پرسهزن در پی یافتن نشانهها و سرنخهایی است، ازآنچه در میان هزارتوی زندگی شهری پنهانشده است تا آن را عیان کند. گمشدن در هزارتوی شهر که در آن هر عنصری بهمثابۀ سرنخی برای پیداشدن مفید است. از آنچه در میان هزارتوی جمعیت، هزارتوی خاطرات و هزارتوی روابط شهریمان پنهانشده است. «گمشدگیپیداشدگی» بهمثابۀ عمل پرسهزن آنگونه عمل میکند که در آن هرچه پرسهزن خود را در شهر گم میکند، هرچه فعال و خستگیناپذیر و حریصانه فضا را طی میکند، خود را دگرگونه مییابد.