک مورچه هم نمی‌رسد.
mah.gh
۷
«در روابط با انسان‌ها باید همانند با آتش رفتار کنی، خیلی نزدیک نشوی که می‌سوزی و خیلی دور نشوی که یخ می‌زنی».
mah.gh
۴
همیشه چشم به آسمان دوخته‌ام با خودم حرف می‌زنم؛
n re
۰
«محدوده و حد خود را با انسان‌ها مشخص کن تا ما را بی‌ادب نشمارند.