
کاوشگر
۲۶
کشيش پرسيد: آن چه سخنی بود که تو را از بابت ما اينهمه نگران کرده است؟
مرد جواب داد: عاليجناب، آن سخنی از انجيل بود که گفته است: «شما به ازای هر يک چيز که میدهيد صد از آن دريافت میداريد.»
کشيش گفت: خوب، اين عين واقع است. ولی اين چرا تو را از بابت ما چندان نگران کرده است؟
مرد گفت: اينک بهعرض میرسانم چرا: از وقتی که من در ميان شما بسر میبرم هر روز میبينم که گاهی يک و گاه دو ديگ بزرگ سوپ گرم به فقرا میدهند، و لابد اين از زائده جيره خوارباری است که به شما و برادران دينی ديگر تعلق دارد. حال اگر بنا باشد در آن دنيا به ازای هر يک ديگ صد ديگ به شما پس بدهند فکر میکنم که شکم همهتان بترکد.
Firooz
۴
من ماجرای نيرنگی را برای شما نقل میکنم که زنی زيباروی در کارِ روحانی نامداری کرد. مردم اين زمانه از اين قصّه خوششان خواهد آمد، بهويژه که آن قوم با همه حماقتِ خود و با آداب و رسومی که دارند خويشتن را از نظرِ فهم و خرد برتر از ديگران میپندارند، و حال آنکه به مراتب پستترند، چه، دنائتِ طبع و بیشعوری ايشان مانع از آن است که همچون مردم عادی از راهی شرافتمندانه به نيازمندیهای خود دست يابند. آنان خوکان را مانند که هرجا جيفهای بيابند سر در آن فرو کنند.
ایران
۰
آيا آن کشيشان که او مسخرهشان کرده و سربهسرشان گذاشته بود، يعنی همان دشمنان قديميش، توانسته بودند تعصب دينی را به او تلقين کنند؟ آيا ترسيده بود که در کام شيطان سنگال بيفتد؟ هرچه بود وی را ناگزير ساختند که روح کفر و الحاد در آثار دوران جوانی را تکذيب کند. گواه ما براين مُدّعا نامهای است که او به دوست خود مايْنارْدُو نوشته است؛ ولی آيا بوکاچيو به هنگام نوشتن آن نامه واقعا خودش بوده است؟ بوکاچيو در آن اوان به بيماری سختی دچار شد که از گزيدن شپشهای زياد عارض میشود (پِدی کولُز)، و از آن بيماری دردهای وحشتناکی میکشيد. سرانجام در ۲۱ دسامبر ۱۳۷۵ در خانه قديمی اجدادش بدرود حيات گفت و همچون چراغی تابناک خاموش شد.
ایران
۰
لذت هر قصه از قصههای دکامرون درخور آن است که جداگانه چشيده شود، ليکن بديهی است که سپس بايد مجموعه قصهها را نيز درنظر گرفت، و آن وقت است که منظره دنيايی کاملاً متنوع و پيچيده نمودار میگردد. نويسنده خود يک ناظر مادرزادی است و با خواندن کتاب او تمامی جامعه قرن چهاردهم در جلو چشم خواننده قد برمیافرازد. ما از بوکاچيو، با اينکه بعضی موضوعات کم و بيش تاريخی هم مطرح کرده است نبايد انتظار داشته باشيم که معلوماتی درباره زمانهای گذشته به ما بدهد. او همينکه نمونههای اشخاصی را که پيش چشم داشته با خطوط بسيار مشخصی ترسيم نموده است خودش کار بزرگی است.
ایران
۰
دکامرون نيز همچون کمدی الهی و قصايد پترارک از نظر ترکيب آهنگين و متعادل آن بیشک شاهکاری است.
ایران
۰
خوانندگان من خوب میدانند که قصهپردازان قرن شانزدهم و شاعران قرن هفدهم خودمان چقدر به بوکاچيو مديونند... کاستيلیها و حتی انگليسیها آثار او را خوانده و اغلب از او تقليد کردهاند. با اينکه بوکاچيو روحی کاملاً فلورانسی دارد هرجا که باشد همانجا وطن اوست. دانته و سروانتس و شکسپير و راسين پيش از همه جزو همشهريان او بهشمار رفتهاند و بوکاچيو در اين امتياز نادر با مولير شريک است که مردم همه کشورها میتوانند به ايشان دسترسی پيدا کنند.
ایران
۰
باری، در ميان همه فضايل آدمی، حقشناسی به نظر من، فضيلتی است درخور همهگونه تمجيد و ستايش، و حال آنکه ناسپاسی، رذيلتی است سخت مذموم و محکوم
