جملات زیبای کتاب روانکاوی و زندگی من به همراه توتم‌پرستی | طاقچه
تصویر جلد کتاب روانکاوی و زندگی من به همراه توتم‌پرستیsubscriptionAvailable

کتاب روانکاوی و زندگی من به همراه توتم‌پرستی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
esrafil aslani
۵
قیود تابویی، امری سوای منهیات صرف مذهبی و اخلاقی است. محدودیت‌های مذکور به اوامر الهی منسوب نیستند، بلکه خود به خود پا گرفته‌اند، و آنچه آنها را از نهی‌های اخلاقی متمایز می‌سازد این است که در شمار قواعدی نیستند که به طور کلی بر ضرورت کف نفس تکیه دارند و دلایل این ضرورت را مشخص می‌سازند. محرمّات تابویی بر هیچ دلیلی مبتنی نیستند و منشاء آنها مجهول است و درحالی که برای ما غیرقابل فهم هستند به نظر کسانی که زیر سیطره آنها به سر می‌برند؛ طبیعی جلوه می‌کند.
1984
۲
جالب‌ترین وجه امتیاز زندگی آمیزشی بشر این است که تکامل آن در دو مرحله انجام می‌شود و بین این دو مرحله یک دوره تنفس وجود دارد. در سال‌های چهارم یا پنجم عمر زندگی آمیزشی به اوج صعود می‌رسد و سپس قوس نزولی را طی می‌کند. شدیدترین تمنیات نفسانی در برابر واپس‌زدگی محکوم و سرکوب می‌شوند و از آن پس یک دوره اختفاء آغاز می‌شود که تا دوران بلوغ ادامه می‌یابد و طی آن واکنش‌های روانی از قبیل اخلاق، عفت و عصمت و تنفر و انزجار پایه‌گزاری می‌شود. ظاهراً همین تکامل دو مرحله‌ای زندگی آمیزشی از خصوصیات بشر در میان کلیه موجودات زنده است و شاید از نظر زیست‌شناسی عامل و سبب اصلی استعداد انسان برای ابتلای به بیماری‌های روانی باشد.
زینب دهقانی
۲
آنچه من از عنفوان جوانی در خود حس می‌کردم یک نوع عطش دانش و معرفت بود که بیشتر متوجه مناسبات بین افراد بشر می‌شد تا مباحث ویژه علوم طبیعی
1984
۱
نخستین معشوق پس از مرحله اتواروتیسم برای هر دو جنس مادر است، زیرا سینه‌اش که برای تغذیه کودک به کار می‌رود قطعاً به نظر طفل عضوی از اعضاء بدن خودش به شمار می‌رود. از آن پس و باز در همان سال‌های اول کودکی پیوند عقده ادیپ برقرار می‌شود. و طی آن پسر بچه همه خواهش‌های کامجویی خود را متوجه شخص مادر می‌کند و احساسات خصمانه نسبت به رقیب یعنی پدر در او بیدار می‌شود و رو به فزونی می‌گذارد. دختربچه نیز وضع مشابهی به خود می‌گیرد، صور گوناگون و مشتقات عقده ادیپ روز به روز مفهوم عمیق‌تری پیدا می‌کنند طبیعت دو آمیزشی (Bisexuel) مادرزادی برملا می‌شود و تعداد تمایلات مزدوج و جدایی‌ناپذیر افزایش می‌یابد.
1984
۱
حقایق شگفت‌انگیز درباره میل کامجویی کودک نخست در اثر تجربیاتی که روی اشخاص بالغ به عمل آمد آشکار گردید و بعداً یعنی از ۱۹۰۸ به بعد با ملاحظات مستقیم بر روی کودکان مو به مو و با تمام جزئیات تأیید شد. پی بردن به فعالیت روانی کودکان به حدی سهل و آسان است که انسان با نهایت تعجب از خود می‌پرسد چگونه ممکن است افراد بشر طی قرون متمادی نتوانسته‌اند این حقایق مسلم را درک کنند و سالیان دراز افسانه‌ای را که جوابگوی امیال و آرزوهای خود آنهاست، یعنی افسانه کودک مبری از هرگونه مسائل تربیتی و آمیزشی را حفظ کرده‌اند، ظاهراً این انکار باید از آنجا ناشی گردد که غالب افراد بالغ مایل به یادآوری خاطرات دوران کودکی خود نیستند.
1984
۰
در این کتاب فروید به تاریخ روانکاوی می‌پردازد. روانکاوی هم مثل سایر علوم بر اثر احتیاج به وجود آدم است. روانکاوی تنها یک روش درمانی نیست، بلکه باید به تجزیه و تحلیل خصوصیات روانی هر کس (اعم از بیمار یا تندرست) بپردازد. فروید در دهه آخر قرن ۱۹ به درمان بیماران مبتلا به «نو روز» و «هیستری» به کمک تحلیل‌های روحی و بدون توسل به دارو و مواد شیمیایی همّت گماشت. همین آزمایش‌های او بود که منجر به برآمدنِ این علم شد. نخست فروید به پیروی از ژوزف بروئر پزشک اتریشی بیمار خود را هیپنوتیزم می‌کرد و با یادآوری خاطرات نهانی عقده‌های روانی بیمار را کشف می‌کرد.
1984
۰
ولی چون در کلیه این حوادث دوران کودکی با موضوع تحریکات آمیزشی و واکنش خود در برابر آن مواجه می‌شویم، بنابراین در مقابل یک میل آمیزشی دوران کودکی که باز هم کاملاً تازگی دارد و با یکی از نیرومندترین عقاید تعبّدی و تعصبّات عامه مردم متضاد و متباین است قرار می‌گیریم. طفل باید «معصوم» و از وسوسه‌های شیطانی به دور باشد. جنگ با «دیو شهوت» نباید پیش از برخاستن طوفان بلوغ آغاز شود.
1984
۰
یکی از مخالفین من با کبر و غرور ادعا می‌کرد که همین که بیماران بخواهند درباره مسائل آمیزشی صحبتی بکنند دهان آنان را خواهد دوخت و با این طرز کار، به خود حق می‌داد که درباره نقش میل آمیزش در پیدایش نوروزها قضاوت کند. صرف‌نظر از مقاومت‌های عاطفی که به آسانی با کمک نظریه روانکاوی روشن می‌گردد و به هیچوجه موجب تعجب و شگفتی نیست به نظر من بزرگترین انگیزه پیدایش این سوءتفاهم بین مخالفین این است که آنان گمان می‌بردند که روانکاوی از فکر و خیال خود من تراوش کرده است و نمی‌خواستند باور کنند که این دانش زاده رنجی طولانی، پیگیر، توأم با شکیبایی و بی‌نظری است. از آنجایی که به گمان آنان هیچ ارتباطی بین تحلیل روانی و ملاحظه و تجربه وجود ندارد. بنا براین، به خود اجازه می‌دادند که بدون هیچگونه آزمایش شخصی آن را رد کنند.
1984
۰
این نکته را نیز باید اضافه کنم که هرچه دامنه تجربیات ما گسترش می‌یافت بیشتر به این حقیقت پی می‌بردم که عقده ادیپ نه تنها هسته مرکزی بیماری‌های روانی و نوروزهاست، بلکه در قله زندگی آمیزشی کودک قرار گرفته و در آنجا گره‌ای را به وجود می‌آورد که کلیه رشته‌های تکامل بعدی بدان می‌پیوندد، باید با یونگ در نخستین مراحل کارهای تحلیلی خود که به بهترین وجهی آن را بیان کرده است هم آوا شده و بگوییم که نوروز دارای هیچ‌گونه محتوی مخصوص و منحصر به خود نیست و در همان مواردی که اشخاص سالم پیروزمندانه گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند مبتلایان به نوروز با ناکامی و شکست مواجه می‌شوند و این حقیقت به هیچ وجه نظریات قبلی ما را نفی نمی‌کند
1984
۰
در «تونگا»، طول مدت و شدت حرمت، برحسب قدرت تابوی ملازم مرده و نیز قوّت تابوی مخصوص فردی که با میت تماس داشته است فرق می‌کند. کسی که به جسد یک سرکرده دست می‌زند. برای مدت ده ماه نجس می‌شود؛ ولی اگر خود وی از سرکردگان باشد، فقط به مدت سه، چهار یا پنج ماه به نسبت مقام و مرتبت میت نجس خواهد شد. اگر موضوع مربوط به جسد یک پیشوای بزرگ و واجد صفت الوهیت باشد، مدت تابو، حتی برای برجسته‌ترین سرکردگان، ده ماه خواهد بود. بدویان اعتقاد راسخ دارند که متخلفین از این تابوها دچار بیماری و مرگ خواهند شد و اعتقادشان چنان راسخ است که برحسب اظهار یک ناظر، هرگز جرئت نداشته‌اند خلاف آن را بیازمایند.
1984
۰
«ر. کلاین پاول» در کتاب بسیار آموزنده خود، کوشیده است تا به کمک بازمانده معتقدات آنیمیستی (اعتقاد به تأثیر ارواح) در میان اقوام متمدن، مناسبات بین مردگان و بازماندگان را در میان اقوام بدوی توضیح دهد. وی نیز به این نتیجه می‌رسد که مردگان که قصد کشتن زنده‌ها را در سر دارند، می‌کوشند تا آنها را به سوی خود بکشند. مرده‌ها آدم می‌کشند: اسکلت که تجسم فعلی مرگ است، نشان می‌دهد که خود مرگ جز یک مرده، چیز دیگری نیست. زنده، خود را از تعاقب مرده، مصون نمی‌یافت مگر وقتی که یک مجرای آب، میان او و میت حائل می‌شد. به این دلیل است که ترجیح می‌داده‌اند مردگان را در جزیره‌ها یا در کرانه دیگر رودخانه به خاک بسپارند.
1984
۰
اختلال روانی در حالی که جلوه یک احساس لطیف نوعدوستی دارد، درواقع فقط یک رویه خصمانه که اصل و پایه همین احساس است. یعنی یک خودخواهی وحشیانه را «جبران» می‌کند. اگر ما به احساسات نسبت به افراد دیگر، احساساتی که هیچ یک از عناصر جنسی در آن مدخلیت نداشته باشد، عنوان «اجتماعی» بدهیم، می‌توانیم بگوییم که از میان رفتن این عوامل اجتماعی، یکی از خصوصیات اصلی بیماری روانی را تشکیل می‌دهد؛ خصوصیتی که در یک مرحله بعدی، در زیر نقابی از یکنوع زیاده روی در جبران قرار می‌گیرد.
1984
۰
انگیزه تصعید یافته آدمخواری در میان بدویان را هم از این طریق می‌توان استنتاج کرد: با جذب قسمت‌هایی از بدن یک نفر از راه خوردن آن، همان صفاتی که فرد مذکور دارا بوده است، به دست می‌آید. به این دلیل است که در بعض شرایط خاص، راجع به ترتیب تغذیه و انواع خوراک‌ها، قیود و احتیاط‌های گوناگونی را مقرر می‌دارند؛ یک زن آبستن، از خوردن گوشت برخی حیوانات که صفات ناپسند آنها فی‌المثل ترس ممکن است به طفلی که او شیر خواهد داد منتقل شود، خودداری می‌کند.
1984
۰
«فرنسیس بیکن» در کتاب «تاریخ طبیعی» خود اعتقاد بسیار رایجی را نقل می‌کند که به موجب آن برای التیام یک زخم، کافی است سلاحی را که وسیله ایجاد زخم بوده است، روغن مالی کنند. عده‌ای از دهقانان انگلیسی حتی امروز هم به این دستور عمل می‌کنند و هنگامی که به وسیله داس مجرح می‌شوند، آن را در نهایت پاکیزگی نگه می‌دارند تا از چرک کردن زخم جلوگیری شود. در ژوئن ۱۹۱۲، یک روزنامه محلی در انگلستان، خبری نقل کرده است: زنی از اهالی «نورویچ» به نام «ماتیلد هنری»، میخی به پاشنه پایش فرو می‌رود؛ زن بی‌آنکه بگذارد زخم را معاینه کنند و حتی بی‌کندن جوراب، به دخترش دستور می‌دهد میخ را کاملاً روغن‌مالی کند تا از عوارض ناگوار جلوگیری شود؛ وی چند روز بعد به علت ضدعفونی نشدن زخم، از مرض کزاز می‌میرد.
1984
۰
می‌دانیم که رابطه بین ایزد و حیوان مقدس (توتم، حیوان قربانی) مناسبات متعددی وجود دارد: اولا به هر ایزدی معمولاً یک حیوان و گاه چند حیوان مختص می‌گردانند. ثانیاً در بعضی قربانی‌ها، مخصوصاً قربانی‌های مذهبی، عیناً همان حیوان مختص ایزد است که به عنوان قربانی به او تقدیم می‌شود. ثالثاً ایزد اغلب به شکل یک حیوان در نظر آورده می‌شود یا موضوع پرستش قرار می‌گیرد و حتی تا دیرزمانی پس از توتمیسم نیز برخی از حیوانات به عنوان ایزد پرستیده می‌شدند. رابعاً در اساطیر، ایزد بیشتر به شکل یک حیوان و در اغلب موارد به صورت حیوانی که مختص اوست درمی‌آید. بنابراین، کاملاً طبیعی است که معتقد شویم، ایزد خودش حیوان توتمی بوده است و احساسات دین‌باوری، در یک مرحله بالاتر از تکامل، از همین منشاء سرچشمه گرفته است.
samas62
۰
انگیزه تصعید یافته آدمخواری در میان بدویان را هم از این طریق می‌توان استنتاج کرد: با جذب قسمت‌هایی از بدن یک نفر از راه خوردن آن، همان صفاتی که فرد مذکور دارا بوده است، به دست می‌آید
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۰
برخوردهای اولیه من در دانشگاه نتیجه و ثمره مهم و ارزنده‌ای برای آینده‌ام به بار آورد و آن این بود که: خیلی زود با سرنوشت در اقلیت بودن، و قهر و عتاب، یک «اکثریت فشرده» را تحمل کردن خو گرفتم. همین جریان سبب شد که در وجود من زمینه نوعی استقلال فکری در برابر افکار عمومی فراهم آورد.